
امنیت غذایی دیگر تنها به میزان تولید محصولات کشاورزی وابسته نیست؛ امروز، تغییرات اقلیمی به یکی از مهمترین متغیرهای تعیینکننده آینده کشاورزی و اقتصاد کشورها تبدیل شده است. در کشوری مانند ایران که بیش از دو سوم مساحت آن در اقلیم خشک و نیمهخشک قرار دارد، متوسط بارندگی سالانه حدود ۲۵۰ میلیمتر است؛ رقمی که کمتر از یکسوم میانگین جهانی به شمار میرود. در چنین شرایطی، ادامه روند گرمایش زمین، کاهش بارندگی و افت منابع آب، امنیت غذایی کشور را وارد مرحلهای تازه از مخاطره کرده است.
در سالهای اخیر، افزایش میانگین دما، تداوم خشکسالی، کاهش روانآبها، افت سطح آبهای زیرزمینی و تغییر الگوی بارش، کشاورزی ایران را با بحرانی روبهرو کرده که دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک چالش محیطزیستی دانست. این تحولات از مزرعه آغاز میشود، اما آثار آن تا سفره خانوار، بازار مواد غذایی، اشتغال روستایی و حتی ثبات اقتصادی کشور امتداد پیدا میکند.
بخش کشاورزی که بزرگترین مصرفکننده آب کشور است، امروز بیش از هر زمان دیگری با محدودیت منابع روبهروست. بر اساس گزارشهای بینالمللی، حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد برداشت آب در ایران به بخش کشاورزی اختصاص دارد؛ بخشی که همزمان بیشترین آسیب را نیز از تغییرات اقلیمی متحمل میشود. کاهش عملکرد محصولاتی مانند گندم، جو، برنج، ذرت و محصولات باغی، افزایش هزینههای تولید، افت کیفیت محصولات و کاهش درآمد کشاورزان، تنها بخشی از پیامدهای این وضعیت است.
از سوی دیگر، گزارشهای اخیر فائو نشان میدهد که خشکسالی و نوسانات اقلیمی طی سالهای اخیر بر تولید غلات ایران اثر گذاشته و در برخی سالها تولید را به کمتر از میانگین بلندمدت رسانده است. هرچند بهبود شرایط بارشی میتواند بخشی از این کاهش را جبران کند، اما استمرار ناپایداریهای اقلیمی، برنامهریزی برای تولید پایدار را با چالش جدی مواجه کرده است.
اما بحران اقلیم تنها به کمبود آب محدود نمیشود. افزایش دما موجب گسترش آفات و بیماریهای گیاهی، تغییر زمان کاشت و برداشت، افزایش تبخیر، شور شدن اراضی کشاورزی، فرسایش خاک و کاهش بهرهوری نهادههای تولید شده است. گزارش هیئت بیندولتی تغییر اقلیم (IPCC) نیز تأکید میکند که تغییرات اقلیمی از طریق خشکسالی، نوسان بارش و افزایش رخدادهای حدی، تولید محصولات کشاورزی را در بسیاری از مناطق جهان تحت تأثیر قرار داده و امنیت غذایی را با مخاطره روبهرو کرده است.
سیاستهای کشاورزی باید با اقلیم جدید هماهنگ شوند
شاید مهمترین چالش امروز، آن باشد که بخش قابل توجهی از سیاستگذاریهای کشاورزی کشور همچنان بر مبنای شرایط اقلیمی گذشته تدوین میشود؛ در حالی که اقلیم ایران دیگر همان اقلیم دو دهه قبل نیست. برنامهریزی برای خودکفایی، توسعه سطح زیرکشت، تخصیص منابع آب و حمایت از تولید، بدون در نظر گرفتن واقعیتهای جدید اقلیمی، نمیتواند به نتایج پایدار منجر شود.
به نظر میرسد سیاستگذاری بخش کشاورزی هنوز تغییرات اقلیمی را به عنوان یکی از متغیرهای اصلی تصمیمگیری نپذیرفته است. تا زمانی که برنامههای توسعه کشاورزی بر پایه الگوهای گذشته تدوین شوند، فاصله میان اهداف خودکفایی و ظرفیت واقعی تولید هر سال بیشتر خواهد شد. در شرایطی که بازارهای جهانی غذا با نوسانات قیمتی، تنشهای ژئوپلیتیکی و محدودیتهای تجاری مواجه هستند، افزایش وابستگی به واردات کالاهای اساسی میتواند امنیت غذایی کشور را بیش از گذشته آسیبپذیر کند.
راهکار، سازگاری است نه انتظار
تغییرات اقلیمی سرنوشتی اجتنابناپذیر است، اما بحران امنیت غذایی اجتنابناپذیر نیست. آنچه آینده کشاورزی ایران را تعیین خواهد کرد، میزان آمادگی کشور برای سازگاری با شرایط جدید است.
توسعه ارقام مقاوم به خشکی و شوری، گسترش سامانههای نوین آبیاری، کشاورزی هوشمند مبتنی بر داده، استفاده از فناوریهای سنجش از دور، اصلاح الگوی کشت متناسب با ظرفیتهای اقلیمی، کاهش ضایعات غذایی و افزایش بهرهوری آب، از مهمترین اقداماتی است که میتواند تابآوری بخش کشاورزی را افزایش دهد. تجربه پروژههای اخیر فائو در ایران نیز نشان میدهد که افزایش بهرهوری آب، تنوعبخشی به الگوی کشت و توسعه فناوریهای سازگار با اقلیم، از مؤثرترین راهکارهای مقابله با آثار تغییرات اقلیمی هستند.
در کنار این اقدامات، بازنگری در سیاستهای حمایتی دولت، سرمایهگذاری در تحقیقات کاربردی، تقویت نظام بیمه کشاورزی، توسعه خدمات ترویجی و ایجاد مشوقهای اقتصادی برای کشاورزانی که به سمت الگوهای تولید پایدار حرکت میکنند، دیگر یک انتخاب نیست؛ بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر برای حفظ امنیت غذایی کشور است.
تحلیل کشاورزپلاس
واقعیت آن است که بزرگترین تهدید امنیت غذایی ایران در دهه پیشرو، کمبود زمین یا کاهش توان تولیدکنندگان نخواهد بود؛ بلکه ناتوانی در سازگار کردن نظام کشاورزی با اقلیمی است که هر سال سختتر از گذشته میشود.
امروز مسئله اصلی این نیست که بارندگی کمتر شده است؛ مسئله آن است که هنوز بخش قابل توجهی از سیاستهای آب و کشاورزی بر پایه اقلیم گذشته طراحی میشوند. اگر اصلاح الگوی کشت، مدیریت منابع آب، توسعه کشاورزی هوشمند و سرمایهگذاری در فناوریهای نوین با سرعت کافی انجام نشود، هزینههای اقتصادی، اجتماعی و حتی امنیتی این تعلل در سالهای آینده بسیار سنگینتر خواهد بود.
امنیت غذایی ایران بیش از آنکه به افزایش سطح زیرکشت وابسته باشد، به افزایش بهرهوری، مدیریت هوشمند منابع و پذیرش واقعیتهای اقلیم جدید وابسته است. آینده کشاورزی کشور نه در میزان بارندگی، بلکه در کیفیت تصمیمهایی رقم خواهد خورد که امروز برای سازگاری با تغییرات اقلیمی گرفته میشود؛ تصمیمهایی که میتوانند تفاوت میان تابآوری و بحران را برای امنیت غذایی ایران رقم بزنند.
واقعیت آن است که بزرگترین تهدید امنیت غذایی ایران در دهه پیشرو، کمبود زمین یا کاهش توان تولیدکنندگان نخواهد بود؛ بلکه ناتوانی در سازگار کردن نظام کشاورزی با اقلیمی است که هر سال سختتر از گذشته میشود.
امروز مسئله اصلی این نیست که بارندگی کمتر شده است؛ مسئله آن است که هنوز بخش قابل توجهی از سیاستهای آب و کشاورزی بر پایه اقلیم گذشته طراحی میشوند. اگر اصلاح الگوی کشت، مدیریت منابع آب، توسعه کشاورزی هوشمند و سرمایهگذاری در فناوریهای نوین با سرعت کافی انجام نشود، هزینههای اقتصادی، اجتماعی و حتی امنیتی این تعلل در سالهای آینده بسیار سنگینتر خواهد بود.
امنیت غذایی ایران بیش از آنکه به افزایش سطح زیرکشت وابسته باشد، به افزایش بهرهوری، مدیریت هوشمند منابع و پذیرش واقعیتهای اقلیم جدید وابسته است. آینده کشاورزی کشور نه در میزان بارندگی، بلکه در کیفیت تصمیمهایی رقم خواهد خورد که امروز برای سازگاری با تغییرات اقلیمی گرفته میشود؛ تصمیمهایی که میتوانند تفاوت میان تابآوری و بحران را برای امنیت غذایی ایران رقم بزنند.
دیدگاه تان را بنویسید