مهرناز خیاطی به سراغ مردم رفت؛ «تات» را می‌شناسید؟

تات در یک دقیقه: درختی با ریشه‌ای ۱۰۰ ساله در دل مردم یا بر قله کوه!؟

چگونه تات را از «معرفی سازمانی» به «برندسازی نهادی» برسانیم؟ تحلیل یک کلیپ یک‌دقیقه‌ای

اتاق خبر تلویزیون اینترنتی کشاورزپلاس:

اخیرا کلیپی که ظاهرا مرتبط به چند ماه پیش است، به دست اتاق خبر تلویزیون اینترنتی «کشاورزپلاس» رسیده که  درباره معرفی سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی (تات) با اجرای «مهرناز خیاطی»، متخصص ترویج و آموزش کشاورزی و فعال اکوسیستم‌های نوآوری کشاورزی از مَنظَر «محتوای کوتاهِ آگاهی‌بخش» قابل بررسی حرفه‌ای است.

قبل از بررسی این کلیپ، در ابتدا  نگاهی بندازید در 60 ثانیه به برندسازی نهادی از سازمانی به وسعت تات:

و در ادامه، نقاط قوت و حوزه‌های قابل بهبود را با توجه به محدودیت زمانی یک دقیقه ای آن تحلیل می‌کنیم:

نقاط قوت

استفاده از استعاره مرکزی (درخت 100 ساله)

تشبیه تات به «درختی با ریشه‌های 100ساله»:

  • به سازمان هویت تاریخی می‌دهد.

  • حس قدمت، ثبات و عمق را منتقل می‌کند.

  • برای روایت‌های توسعه‌ای کشاورزی بسیار مناسب است.

در محتوای کوتاه، داشتن یک «تصویر ذهنی واحد» بسیار مهم است و این استعاره کارکرد خوبی دارد.

 استفاده از عنصر «ناآگاهی عمومی» به‌عنوان گره داستان

رفتن به سطح شهر و پرسیدن «تات را می‌شناسید؟» یک تکنیک روایی هوشمندانه است:

  • مسئله را ملموس می‌کند.

  • مخاطب را در موقعیت پاسخ‌دهنده قرار می‌دهد.

  • فاصله برند-مردم را عینی نشان می‌دهد.

این بخش باعث می‌شود کلیپ صرفاً تبلیغاتی به نظر نرسد، بلکه مسئله‌محور جلوه کند.

 معرفی غیرمستقیم زیرمجموعه‌ها با بازی 3 کلمه‌ای

پرسش سریع از  غلامرضا  صالحی جوزانی، معاون پژوهش و فناوری   سازمان تات    و گرفتن پاسخ‌های تک‌کلمه‌ای:

  • «زراعت»

  • «نوین»

  • «منابع پایه»

این تکنیک:

  • ریتم ایجاد می‌کند.

  • تمرکز را بالا می‌برد.

  • از ورود به توضیحات طولانی جلوگیری می‌کند.

در فضای اینستاگرام یا شبکه‌های اجتماعی، این مدل پاسخ کوتاه بسیار کارآمد است.

 اشاره به گستره اثرگذاری «از کف دریا تا قله کوه»

این جمله:

  • دامنه جغرافیایی فعالیت را برجسته می‌کند.

  • بار شاعرانه دارد.

  • پیام «همه‌جایی بودن» را منتقل می‌کند.

برای سازمانی که کارکرد آن برای عموم نامرئی است، این جمله ارزشمند است.

نقاط قابل بهبود

 نبود «پیوند مستقیم با زندگی مردم»

در کلیپ گفته می‌شود تات اثرگذار است، اما گفته نمی‌شود:

  • این اثرگذاری دقیقاً چه تغییری در زندگی مردم ایجاد کرده؟

  • آیا به سفره، قیمت غذا، امنیت غذایی یا کیفیت محصولات مرتبط است؟

در محتوای یک‌دقیقه‌ای، اگر یک مثال ملموس اضافه شود (مثلاً «بذر گندمی که نان امروز شما از آن است…») اثرگذاری چند برابر می‌شود.

 فقدان یک جمله «قلاب‌دار» در آغاز

شروع کلیپ بیشتر توضیحی است تا ضربه‌ای.

در ویدئوهای کوتاه، ۳–۵ ثانیه اول تعیین‌کننده‌اند.

مثلاً اگر با این جمله شروع شود:

«نان روی سفره‌تان، حاصل پژوهش یک سازمان کمتر شناخته‌شده است…»

میزان درگیری مخاطب بیشتر می‌شود.

 پاسخ‌های تک‌کلمه‌ای نیازمند قاب معنایی قوی‌تر

واژه‌هایی مثل «زراعت»، «نوین»، «منابع پایه» برای مخاطب تخصصی مفهوم دارند، اما برای مخاطب عمومی کمی انتزاعی‌اند.

می‌توانست پس از هر کلمه، یک زیرنویس کوتاه تصویری بیاید:

  • زراعت = اصلاح بذر

  • نوین = فناوری ژنتیک

  • منابع پایه = خاک و آب

در غیر این صورت، مخاطب عمومی فقط «واژه» می‌شنود نه «معنا».

 پایان‌بندی فاقد «دعوت به اقدام» (Call to Action)

در پایان مشخص نیست مخاطب باید:

  • فقط آگاه شود؟

  • صفحه را دنبال کند؟

  • بیشتر جست‌وجو کند؟

  • نگاهش به کشاورزی تغییر کند؟

یک جمله پایانی جهت‌دار، اثرگذاری پیام را تثبیت می‌کند.

در مجموع این کلیپ از نظر:

  • ساختار روایی

  • ریتم

  • فشردگی

  • استفاده از تکنیک پرسش میدانی

قابل قبول و حتی هوشمندانه است.

اما برای ارتقای سطح اثرگذاری در فضای عمومی، نیاز دارد:

  1. پیوند مستقیم با زندگی روزمره مردم

  2. یک هوک قوی در ابتدای ویدئو

  3. ترجمه مفاهیم تخصصی به زبان ملموس

  4. پایان‌بندی هدفمند

اگر این 4 عنصر در محتواهای مشابه بعدی با سرمایه‌گذاری مناسب و هدفمند از سوی این سازمان  تقویت شود، چنین کلیپی می‌تواند از سطح «معرفی سازمانی» به سطح «برندسازی نهادی» ارتقا پیدا کند.

نظر شما چیست؟  چه رویکرد و نگاهی می تواند تات را به برندی نهادی در کل جامعه بدل سازد؟ نظرات خود را کامنت کنید:

 

دیدگاه تان را بنویسید

 

پربازدیدترین ها