سهم ایران از بریکس؛ تجارت داریم، استراتژی نداریم؟

بررسی فرصت‌ها، تهدیدها و ظرفیت‌های استفاده‌نشده بریکس برای کشاورزی و صنایع غذایی ایران

 
84e6bbf2-09e6-4813-a340-69bf70848aa6
پیوستن ایران به بریکس از همان ابتدا با انتظارات زیادی در حوزه اقتصاد و تجارت همراه بود؛ از تسهیل مبادلات مالی و کاهش وابستگی به دلار گرفته تا افزایش صادرات، جذب سرمایه و دسترسی آسان‌تر به بازار کشورهای عضو.
اما برای بخش کشاورزی و صنایع غذایی، موضوع اهمیت بیشتری دارد. اعضای بریکس مجموعه‌ای از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان مواد غذایی جهان را در خود جای داده‌اند؛ از چین و هند با بازارهای عظیم مصرف گرفته تا روسیه و برزیل که در بازار جهانی غلات، دانه‌های روغنی، خوراک دام و محصولات کشاورزی نقش تعیین‌کننده دارند.
ایران نیز از یک سو صادرکننده محصولاتی مانند پسته، زعفران، خرما، خشکبار، میوه و سبزی، محصولات گلخانه‌ای، شیلات و انواع فرآورده‌های صنایع غذایی است و از سوی دیگر برای تأمین بخشی از ذرت، کنجاله، روغن، دانه‌های روغنی، برنج و برخی کالاهای اساسی به واردات نیاز دارد.
روی کاغذ، این ترکیب می‌تواند بریکس را به یکی از مهم‌ترین بلوک‌های اقتصادی برای آینده کشاورزی و صنعت غذای ایران تبدیل کند.
اما سؤال اصلی اینجاست:
آیا ایران تاکنون واقعاً از ظرفیت بریکس استفاده کرده یا فقط تجارت قدیمی خود با کشورهای عضو را زیر عنوان جدید بریکس تعریف کرده است؟

 بریکس برای کشاورزی چرا اهمیت دارد؟

بریکس امروز فقط مجموعه‌ای از چند اقتصاد نوظهور نیست. با گسترش اعضا، این گروه بخش مهمی از جمعیت، تولید، منابع طبیعی و بازار مصرف جهان را در اختیار گرفته است.

بر اساس آمارهای منتشرشده در چارچوب همکاری‌های کشاورزی بریکس، کشورهای عضو سهم قابل‌توجهی از تولید مواد غذایی و زمین‌های کشاورزی جهان را در اختیار دارند.

چین یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان و واردکنندگان محصولات کشاورزی جهان است. هند ظرفیت عظیمی در تولید برنج، شکر، محصولات باغی و صنایع غذایی دارد. برزیل یکی از قدرت‌های اصلی جهان در سویا، ذرت، شکر و محصولات دامی است و روسیه نیز یکی از بازیگران کلیدی بازار غلات و به‌ویژه گندم محسوب می‌شود.

امارات نیز با وجود محدودیت‌های تولید کشاورزی، یکی از مهم‌ترین مراکز تجارت، ترانزیت و بازصادرات مواد غذایی منطقه است.

بنابراین بریکس برای ایران هم‌زمان می‌تواند
بازار صادراتی، منبع تأمین کالاهای اساسی، شریک سرمایه‌گذاری و مسیر انتقال فناوری باشد.

 بیش از ۸ میلیارد دلار تجارت؛ اما این عدد دقیقاً چه می‌گوید؟

براساس اعلام مسئولان وزارت جهاد کشاورزی، حجم تجارت محصولات کشاورزی ایران با کشورهای عضو بریکس در سال ۲۰۲۵ از هشت میلیارد دلار عبور کرده است.

همچنین اعلام شده حدود ۳۰ درصد صادرات محصولات کشاورزی ایران به اعضای بریکس انجام می‌شود و نزدیک به نیمی از واردات کشاورزی کشور نیز از اعضای این مجموعه تأمین می‌شود.

این ارقام نشان می‌دهد اعضای بریکس همین امروز نیز شرکای مهمی برای بخش کشاورزی ایران هستند.

اما یک نکته بسیار مهم نباید نادیده گرفته شود.

ایران پیش از عضویت در بریکس نیز با چین، هند، روسیه، برزیل و امارات تجارت گسترده داشت. بخشی از نهاده‌های دامی و کالاهای اساسی از همین کشورها وارد می‌شد و محصولات کشاورزی ایران نیز به همین بازارها صادر می‌شد.

در نتیجه، نمی‌توان تمام تجارت موجود با این کشورها را دستاورد عضویت در بریکس دانست.

باید میان دو مفهوم تفاوت قائل شد:


«تجارت با کشورهای عضو بریکس» و «استفاده از ظرفیت‌های خود بریکس».*
ایران در بخش اول حضور قابل‌توجهی دارد؛ اما در بخش دوم هنوز فاصله زیادی با نقطه مطلوب دیده می‌شود.
از سوی دیگر، برخی آمارهای اعلام‌شده درباره کل صادرات و واردات کشاورزی ایران و سهم بریکس از این تجارت کاملاً هم‌سنخ نیستند و احتمالاً دوره زمانی یا تعریف آماری متفاوتی دارند.
همین موضوع ضرورت انتشار آمار شفاف را بیشتر می‌کند.
اگر قرار است عملکرد ایران در بریکس ارزیابی شود، باید مشخص باشد با هر عضو چه میزان تجارت داریم، چه کالاهایی صادر و وارد می‌شوند و چه میزان از رشد تجارت پس از عضویت رسمی ایران ایجاد شده است.
 بریکس؛ فرصتی برای امنیت غذایی
شاید مهم‌ترین مزیت بریکس برای بخش کشاورزی ایران، افزایش تنوع مبادی تأمین کالاهای اساسی باشد.
امنیت غذایی الزاماً به معنای تولید صد درصد نیاز کشور در داخل نیست. در دنیای امروز، کشوری از امنیت غذایی بیشتری برخوردار است که علاوه بر تولید داخلی، بتواند کالاهای مورد نیاز خود را از منابع متنوع و مطمئن تأمین کند.
روسیه، برزیل و هند می‌توانند در تأمین غلات، خوراک دام، دانه‌های روغنی، روغن و برخی دیگر از کالاهای مورد نیاز ایران نقش مهمی داشته باشند.
قراردادهای بلندمدت با تولیدکنندگان معتبر، سرمایه‌گذاری مشترک در زنجیره تأمین و ایجاد مسیرهای
پایدار حمل‌ونقل می‌تواند ریسک تأمین را کاهش دهد.
اما در اینجا یک خطر نیز وجود دارد.
اگر ایران صرفاً وابستگی خود به چند تأمین‌کننده قبلی را با وابستگی به دو یا سه کشور بریکس جایگزین کند، الزاماً امنیت غذایی بیشتری ایجاد نشده است.
مزیت بریکس زمانی معنا پیدا می‌کند که به تنوع مبادی منجر شود، نه ایجاد وابستگی جدید.

 بازارهای بزرگ؛ اما با چه کالایی؟

بریکس در سمت صادرات نیز ظرفیت بزرگی برای ایران ایجاد می‌کند.

چین، هند، روسیه، امارات، مصر، آفریقای جنوبی و سایر اعضا در مجموع بازار بسیار بزرگی برای محصولات غذایی تشکیل می‌دهند.

اما مسئله فقط حجم صادرات نیست؛ ترکیب صادرات نیز اهمیت دارد.

ایران می‌تواند زعفران، خرما، پسته و محصولات باغی صادر کند؛ اما اگر این کالاها عمدتاً به شکل فله یا با فرآوری و بسته‌بندی محدود صادر شوند، بخش بزرگی از ارزش افزوده در کشور مقصد ایجاد خواهد شد.

فرصت اصلی برای ایران، توسعه صادرات محصولات فرآوری‌شده است.

زعفران بسته‌بندی‌شده و برنددار، خشکبار، لبنیات، شیرینی و شکلات، رب، کنسرو، آبمیوه، محصولات شیلاتی فرآوری‌شده، غذاهای آماده و محصولات حلال می‌توانند سهم بیشتری از بازار بریکس به دست آورند.

در واقع اگر صادرات ایران به بریکس فقط به فروش مواد خام محدود شود، از بخش بزرگی از ظرفیت این بازار استفاده نشده است.

 گره پول؛ بریکس چقدر می‌تواند کمک کند؟

یکی از مهم‌ترین مشکلات تجارت ایران، نقل‌وانتقال پول است.

یک صادرکننده ممکن است محصول مناسبی داشته باشد و حتی مشتری خارجی نیز پیدا کند، اما هزینه انتقال ارز، واسطه‌های متعدد، ریسک تسویه و زمان بازگشت پول می‌تواند معامله را غیراقتصادی کند.

یکی از موضوعات مورد تأکید کشورهای بریکس، افزایش استفاده از ارزهای ملی و توسعه سازوکارهای پرداخت فرامرزی است.

در صورت عملیاتی شدن گسترده این سازوکارها، ایران می‌تواند بخشی از تجارت خود را با یوان، روبل، روپیه، درهم یا دیگر ارزهای محلی انجام دهد و وابستگی به مسیرهای مالی سنتی را کاهش دهد.

اما در این بخش نیز نباید انتظارات غیرواقعی ایجاد کرد.


بریکس در حال حاضر ارز مشترک یا سیستم بانکی واحدی ندارد.*
عضویت ایران در بریکس نیز به‌تنهایی محدودیت‌های بانکی کشور را از بین نمی‌برد.
اگر قرار است تجارت کشاورزی از این ظرفیت بهره ببرد، بانک مرکزی و بانک‌های عامل باید سازوکارهای قابل‌استفاده برای بخش خصوصی ایجاد کنند؛ نه اینکه فقط توافق‌های کلی در سطح سیاسی باقی بماند.
 بورس غلات بریکس؛ فرصتی که نباید از دست برود
ایجاد بورس یا پلتفرم تجارت غلات بریکس یکی از طرح‌هایی است که در سال‌های اخیر به‌طور جدی مورد بحث قرار گرفته است.
برای ایران که واردکننده بخشی از غلات و نهاده‌های کشاورزی است، چنین بازاری می‌تواند اهمیت زیادی داشته باشد.
دسترسی مستقیم‌تر به فروشندگان، افزایش شفافیت قیمت، امکان انعقاد قراردادهای بلندمدت و کاهش وابستگی به واسطه‌ها از جمله مزایای بالقوه این سازوکار است.
ایران باید از همین مرحله شکل‌گیری پروژه فعال باشد.
اشتباه این است که منتظر بمانیم سازوکار توسط دیگر کشورها طراحی و عملیاتی شود و بعد ایران صرفاً به‌عنوان خریدار وارد آن شود.
قواعد تسویه، استاندارد کالا، محل تحویل، انبارداری، بیمه و تأمین مالی از همین امروز باید توسط طرف ایرانی دنبال شود.
در عین حال، باید تأکید کرد که بورس غلات بریکس هنوز یک بازار بزرگ و کاملاً عملیاتی نیست و نباید آن را به‌عنوان دستاورد تحقق‌یافته معرفی کرد.
 استاندارد؛ مانعی بزرگ‌تر از تعرفه
یکی از چالش‌هایی که گاهی در بحث توسعه صادرات نادیده گرفته می‌شود، استانداردهای بهداشتی و قرنطینه‌ای است.
کاهش تعرفه زمانی معنا دارد که اصولاً اجازه ورود کالا به بازار مقصد صادر شده باشد.
برای صادرات محصولات کشاورزی، داشتن توافقات دامپزشکی، قرنطینه گیاهی، استاندارد باقی‌مانده سموم، قابلیت رهگیری و گواهی‌های بهداشتی اهمیت اساسی دارد.
در بریکس نیز بر توسعه گواهی‌های الکترونیکی دامپزشکی و قرنطینه‌ای و افزایش هماهنگی بین اعضا تأکید شده است.
ایران باید در این بخش بسیار فعال‌تر باشد.
برای هر محصول صادراتی مهم، پروتکل ورود به بازار مقصد باید پیش از فصل تولید نهایی شود.
اینکه ابتدا محصول تولید کنیم و پس از برداشت به دنبال بازار و مجوز صادراتی باشیم، همان الگوی پرهزینه‌ای است که بارها به زیان تولیدکنندگان تمام شده است.
 از تجارت کالا تا انتقال فناوری
یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات احتمالی در سیاست ایران نسبت به بریکس این است که همه چیز را در واردات و صادرات خلاصه کنیم.
برخی از اعضای بریکس در حوزه‌هایی مانند کشاورزی دیجیتال، بذر، ژنتیک، ماشین‌آلات، کشاورزی کم‌آب‌بر، مدیریت زنجیره تأمین و صنایع تبدیلی تجربیات ارزشمندی دارند.
چین ظرفیت بالایی در فناوری‌های هوشمند، ماشین‌آلات و اتوما
سیون دارد.
برزیل در کشاورزی وسیع‌مقیاس، دانه‌های روغنی، اصلاح نژاد و بهره‌وری تجربه گسترده‌ای دارد.
هند در توسعه فناوری‌های کم‌هزینه برای کشاورزان و خدمات دیجیتال کشاورزی فعال است و روسیه نیز در حوزه غلات، بذر و برخی ماشین‌آلات کشاورزی ظرفیت دارد.
برای ایران که با محدودیت منابع آب، تغییر اقلیم، فرسایش خاک و پایین بودن بهره‌وری در برخی محصولات مواجه است، همکاری فناورانه می‌تواند حتی مهم‌تر از افزایش چندصد میلیون دلاری صادرات باشد.
اگر نتیجه همکاری ایران با بریکس فقط واردات ذرت و سویا و صادرات پسته و خرما باشد، بخش بزرگی از فرصت از دست رفته است.
 ایران هنوز عضو بانک توسعه نوین نیست
یکی از ظرفیت‌های مهم در ساختار بریکس، بانک توسعه نوین یا NDB است.
این بانک برای تأمین مالی پروژه‌های توسعه‌ای و زیرساختی تشکیل شده و می‌تواند در حوزه‌هایی مانند حمل‌ونقل، آب، انرژی و زیرساخت‌های مرتبط با تجارت نقش داشته باشد.
اما نکته مهم این است که عضویت در بریکس به معنای عضویت خودکار در بانک توسعه نوین نیست.
تا این مقطع، ایران در فهرست اعضای رسمی این بانک قرار ندارد.
این مسئله برای بخش کشاورزی اهمیت دارد؛ زیرا ایران برای توسعه زنجیره سرد، سردخانه، کانتینر یخچالی، خطوط ریلی، بنادر، گلخانه‌ها، مدیریت آب و صنایع تبدیلی به سرمایه‌گذاری قابل‌توجه نیاز دارد.
اگر قرار است از ظرفیت مالی بریکس استفاده شود، پیگیری عضویت یا ایجاد مسیرهای همکاری مؤثر با بانک توسعه نوین باید یکی از محورهای دیپلماسی اقتصادی کشور باشد.
 لجستیک؛ حلقه‌ای که بدون آن بازار از دست می‌رود
محصول کشاورزی با فولاد و مواد معدنی تفاوت دارد.
یک محموله کیوی، مرکبات، لبنیات، شیلات یا سبزی و صیفی نمی‌تواند هفته‌ها بدون شرایط مناسب در مسیر باقی بماند.
برای توسعه صادرات محصولات غذایی به کشورهای دوردست، زنجیره سرد، کانتینر یخچالی، بندر مجهز، خطوط منظم حمل و زمان تحویل قابل پیش‌بینی ضروری است.
ممکن است محصول ایرانی در مزرعه قیمت رقابتی داشته باشد، اما زمانی که به قفسه فروشگاه خارجی می‌رسد، هزینه حمل و واسطه‌ها تمام مزیت آن را از بین برده باشد.
کریدور شمال ـ جنوب و ظرفیت بنادر شمال و جنوب ایران می‌توانند در تجارت با اعضای بریکس نقش مهمی داشته باشند؛ اما برای بخش غذا باید نگاه تخصصی‌تری به لجستیک وجود داشته باشد.
بدون «لجستیک غذایی»، صحبت از افزایش بزرگ صادرات کشاورزی چندان واقع‌بینانه نیست.
 ریسک دیگر؛ اعضای بریکس رقبای ایران هم هستند
بریکس فقط فرصت نیست.
بسیاری از اعضای آن رقبای بزرگ ایران در بازار محصولات کشاورزی و غذایی هستند.
برزیل، هند، روسیه و چین با شبکه‌های صادراتی قوی، خطوط اعتباری، شرکت‌های بزرگ، استانداردهای تثبیت‌شده و زیرساخت‌های حمل‌ونقل گسترده وارد بازار می‌شوند.
حتی در محصولاتی که ایران مزیت دارد، کشورهایی دیگر برای تصاحب بازار رقابت می‌کنند.
بنابراین صرف عضویت سیاسی به معنی ایجاد مزیت اقتصادی نیست.
صادرکننده ایرانی باید بتواند از نظر قیمت، کیفیت، بسته‌بندی، استاندارد، زمان تحویل و تأمین مستمر با رقبا رقابت کند.
 چه باید کرد؟
ایران بیش از یک «میز بریکس» تشریفاتی به یک *برنامه عملیاتی تجارت کشاورزی با بریکس نیاز دارد.

برای هر کشور عضو باید کالاهای هدف، ظرفیت بازار، تعرفه‌ها، رقبای اصلی، الزامات بهداشتی، مسیر حمل و روش تسویه مالی مشخص شود.

یک نسخه واحد برای چین، روسیه، هند و برزیل جواب نمی‌دهد.

چین می‌تواند بازار مهمی برای برخی محصولات باغی، خشکبار، زعفران، شیلات و صنایع غذایی باشد.

روسیه ظرفیت بالایی برای میوه و سبزی، محصولات گلخانه‌ای، خشکبار و برخی فرآورده‌های غذایی دارد.

امارات علاوه بر بازار داخلی، یک هاب مهم برای بازصادرات مواد غذایی است.

برزیل نیز علاوه بر تأمین برخی نهاده‌ها می‌تواند شریک فناوری و سرمایه‌گذاری باشد.

در کنار این نقشه کشوربه‌کشور، چند اقدام باید در اولویت قرار گیرد:

ایجاد مسیرهای پرداخت عملیاتی با ارزهای ملی؛ توسعه خطوط اعتباری برای صادرکنندگان؛ تکمیل پروتکل‌های دامپزشکی و قرنطینه‌ای؛ ایجاد مسیر سبز گمرکی برای محصولات فسادپذیر؛ سرمایه‌گذاری در سردخانه و حمل یخچالی؛ افزایش صادرات محصولات فرآوری‌شده؛ حضور فعال در طراحی بورس غلات بریکس؛ توسعه همکاری فناورانه و پیگیری استفاده از ظرفیت بانک توسعه نوین.

و مهم‌تر از همه، عملکرد دستگاه‌ها باید با عدد سنجیده شود.

نه تعداد جلسه‌ها.

نه تعداد سفرها.

و نه تعداد تفاهم‌نامه‌ها.

باید پرسید:


چند بازار جدید باز شد؟
صادرات چه میزان افزایش یافت؟
چند پروتکل بهداشتی نهایی شد؟
چقدر سرمایه‌گذاری جذب شد؟
هزینه نقل‌وانتقال پول چقدر کاهش یافت؟
سهم محصولات فرآوری‌شده از صادرات چقدر بیشتر شد؟
*
 تجارت داریم؛ استراتژی چطور؟
بریکس بدون تردید یکی از مهم‌ترین فرصت‌های پیش‌روی کشاورزی
و صنایع غذایی ایران است.
بازارهای بزرگ مصرف، تولیدکنندگان عمده کالاهای اساسی، منابع مالی، فناوری و ظرفیت‌های حمل‌ونقل همگی در این مجموعه وجود دارند.
اما عضویت به‌تنهایی هیچ‌یک از این مزایا را به ایران هدیه نمی‌دهد.
واقعیت امروز این است که ایران با کشورهای بریکس تجارت قابل‌توجهی دارد؛ اما هنوز مشخص نیست تا چه اندازه توانسته از *ساختار بریکس برای کاهش هزینه تجارت، دسترسی به بازارهای جدید، جذب سرمایه، انتقال فناوری و افزایش امنیت غذایی استفاده کند.

بریکس زمانی برای کشاورزی ایران موفق خواهد بود که آثار عضویت در مزرعه، کارخانه، بندر و حساب صادرکننده دیده شود؛ نه فقط در بیانیه‌ها و نشست‌های رسمی.

شاید بتوان وضعیت فعلی را در یک جمله خلاصه کرد:


ایران با بریکس تجارت دارد؛ اما برای تبدیل این تجارت به یک مزیت پایدار، هنوز به استراتژی نیاز دارد

 

دیدگاه تان را بنویسید

 

پربازدیدترین ها

d