abdf4086-6adc-4881-b76c-d1389c7d8063

 
گزارش اخیر سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO) مبنی بر کاهش ۳۰ درصدی صادرات لبنیات ایران در سال ۲۰۲۶، واکنش‌های متفاوتی را در میان فعالان صنعت غذا و کارشناسان اقتصادی برانگیخته است. بر اساس این گزارش، صادرات لبنیات ایران از حدود ۲ میلیون و ۳۴۹ هزار تن در سال ۲۰۲۵ به یک میلیون و ۶۳۹ هزار تن در سال جاری کاهش خواهد یافت و هم‌زمان تولید نیز با افتی بیش از ۹ درصد، از ۹ میلیون و ۱۱۰ هزار تن به ۸ میلیون و ۲۵۰ هزار تن می‌رسد.در نگاه نخست، این آمار می‌تواند نشانه‌ای از تضعیف جایگاه ایران در بازارهای جهانی لبنیات تلقی شود؛ اما پرسش مهم‌تر این است که آیا صادرات بالای لبنیات در سال‌های گذشته، به‌تنهایی یک موفقیت اقتصادی محسوب می‌شود یا باید آن را در چارچوب ساختار تولید، سیاست‌های حمایتی و وضعیت امنیت غذایی کشور ارزیابی کرد؟پاسخ به این پرسش، نیازمند نگاهی فراتر از ارقام صادرات است.صادرات؛ ضرورتی برای صنعت، اما نه تنها معیار موفقیتتردیدی نیست که صادرات برای صنعت لبنیات ایران یک ضرورت است. این صنعت علاوه بر ایجاد اشتغال، یکی از مهم‌ترین بخش‌های صنایع غذایی کشور به شمار می‌رود و حضور در بازارهای عراق، افغانستان، کشورهای آسیای میانه و حاشیه خلیج فارس، نقش مهمی در حفظ ظرفیت تولید، ارزآوری و استمرار فعالیت واحدهای لبنی دارد.بر اساس اعلام انجمن صنایع فرآورده‌های لبنی ایران، صادرات محصولات لبنی از ابتدای سال تا پایان مردادماه به ۳۰۱ هزار و ۷۹۵ تن به ارزش ۴۹۱ میلیون دلار رسیده که نسبت به مدت مشابه سال گذشته، ۲۳ درصد رشد وزنی و ۲۸ درصد رشد ارزشی را نشان می‌دهد. این ارقام بیانگر آن است که صنعت لبنیات همچنان یکی از ارزآورترین صنایع غذایی کشور محسوب می‌شود.بنابراین، کاهش صادرات در کوتاه‌مدت، بدون تردید خبر مطلوبی برای این صنعت نیست؛ زیرا از دست دادن بازارهای صادراتی، به‌ویژه در شرایط رقابت شدید منطقه‌ای، به‌مراتب دشوارتر از حفظ آن‌هاست.اما آیا صرف رشد صادرات، به معنای موفقیت اقتصادی است؟وابستگی تولید به نهاده‌های وارداتیبرای پاسخ به این سؤال باید به ساختار تولید شیر در ایران توجه کرد.دامپروری ایران همچنان وابستگی بالایی به واردات نهاده‌های دامی دارد. بر اساس اعلام معاون امور تولیدات دامی وزارت جهاد کشاورزی، در سال گذشته حدود ۱۸ میلیون تن نهاده دامی برای تأمین نیاز کشور وارد شده که شامل ۱۰.۵ میلیون تن جو، ۴.۵ میلیون تن کنجاله سویا و ۳.۵ میلیون تن ذرت بوده است. این نهاده‌ها در کنار تولید داخلی، بخشی از نیاز حدود ۷۰ میلیون تنی خوراک دام و طیور کشور را تأمین می‌کنند.این ارقام نشان می‌دهد بخش مهمی از زنجیره تولید شیر و فرآورده‌های لبنی همچنان به واردات وابسته است؛ وارداتی که طی سال‌های گذشته بخش قابل توجهی از آن با حمایت‌های ارزی دولت انجام شده است.از سوی دیگر، تولیدکنندگان از یارانه‌های قابل توجه دیگری نیز بهره‌مند هستند؛ از جمله آب، برق، گاز، سوخت، تسهیلات بانکی و برخی حمایت‌های زیرساختی.در چنین شرایطی، پرسش اصلی این نیست که صادرات خوب است یا بد؛ بلکه این است که آیا ارزش افزوده و درآمد ارزی حاصل از صادرات، بیش از هزینه یارانه‌های مستقیم و غیرمستقیمی است که در فرآیند تولید مصرف می‌شود؟این همان سؤالی است که پاسخ به آن، کیفیت سیاست‌گذاری در بخش کشاورزی و صنایع غذایی را تعیین خواهد کرد.کاهش مصرف؛ حلقه گمشده تحلیل صادراتاما شاید مهم‌ترین متغیری که در تحلیل صادرات لبنیات کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، وضعیت مصرف داخلی باشد.بر اساس اعلام رئیس اتحادیه فرآورده‌های لبنی، سرانه مصرف لبنیات در ایران که در سال ۱۳۸۹ و هم‌زمان با اجرای طرح شیر یارانه‌ای حدود ۱۳۰ کیلوگرم برای هر نفر در سال برآورد می‌شد، اکنون به حدود ۵۰ کیلوگرم رسیده است؛ یعنی کاهش حدود ۸۰ کیلوگرمی یا بیش از ۶۰ درصد طی یک دهه و نیم.این کاهش را نمی‌توان صرفاً یک تغییر در الگوی مصرف دانست؛ بلکه بازتابی از افزایش قیمت محصولات لبنی، کاهش قدرت خرید خانوارها و محدود شدن دسترسی بخشی از جامعه به یکی از مهم‌ترین منابع تأمین پروتئین و کلسیم است.در چنین شرایطی، این پرسش جدی مطرح می‌شود که آیا بخشی از رشد صادرات سال‌های گذشته، نتیجه افزایش تولید بوده یا حاصل کوچک‌تر شدن بازار داخلی؟اگر مصرف داخلی کاهش یافته و مازاد تولید به بازارهای خارجی صادر شده باشد، نمی‌توان افزایش صادرات را بدون توجه به این واقعیت، یک موفقیت کامل اقتصادی تلقی کرد.صادرات و امنیت غذایی؛ دو روی یک سکهامنیت غذایی تنها به میزان تولید وابسته نیست؛ بلکه به دسترسی اقتصادی مردم به غذای سالم نیز بستگی دارد.
اگر کشوری بتواند میلیون‌ها تن لبنیات صادر کند، اما هم‌زمان سرانه مصرف داخلی به پایین‌ترین سطح طی سال‌های اخیر برسد، سیاست‌گذار ناگزیر است میان دو هدف مهم تعادل برقرار کند؛ حفظ بازارهای صادراتی و ارتقای تغذیه جامعه.این دو هدف، نه متضاد، بلکه مکمل یکدیگر هستند.کشورهای موفق صادرکننده لبنیات مانند نیوزیلند، هلند و ایرلند، مزیت صادراتی خود را بر پایه بهره‌وری بالا، مدیریت علمی دامداری، فناوری‌های نوین و زنجیره تأمین کارآمد بنا کرده‌اند. در مقابل، ایران علاوه بر محدودیت منابع آب، با وابستگی به واردات نهاده‌های دامی و افزایش هزینه‌های تولید نیز مواجه است؛ موضوعی که پایداری مزیت صادراتی را با چالش روبه‌رو می‌کند.آنچه باید اصلاح شود، سیاست‌گذاری استنقد سیاست‌های موجود به معنای مخالفت با صادرات نیست.برعکس، حفظ بازارهای صادراتی برای آینده صنعت لبنیات ضروری است؛ اما این بازارها باید بر پایه مزیت رقابتی واقعی، افزایش بهره‌وری، توسعه فناوری و کاهش هزینه‌های تولید حفظ شوند، نه صرفاً بر پایه یارانه‌های گسترده و حمایت‌های غیرهدفمند.هم‌زمان، سیاست‌های حمایتی نیز باید به گونه‌ای طراحی شوند که نتیجه آن افزایش مصرف داخلی و بهبود امنیت غذایی باشد، نه اینکه در نهایت بخشی از جامعه توان خرید لبنیات را از دست بدهد.تناقض امروز صنعت لبنیات ایران همین‌جاست؛ دولت برای تولید، از نهاده، انرژی و زیرساخت حمایت می‌کند، اما مصرف داخلی به‌طور مستمر کاهش یافته است. اگر سرانه مصرف از حدود ۱۳۰ کیلوگرم به ۵۰ کیلوگرم رسیده باشد، باید پرسید این حمایت‌ها تا چه اندازه به هدف اصلی خود، یعنی ارتقای امنیت غذایی، دست یافته‌اند؟جمع‌بندیکاهش پیش‌بینی‌شده صادرات لبنیات ایران، بدون تردید برای صنعت خبر خوشایندی نیست و می‌تواند به معنای از دست رفتن بخشی از بازارهای صادراتی و کاهش ارزآوری باشد. اما در مقابل، صادرات بالای سال‌های گذشته نیز نباید بدون بررسی کیفیت این صادرات، ساختار هزینه تولید و وضعیت مصرف داخلی، به‌عنوان یک موفقیت قطعی تلقی شود.موفقیت واقعی صنعت لبنیات زمانی محقق خواهد شد که سه شاخص به‌طور هم‌زمان بهبود یابد؛ افزایش بهره‌وری تولید، حفظ بازارهای صادراتی و ارتقای سرانه مصرف داخلی.تا زمانی که تولید به واردات نهاده‌های دامی وابسته باشد، انرژی و آب با یارانه تأمین شود و هم‌زمان مصرف لبنیات در داخل کشور روندی نزولی داشته باشد، ارزیابی عملکرد این صنعت تنها بر اساس حجم صادرات، تصویری ناقص از واقعیت ارائه خواهد داد.شاید امروز مهم‌ترین پرسش پیش‌روی سیاست‌گذاران این نباشد که چرا صادرات لبنیات کاهش یافته است؛ بلکه این باشد که چگونه می‌توان هم بازارهای صادراتی را حفظ کرد و هم اطمینان یافت که لبنیات، به‌عنوان یکی از پایه‌های امنیت غذایی، دوباره جایگاه شایسته خود را بر سر سفره خانوار ایرانی پیدا کند.

 

دیدگاه تان را بنویسید

 

پربازدیدترین ها

d