img_20260102_160228_414_11zon

شرح عکس:  از منظر رسانه‌ای  این مصاحبه می‌توانست با طرح پرسش‌های دقیق‌تر، از سطح بازتاب اظهارات رسمی و ادعاهایی شعاری  فراتر رود

علیرضا صفاخو - مدیر تلویزیون اینترنتی کشاورزپلاس:

بازدید معاون منابع طبیعی و آبیاری وزارت زراعت، آبیاری و مالداری افغانستان از دهمین نمایشگاه بین‌المللی جامع کشاورزی ایران، بار دیگر موضوع همکاری‌های کشاورزی میان تهران و کابل را به صدر اخبار آورد.

مولوی باز محمد فیضان در گفت‌وگو با خبرنگاران ایرانی، از تمایل افغانستان برای انتقال نوآوری‌ها و فناوری‌های کشاورزی ایران به این کشور و در مقابل، صادرات محصولات کشاورزی افغانستان به ایران سخن گفت؛ اظهاراتی که در نگاه نخست نویدبخش توسعه همکاری‌های دوجانبه است، اما نیازمند خوانشی دقیق‌تر و واقع‌گرایانه‌تر در بستر تحولات سیاسی و اقتصادی افغانستان پس از بازگشت طالبان به قدرت است.

بی‌تردید، کشاورزی یکی از معدود حوزه‌هایی است که پس از سال ۱۴۰۰ خورشیدی همچنان امکان تعامل عملی میان ایران و افغانستان را حفظ کرده است. تداوم صادرات نهاده‌ها، مواد غذایی فرآوری‌شده و برخی خدمات فنی از ایران به افغانستان، در کنار ورود محصولات خام کشاورزی افغانستان به بازار ایران، نشان می‌دهد که پیوندهای اقتصادی به‌طور کامل قطع نشده‌اند. در این چارچوب، اشاره این مقام افغان به افزایش سطح تجارت کشاورزی میان 2 کشور همسایه، تا حدی با واقعیت‌های میدانی همخوانی دارد.

با این حال، اظهارات مطرح‌شده در حاشیه نمایشگاه جامع کشاورزی تهران، بیش از آنکه بازتاب‌دهنده یک نقشه راه مشخص برای همکاری‌های کشاورزی باشد، واجد ادبیاتی کلی و نمایشگاهی است. تأکید بر «اجرای پروژه‌های مشترک» یا «تبادل تجربیات» بدون ارائه مصادیق روشن، حوزه‌های اولویت‌دار، سازوکارهای مالی یا نقش بخش خصوصی، این پرسش را ایجاد می‌کند که این همکاری‌ها تا چه اندازه از سطح نیت و تمایل فراتر رفته و به برنامه‌های عملیاتی تبدیل شده‌اند!

88766db1-8bcc-4585-a819-d55265f149c9

شرح عکس: مراسم معارفه  «مولوی بازمحمد فیضان در وزارت زراعت، آبیاری و مالداری افغانستان» در سال 1404 خورشیدی. او پیش از این در ولایت‌های مختلف این کشور به‌عنوان والی، فرمانده پلیس و مسئول کمیسیون نظامی فعالیت داشت . 

از منظر واقع‌بینانه، توازن همکاری‌های کشاورزی میان 2 کشور یکسان نیست. ایران، با وجود چالش‌های داخلی و تحریم‌ها، در حوزه‌هایی چون آبیاری نوین، کشت‌های گلخانه‌ای، صنایع تبدیلی کوچک، بذر و نهال و مکانیزاسیون سبک، از مزیت نسبی فناورانه برخوردار است؛ مزیتی که می‌تواند برای بخش کشاورزی افغانستان، که با ضعف زیرساخت و محدودیت منابع مواجه است، نقشی کلیدی ایفا کند. در مقابل، سهم افغانستان در این همکاری بیشتر به صادرات محصولات خام و کم‌ارزش‌افزوده محدود می‌شود؛ موضوعی که مفهوم «تبادل برابر تجربیات» را تا حد زیادی به یک تعبیر دیپلماتیک تقلیل می‌دهد.

نکته قابل تأمل دیگر، اشاره فیضان به جایگاه افغانستان به‌عنوان پل ارتباطی ایران با آسیای مرکزی و آسیای میانه است. هرچند این گزاره از منظر جغرافیایی درست به نظر می‌رسد، اما در شرایط کنونی، چالش‌هایی نظیر ناامنی مسیرها، ضعف زیرساخت‌های حمل‌ونقل، نبود رژیم پایدار گمرکی و محدودیت‌های بانکی، نقش ترانزیتی افغانستان را بیشتر در سطح ظرفیت بالقوه نگه داشته تا یک مسیر عملیاتی و قابل اتکا.

در این میان، سکوت مصاحبه نسبت به موانع ساختاری همکاری‌ها قابل توجه است. نبود به‌رسمیت‌شناسی بین‌المللی دولت طالبان، مشکلات انتقال پول، فقدان چارچوب‌های حقوقی شفاف برای سرمایه‌گذاری خارجی و ریسک بالای فعالیت اقتصادی، از جمله عواملی هستند که به‌طور مستقیم بر امکان اجرای پروژه‌های مشترک کشاورزی اثر می‌گذارند، اما در این گفت‌وگو هیچ اشاره‌ای به آن‌ها نشده است.

از منظر رسانه‌ای نیز، این مصاحبه می‌توانست با طرح پرسش‌های دقیق‌تر، از سطح بازتاب اظهارات رسمی فراتر رود؛ پرسش‌هایی درباره تفاهم‌نامه‌های مشخص امضاشده پس از طالبان، حوزه‌های اولویت‌دار انتقال فناوری، نقش بخش خصوصی 2 کشور و به‌ویژه وضعیت همکاری‌ها در حوزه آب‌های مرزی که نمونه تلخ آن مسئله آب رودخانه هیرمند است،  یکی از حساس‌ترین موضوعات روابط کشاورزی ایران و افغانستان به شمار می‌رود.

در مجموع، اظهارات مقام افغان در نمایشگاه جامع کشاورزی تهران را می‌توان نشانه‌ای از تمایل سیاسی برای حفظ و گسترش همکاری‌ها دانست، اما این تمایل زمانی معنا پیدا می‌کند که با برنامه، شفافیت و مواجهه صریح با واقعیت‌های پساطالبان همراه شود.

کشاورزی می‌تواند همچنان پیشران تعامل ایران و افغانستان باقی بماند، اما عبور از ادبیات کلی و حرکت به‌سوی همکاری‌های هدفمند، پروژه‌محور و مبتنی بر منافع متوازن، شرط تحقق این ظرفیت بالقوه است.

 

دیدگاه تان را بنویسید

 

پربازدیدترین ها