2982146760368987906کشاورزپلاس

در سال‌هایی که کشور چندین دولت با شعارها و رویکردهای متفاوت را تجربه کرده، برخی مدیران دولتی و مدیران شرکت‌های وابسته به دولت چنان ثباتی در جایگاه خود داشته‌اند که گویی تغییر دولت‌ها بیشتر شبیه تعویض تابلو بر سردر ساختمان بوده تا تغییر در اتاق‌های تصمیم‌گیری.

از دولت‌های با شعار عدالت تا دولت‌های توسعه‌گرا، از نگاه‌های متمرکز تا رویکردهای اصلاحی؛ بسیاری از مدیران جابه‌جا شدند، اما عده‌ای خاص همچنان در همان نقطه باقی ماندند. جالب آنجاست که این مدیران نه‌تنها از تغییرات سیاسی آسیب ندیدند، بلکه در هر دوره، خود را با رنگ و ادبیات همان دولت جدید هماهنگ کردند؛ انگار مسئله نه «سیاست» که «حفظ صندلی» بوده است.

در میان فعالان بخش کشاورزی و صنایع وابسته، این پرسش بارها مطرح شده که چگونه ممکن است یک مدیر در چند دولت با دیدگاه‌های کاملاً متفاوت، همچنان در رأس یک مجموعه باقی بماند؟ آیا واقعاً کشور با کمبود نیروی متخصص مواجه است یا سازوکاری شکل گرفته که ورود چهره‌های جدید را دشوار می‌کند؟

بسیاری از تولیدکنندگان می‌گویند در حالی که برای دریافت مجوز، تسهیلات یا حتی یک پاسخ اداری باید ماه‌ها در رفت‌وآمد باشند، برخی حلقه‌های مدیریتی سال‌ها بدون نگرانی از تغییر، بر منابع، تصمیم‌ها و شبکه‌های اجرایی تسلط دارند. همین موضوع باعث شده واژه «ثبات» در ذهن بخشی از بدنه تولید، معنایی متفاوت پیدا کند؛ ثباتی که گاهی بیشتر به «بسته بودن مسیر گردش نخبگان» شباهت دارد.

البته هیچ‌کس منکر اهمیت تجربه مدیریتی نیست. کشور به مدیران باتجربه نیاز دارد و تغییر مداوم مدیران می‌تواند به پروژه‌ها آسیب بزند. اما تجربه زمانی ارزشمند است که در کنار آن شفافیت، پاسخگویی و امکان رقابت برابر برای مدیران جدید نیز وجود داشته باشد.

شاید وقت آن رسیده که یک سؤال ساده اما جدی مطرح شود: این ماندگاری طولانی‌مدت، نشانه ثبات مدیریتی و اعتماد به کارآمدی است؛ یا نشانه شکل‌گیری حلقه‌ای بسته که به مرور، بوی انحصار و مافیای اداری به خود گرفته است؟

پاسخ این سؤال را نه شعارها، بلکه میزان شفافیت در انتصاب‌ها و امکان حضور نسل جدید مدیران مشخص خواهد کرد.

 

دیدگاه تان را بنویسید

 

پربازدیدترین ها

d