ناترازی انرژی؛ بحران خاموشی که سفره مردم را کوچک می‌کند

چگونه کمبود برق و گاز، زنجیره تولید صنایع غذایی را تا مرز فرسایش پیش برده است؟

382400da-f927-4886-bb0e-52c5ddef646c
ناترازی انرژی دیگر تنها یک اصطلاح تخصصی در ادبیات صنعت برق نیست؛ این پدیده امروز به یکی از مهم‌ترین ریسک‌های اقتصاد تولید ایران تبدیل شده است. هر تابستان با محدودیت برق و هر زمستان با افت فشار یا قطع گاز، بخشی از صنایع کشور ناچار به کاهش ظرفیت، توقف خطوط تولید یا تحمل هزینه‌های سنگین می‌شوند. اما در میان همه بخش‌های تولیدی، صنایع غذایی شرایط متفاوتی دارند؛ صنعتی که توقف در آن تنها به معنای کاهش تولید نیست، بلکه می‌تواند به فساد مواد اولیه، از بین رفتن محصولات، اختلال در زنجیره تأمین و در نهایت تهدید امنیت غذایی منجر شود.از همین رو، بسیاری از اقتصاددانان معتقدند ناترازی انرژی دیگر صرفاً یک مسئله زیرساختی نیست، بلکه به موضوعی راهبردی در حوزه امنیت اقتصادی و غذایی کشور تبدیل شده است.وقتی خاموشی، فقط خاموشی نیستبرق و گاز در صنایع غذایی، تنها منابع انرژی نیستند؛ آن‌ها بخشی از فرآیند تولید محسوب می‌شوند.کارخانه‌های لبنی، صنایع گوشتی، سردخانه‌ها، واحدهای تولید نوشیدنی، صنایع آرد، روغن، قند، شکر، کنسرو، رب، فرآورده‌های پروتئینی و حتی صنایع بسته‌بندی، وابستگی مستقیمی به انرژی پایدار دارند. کوچک‌ترین اختلال در تأمین برق، می‌تواند زنجیره‌ای از خسارت‌های فنی و اقتصادی ایجاد کند؛ از توقف خطوط پاستوریزاسیون و استریلیزاسیون گرفته تا اختلال در سیستم‌های برودتی، بسته‌بندی و انبارش.در بسیاری از واحدهای تولیدی، خاموشی چندساعته به معنای دورریز چندین تن مواد اولیه، توقف فرآیندهای حساس تولید و تحمیل هزینه‌های سنگین برای راه‌اندازی مجدد تجهیزات است؛ خسارتی که گاه چندین برابر هزینه انرژی مصرفی برآورد می‌شود.صنایع غذایی؛ قربانی پنهان ناترازی انرژیبرخلاف صنایعی مانند فولاد یا سیمان که بخشی از تولید آن‌ها قابلیت جبران در شیفت‌های بعدی را دارد، در صنایع غذایی زمان یک مؤلفه تعیین‌کننده است.شیر خام باید ظرف چند ساعت فرآوری شود، گوشت و مرغ نیازمند زنجیره سرد بدون وقفه هستند، میوه و سبزیجات در فصل برداشت فرصت محدودی برای فرآوری دارند و بسیاری از محصولات غذایی در صورت توقف فرآیند تولید، دیگر قابلیت مصرف یا عرضه را از دست می‌دهند.به همین دلیل، ناترازی انرژی تنها ظرفیت تولید را کاهش نمی‌دهد، بلکه میزان ضایعات غذایی را نیز افزایش می‌دهد؛ مسئله‌ای که در شرایط محدودیت منابع آب، خاک و سرمایه، هزینه‌ای مضاعف بر اقتصاد کشور تحمیل می‌کند.افزایش هزینه؛ حلقه‌ای که به مصرف‌کننده می‌رسدنخستین واکنش بسیاری از کارخانه‌ها در برابر قطعی برق، استفاده از ژنراتورهای دیزلی است؛ اما این راهکار، بیشتر مُسکن است تا درمان.سوخت گران‌تر، هزینه تعمیر و نگهداری، استهلاک تجهیزات، کاهش بهره‌وری و نیاز به سرمایه‌گذاری جدید، قیمت تمام‌شده محصولات را افزایش می‌دهد. در کنار آن، خاموش و روشن شدن مکرر ماشین‌آلات صنعتی نیز عمر مفید تجهیزات را کاهش داده و هزینه‌های تعمیرات را بالا می‌برد.در نهایت، این هزینه‌ها در طول زنجیره تولید منتقل می‌شود و مصرف‌کننده، آخرین حلقه‌ای است که اثر آن را در قالب افزایش قیمت مواد غذایی احساس می‌کند.تهدیدی برای امنیت غذاییامنیت غذایی، تنها به تولید محصولات کشاورزی محدود نمی‌شود؛ بلکه استمرار فرآوری، نگهداری، حمل‌ونقل و توزیع نیز بخش جدایی‌ناپذیر آن است.هرگاه کارخانه‌های صنایع غذایی به دلیل کمبود برق یا گاز نتوانند با ظرفیت مناسب فعالیت کنند، این اختلال به‌سرعت به بخش کشاورزی نیز سرایت می‌کند. کشاورزان با کاهش تقاضا برای محصولات خود مواجه می‌شوند، بخشی از تولیدات به دلیل نبود امکان فرآوری از بین می‌رود و زنجیره ارزش کشاورزی دچار گسست می‌شود.در چنین شرایطی، ناترازی انرژی تنها یک بحران صنعتی نیست؛ بلکه می‌تواند به تهدیدی برای ثبات بازار مواد غذایی و امنیت غذایی کشور تبدیل شود.صادرات؛ بازاری که منتظر هیچ کشوری نمی‌ماندیکی از مهم‌ترین سرمایه‌های صنایع غذایی ایران، بازارهای صادراتی است؛ اما این بازارها بیش از هر چیز به استمرار عرضه و ثبات کیفیت وابسته‌اند.وقتی کارخانه‌ای به دلیل محدودیت انرژی قادر به اجرای برنامه تولید خود نباشد، تعهدات صادراتی نیز با تأخیر یا کاهش حجم مواجه می‌شود. در بازارهای بین‌المللی، چنین اختلال‌هایی به‌سرعت جای خود را به رقبای منطقه‌ای می‌دهد؛ رقبایی که با زیرساخت‌های پایدارتر، سهم بیشتری از بازار را تصاحب می‌کنند.در نتیجه، ناترازی انرژی نه‌تنها درآمد ارزی صنایع غذایی را کاهش می‌دهد، بلکه بازگشت به بازارهای ازدست‌رفته را نیز دشوارتر می‌کند.سرمایه‌گذاری؛ قربانی نااطمینانیهیچ سرمایه‌گذاری در محیطی که دسترسی به زیرساخت‌های پایه نامطمئن باشد، تصمیم بلندمدت نمی‌گیرد.
سرمایه‌گذاری در صنایع غذایی، معمولاً با دوره بازگشت سرمایه چندساله همراه است. بنابراین، اطمینان از دسترسی پایدار به برق و گاز، یکی از پیش‌شرط‌های توسعه این صنعت محسوب می‌شود.ادامه ناترازی انرژی، علاوه بر کاهش انگیزه سرمایه‌گذاران داخلی، می‌تواند جذب سرمایه و فناوری جدید را نیز با مانع مواجه کند؛ موضوعی که در نهایت به کاهش رقابت‌پذیری صنعت منجر خواهد شد.تجربه جهان؛ انرژی پایدار، شرط توسعه صنایع غذاییتجربه کشورهای توسعه‌یافته نشان می‌دهد امنیت انرژی، بخشی جدایی‌ناپذیر از امنیت غذایی است.در بسیاری از کشورها، صنایع غذایی در اولویت تأمین انرژی قرار دارند و همزمان با توسعه نیروگاه‌های اختصاصی، انرژی خورشیدی، بازیافت حرارت و افزایش بهره‌وری، تلاش می‌شود وابستگی این صنعت به شبکه سراسری کاهش یابد. در سطح جهانی نیز نهادهای بین‌المللی هشدار داده‌اند که شوک‌های انرژی به‌سرعت به افزایش هزینه تولید غذا، حمل‌ونقل و قیمت مصرف‌کننده منتقل می‌شود و تاب‌آوری زنجیره تأمین غذا را کاهش می‌دهد.عبور از مدیریت بحران به اصلاح ساختاریکارشناسان معتقدند مدیریت خاموشی‌ها، راه‌حل ناترازی انرژی نیست.اصلاح ساختار قیمت‌گذاری انرژی، توسعه نیروگاه‌های تجدیدپذیر، افزایش راندمان نیروگاه‌ها، کاهش تلفات شبکه، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های انتقال، حمایت از احداث نیروگاه‌های اختصاصی توسط صنایع و اجرای برنامه‌های واقعی بهینه‌سازی مصرف، مجموعه اقداماتی است که می‌تواند فشار بر بخش تولید را کاهش دهد.از سوی دیگر، صنایع غذایی نیز ناگزیر خواهند بود به سمت فناوری‌های کم‌مصرف، هوشمندسازی خطوط تولید، مدیریت انرژی و استفاده از منابع انرژی جایگزین حرکت کنند؛ مسیری که در بسیاری از کشورهای صنعتی به یک ضرورت تبدیل شده است.جمع‌بندیناترازی انرژی امروز دیگر تنها به خاموشی چندساعته یا افت فشار گاز محدود نمی‌شود؛ این پدیده مستقیماً بر تولید، اشتغال، سرمایه‌گذاری، صادرات و در نهایت بر سفره خانوارها اثر می‌گذارد.صنایع غذایی به دلیل ارتباط مستقیم با امنیت غذایی کشور، بیش از بسیاری از صنایع دیگر در معرض پیامدهای این بحران قرار دارند. اگرچه مدیریت کوتاه‌مدت مصرف می‌تواند بخشی از فشار را کاهش دهد، اما حل ریشه‌ای مسئله، نیازمند اصلاحات ساختاری در حکمرانی انرژی، توسعه زیرساخت‌ها و افزایش بهره‌وری است.در غیر این صورت، ناترازی انرژی از یک چالش فنی به بحرانی اقتصادی و اجتماعی تبدیل خواهد شد؛ بحرانی که هزینه آن را نه‌تنها تولیدکنندگان، بلکه میلیون‌ها مصرف‌کننده در قالب افزایش قیمت، کاهش دسترسی به محصولات غذایی و افت امنیت غذایی پرداخت خواهند کرد.
چشم‌انداز
بحران ناترازی انرژی، دیگر یک چالش مقطعی یا محدود به فصل گرما و سرما نیست؛ بلکه به یکی از متغیرهای تعیین‌کننده آینده تولید، سرمایه‌گذاری و امنیت غذایی کشور تبدیل شده است. در چنین شرایطی، صنایع غذایی به دلیل نقش راهبردی خود در تأمین غذای جامعه و پیوند مستقیم با بخش کشاورزی، بیش از بسیاری از صنایع دیگر در معرض آسیب قرار دارند.
تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که هرگونه اختلال در تأمین پایدار برق و گاز، تنها به کاهش ظرفیت تولید کارخانه‌ها ختم نمی‌شود؛ بلکه زنجیره‌ای از پیامدها را به همراه دارد که از مزرعه و دامداری آغاز می‌شود، به واحدهای فرآوری و صنایع تبدیلی می‌رسد و در نهایت سفره خانوارها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. افزایش ضایعات محصولات کشاورزی، رشد هزینه‌های تولید، کاهش رقابت‌پذیری، تضعیف صادرات و افزایش قیمت مواد غذایی، تنها بخشی از آثار این چرخه است.
از سوی دیگر، استمرار این وضعیت می‌تواند انگیزه سرمایه‌گذاری در صنایع غذایی را کاهش دهد؛ موضوعی که در بلندمدت، توسعه فناوری، نوسازی خطوط تولید و افزایش بهره‌وری را نیز با مانع روبه‌رو خواهد کرد. صنعتی که باید پیشران ایجاد ارزش افزوده در بخش کشاورزی باشد، در صورت تداوم ناپایداری در تأمین انرژی، ناگزیر بخش قابل توجهی از منابع خود را صرف مدیریت بحران خواهد کرد.
برون‌رفت از این وضعیت، نیازمند نگاهی فراتر از مدیریت مقطعی خاموشی‌هاست. توسعه زیرساخت‌های تولید و انتقال انرژی، افزایش بهره‌وری، اصلاح الگوی مصرف، حمایت از سرمایه‌گذاری در نیروگاه‌های اختصاصی و انرژی‌های تجدیدپذیر، استفاده از فناوری‌های کم‌مصرف و تدوین سیاست‌هایی که پایداری انرژی را برای صنایع راهبردی تضمین کند، از جمله اقداماتی است که می‌تواند تاب‌آوری صنعت غذا را افزایش دهد.
در نهایت، اگر امنیت غذایی را یکی از ارکان امنیت ملی و توسعه پایدار بدانیم، تأمین پایدار انرژی نیز باید به همان اندازه در اولویت سیاست‌گذاری قرار گیرد. آینده صنایع غذایی ایران، تنها به ظرفیت تولید یا دسترسی به مواد اولیه وابسته نیست؛ بلکه به میزان موفقیت کشور در ایجاد زیرساختی پایدار برای تأمین انرژی نیز گره خورده است. تصمیم‌هایی که امروز در حوزه انرژی گرفته می‌شود، فردا نه‌تنها بر عملکرد کارخانه‌ها، بلکه بر ثبات بازار، قدرت صادرات، اشتغال و کیفیت سفره میلیون‌ها ایرانی اثر خواهد گذاشت.

 

دیدگاه تان را بنویسید

 

پربازدیدترین ها

d