وقتی عروسک‌ها زبانِ ناگفته‌های کشاورزی و صنعت غذا می‌شوند

نمایش عروسکی به‌مثابه رسانه: از «آژیرهای برّه‌ها»ی بنکسی تا جریان‌های نوظهور در فرهنگ‌سازی کشاورزی و غذای سالم

چگونه هنر عروسکی، از یک کامیون عروسکی در نیویورک تا یک غرفه چای و عسل در تهران، به ابزاری نو برای فرهنگ‌سازی در حوزه سلامت غذا و اخلاق تولید تبدیل می‌شود؟

download_11zon (1)

شرح عکس: پرفورمنس شهری  «آژیرهای برّه‌ها»   اثر خیابانی بنکسی، «Sirens of the Lambs»  در سال ۲۰۱۳  پر از عروسک‌های حیوانات جیغ‌زن که در خیابان‌های نیویورک حرکت می‌کرد، خشونت را بدون خشونت نشان داد!

 

تلویزیون اینترنتی کشاورزپلاس- علیرضا صفاخو:

در جهان امروز، رسانه‌ها پیچیده‌تر شده‌اند اما مخاطب پیچیده‌تر از آن‌هاست. هرچه پیام‌ها پرزرق‌وبرق‌تر و تکنیکی‌تر می‌شوند، انسان معاصر در جست‌وجوی چیزی ساده‌تر، بی‌واسطه‌تر و انسانی‌تر است؛ چیزی که بتواند هم احساس و هم اندیشه را به‌طور همزمان فعال کند. در این میان، نمایش عروسکی به‌طرزی غافلگیرکننده دوباره در حال بازگشت است؛ نه فقط در سالن‌های تئاتر و برنامه‌های کودک، بلکه در خیابان، در عرصه‌های اجتماعی، در آموزش، در روایت بحران و حتی در رویدادهای حوزه کشاورزی، امنیت غذایی و سلامت عمومی.

شاید یکی از مهم‌ترین نقاط عطف این بازگشت، اثر خیابانی بنکسی، «Sirens of the Lambs» یا «آژیرهای برّه‌ها»، در سال ۲۰۱۳ میلادی باشد؛ اثری که همچون یک تکانه فرهنگی، نقش عروسک در بیان پیام‌های اخلاقی، اجتماعی و سیاسی را از نو تعریف کرد. این کامیونِ پر از عروسک‌های حیوانات جیغ‌زن—که در خیابان‌های نیویورک حرکت می‌کرد—صرفاً یک شوخی هنری نبود؛ بازخوانیِ خشونت پنهان صنعت گوشت بود. و جذابیت آن در این بود که انتقاد را نه با خون، نه با تصویرسازی خشن، بلکه با عروسک گفت؛ رسانه‌ای به‌ظاهر کودکانه اما به‌غایت نافذ.

اما اهمیت این اثر فقط در واکنش‌های آن زمان نمی‌ماند؛ بلکه مسیر تازه‌ای را گشود که امروز تا جشنواره‌های محصولات ارگانیک و غرفه‌های صنایع غذایی ایران نیز امتداد یافته است. این مقاله تلاش می‌کند این خط پیوند را روشن کند: چطور یک اثر خیابانی مبتنی بر عروسک، فرهنگ‌سازی در حوزه‌ی غذا و کشاورزی را در جهان و ایران تحت تأثیر قرار داده است.

۱. بنکسی و انقلاب بی‌صدا: چرا عروسک!؟

اثر «آژیرهای برّه‌ها» در اصل یک پرفورمنس شهری است: کامیونی با برچسب Farm Fresh Meats - مزرعه گوشت تازه حیوانات -  حرکت می‌کند و از لای دیواره‌ها، سر حیواناتی عروسکی بیرون آمده که مدام جیغ می‌کشند. 4 هنرمند پانتومیم داخل کامیون آن‌ها را هدایت می‌کنند. این کار به‌ظاهر ساده، چند اتفاق مهم می‌سازد:

۱) معصومیت به‌مثابه رسانه‌ی شوک

عروسک، نماد معصومیت است؛ چیزی که ما را به ناخودآگاه کودکی پیوند می‌زند. وقتی معصومیت، فریاد می‌زند، مخاطب مجبور می‌شود بایستد و نگاه کند. هنر بنکسی در این است که «فریاد بی‌خون» می‌سازد: خشونت را بدون خشونت نشان می‌دهد.

۲) عروسک، مرزگذار لطیف میان جدی و طنز

اثر هم خنده‌دار است، هم تکان‌دهنده. همین دوگانگی، در روان‌شناسی ارتباطات به «تَله توجه» معروف است—چیزی که مغز نمی‌تواند نادیده بگیرد.

۳) عروسک، ابزاری برای عبور از مقاومت ذهنی

وقتی درباره صنعت گوشت حرف می‌زنیم، مقاومت ایجاد می‌شود؛ چون موضوع اخلاقی، اقتصادی و فرهنگی است. اما عروسک با نرم‌کردن فضای ذهنی، پیام را به عمق منتقل می‌کند.

به همین دلیل، بسیاری از تحلیل‌گران هنر این اثر را نقطه عطفی در استفاده از عروسک به‌عنوان زبان انتقادی دانسته‌اند؛ زبانی که می‌تواند صنعت، سیاست، اخلاق و جامعه را نقد کند بدون آن‌که مخاطب را فراری دهد.

DSC05673

۲. وقتی «عروسک» وارد کشاورزی و غذای سالم می‌شود

این جریان جهانی در ایران نیز پژواکی پیدا کرده است — حتی اگر به‌ظاهر ناگهانی و فی‌البداهه باشد. یکی از نمونه‌های آن چهاردهمین جشنواره محصولات ارگانیک تهران در بوستان گفتگو است.

غرفه‌هایی که ناگهان «جان» گرفتند

در این رویداد، 2  برند چای زوبین و عسل اورازان کاری کردند که از قضا به روح همان جریان بنکسی نزدیک بود:

بدون برنامه‌ریزی قبلی، با همکاری گروه هنری  پیلاپیلاتویز  در غرفه‌های خود نمایش‌های کوچک عروسکی اجرا کردند.

این اجراها ساده، خودجوش و محدود بودند، اما چند اتفاق مهم رقم زدند:

غرفه را از حالت کالامحور به روایت محور تبدیل کردند.

ارتباط احساسی با مخاطب ساختند، نه صرفاً تبلیغ محصول.

پیام «ارگانیک بودن»، «سلامت»، «طبیعی بودن» و «رابطه انسان–طبیعت» را ملموس کردند.

کودکان را فعال‌ترین بخش مخاطبان کردند—و خانواده‌ها را پشت سر آن‌ها کشاندند.

به برندی که محصولش خاموش است، «صدا» دادند؛ درست همان کاری که بنکسی با حیوانات عروسکی کرد.

اگرچه این کار در ابعاد کوچک‌تری انجام شد، اما از منظر رویکرد فرهنگی، هم‌خانواده‌  همان موجی است که بنکسی ایجاد کرد: استفاده از عروسک به‌عنوان ابزار انتقال پیام درباره‌ی غذا، طبیعت، اخلاق تولید و مسئولیت مصرف‌کننده.

این اتفاق می‌تواند نقطه آغاز یک روند باشد:

ورود نمایش عروسکی به رویدادهای کشاورزی، صنایع غذایی، ترویج کشاورزی و آموزش تغذیه سالم.

DSC05521

۳. چرا کشاورزی و غذا به نمایش عروسکی نیاز دارند؟

نمایش عروسکی 3  ویژگی دارد که برای حوزه کشاورزی و صنایع غذایی ایده‌آل است:

الف) توان روایتگری درباره چیزهایی که دیده نمی‌شوند

از خاک و بذر تا زنبورعسل و دام — بسیاری از عناصر حیاتی زنجیره غذا برای مخاطب «نامرئی» هستند. عروسک می‌تواند این عناصر را جان‌بخشی کند.

ب) عبور از زبان خشک علمی

ترویج کشاورزی، سلامت غذا، پایداری—همه مفاهیم پیچیده‌اند. عروسک آن‌ها را روایت‌پذیر و برای عموم قابل لمس می‌کند.

ج) تبدیل آموزش به تجربه

عروسک میان مخاطب و موضوع «پیوند احساسی» می‌سازد—و این همان چیزی است که بازاریابی صنایع غذایی و ترویج کشاورزی اغلب فاقد آن هستند.

د. از جشنواره ارگانیک تا کشاورزپلاس: روایت عروسکی در بحران

تأثیر عروسک در حوزه کشاورزی فقط به جشنواره‌ها محدود نمی‌شود. یکی از نمونه‌های مهم، یادداشت خانم حمیده سروشمدرس پژوهشکده هنر جهاددانشگاهی — در تلویزیون اینترنتی کشاورزپلاس (لینک اینجا) است.

او در دل بحران شیوع گسترده سویه جدید تب برفکی، یادداشتی نوشت که در آن از استعاره عروسک برای تصویر کردن مبارزه خستگی‌ناپذیر دامپزشکان استفاده کرد؛ روایتی هنرمندانه که خشونت بحران را بدون تصویرسازی خشن منتقل می‌کرد.

این یادداشت به‌طور غیرمستقیم نشان داد که عروسک می‌تواند برای روایت بحران‌های واقعی استفاده شود؛ هنرمند می‌تواند پلی میان دامپزشکی، سلامت دام و جامعه بسازد و مهم‌تر از همه: هنر می‌تواند از اضطراب عمومی بکاهد بدون کوچک‌نمایی پیچیدگی مسئله. این همان کاری است که بنکسی نیز انجام می‌دهد: ایجاد مکث اخلاقی برای توجه به رنجی که معمولاً از آن غافل می‌شویم.

و. آیا زمان شکل‌گیری «ژانر عروسکی کشاورزی و غذا» فرا رسیده است؟

ترکیب این 3 نقطه—بنکسی در جهان، جشنواره ارگانیک تهران، یادداشت خانم سروش — نشانه‌هایی از یک روند تازه دارند:

۱. نمایش عروسکی در خدمت فرهنگ‌سازی غذایی

از معرفی برندهای سالم تا آموزش مصرف مسئولانه.

۲. عروسک به‌عنوان زبان جدید ترویج کشاورزی

روشی تازه برای روایت چرخه تولید، امنیت غذایی، تنوع زیستی، نقش زنبور، آب، خاک و…

۳. عروسک در مواجهه با بحران‌های دامپزشکی و کشاورزی

برای اطلاع‌رسانی، آرام‌سازی جامعه، آموزش رفتارهای درست.

۴. عروسک در بازاریابی رویدادهای غذایی و نمایشگاهی

برای ساخت تجربه، نه صرفاً نمایش محصول.

به‌بیان دیگر: عروسک می‌تواند پلی باشد میان علم و احساس، میان محصول و ارزش، میان تولید با روایت و این پل دقیقاً همان چیزی است که امروز در صنایع غذایی ایران کم داریم.

ه. جمع‌بندی: از نیویورک تا تهران، از کامیون بنکسی تا غرفه اورازان

اثر بنکسی نشان داد که عروسک یک ابزار کودکانه نیست؛ رسانه‌ای جدی برای گفتن حرف‌های سخت است.

این رسانه می‌تواند: نقد کند؛ آموزش بدهد؛ بحران را روایت کند، برند بسازد و از همه مهم‌تر: دل مخاطب را درگیر کند

جریان‌های تازه در ایران — از جشنواره ارگانیک تهران تا روایت‌های هنری اخیر در کشاورزپلاس — نشان می‌دهد که «عروسک» در حال تبدیل شدن به ابزار آینده فرهنگ‌سازی در کشاورزی، صنایع غذایی و سلامت جامعه است.

و شاید چند سال دیگر، وقتی به عقب نگاه کنیم، بگوییم:

شروع این مسیر از یک کامیون پر از عروسک جیغ‌زن در نیویورک بود، و ادامه‌اش از غرفه‌های کوچک و ساده چای زوبین و عسل اورازان و یادداشت هنرمندانه خانم حمیده سروش در کشاورزپلاس گذشت — و تبدیل شد به یک جریان فراگیر در حوزه فرهنگ تغذیه و کشاورزی ایران.

 

 

دیدگاه تان را بنویسید

 

پربازدیدترین ها