از بلاهت تا الهام گرفتن از رتیل‌ها

اعتراف یک مدیر درباره رد ایده‌ای که امروز می‌تواند ناجی خشکسالی باشد

مسعود حافظی: ما مدیران و سیاست‌گذاران باید از «نگاه عقل کُل» فاصله بگیریم!

«مسعود حافظی»، کارشناس استراتژی رشد و تحلیل‌های فناورانه – اقتصادی، در یادداشتی روایی در صفحه شخصی خود به تجربه‌ای از سال‌های مدیریتش در معاونت علمی و فناوری ریاست‌جمهوری پرداخت و با لحنی انتقادی از خود و همکارانش یاد کرد. موضوعی که بر اساس بررسی همکاران اتاق خبر تلویزیون اینترنتی کشاورزپلاس حاوی واکنش‌های متعدد بوده است.

 ویدیوی کوتاه بالا از این تجربه در صفحه شخصی مسعود حافظی بارگذاری شده است

به گزارش تلویزیون اینترنتی کشاورزپلاس، «مسعود حافظی»، کارشناس استراتژی رشد و تحلیل‌های فناورانه – اقتصادی، در یادداشتی روایی در صفحه شخصی خود به تجربه‌ای از سال‌های مدیریتش در معاونت علمی و فناوری ریاست‌جمهوری پرداخت و با لحنی انتقادی از خود و همکارانش یاد کرد.

او گفت: چند سال پیش، فردی روستایی از استان‌های غربی کشور طرحی 2 صفحه‌ای برای «جمع‌آوری ابرها و انتقال رطوبت به مناطق خشک» ارائه داد. طرح در نگاه مدیران وقت، خام و غیرقابل‌اجرا به نظر آمد و حتی با تمسخر مواجه شد!

1724945044639

حافظی افزود: «آن زمان درک ما از بحران کم‌آبی محدود بود. بعدها در سفر به ارتفاعات البرز و مشاهده تراکم ابرها در پایین‌دست و نیز تکنیک‌های طبیعی مانند جمع‌آوری شبنم روی تارهای رُتیل، به یاد آن طرح افتادم و دریافتم که طبیعت خود پاسخ‌هایی ساده برای چالش‌های بزرگ به ما می‌دهد

او تأکید کرد که مسأله اصلی، نه صرفاً فناوری، بلکه توانایی دیدن نوآورانه چالش‌ها و بیان روشن ایده‌هاست: «اگر آن فرد روستایی توانسته بود ایده‌اش را با زبانی شیواتر عرضه کند، شاید امروز پروژه‌های ملی متعددی برای جمع‌آوری رطوبت از ابرها در کشور در حال اجرا بود

به گفته او، این تجربه نشان می‌دهد که مدیران و سیاست‌گذاران باید از «نگاه عقل کل» فاصله بگیرند و با الهام از طبیعت و پذیرش ایده‌های غیرمعمول، راهکارهایی ساده اما مؤثر برای بحران آب در ایران بیابند.

************************

بازتاب  موافق، مخالف، انتقادی و تحسین‌آمیز   یک اعتراف 

انتشار روایت صادقانه مسعود حافظی درباره رد شدن ایده «جمع‌آوری ابرها» در زمان مدیریت او در معاونت علمی وفناوری ریاست جمهوری، موجی از واکنش‌ها را در میان کاربران ایجاد کرده است. مرور این واکنش‌ها نشان می‌دهد که ما با طیفی از دیدگاه‌های موافق، مخالف، انتقادی و تحسین‌آمیز روبه‌رو هستیم که هرکدام نکاتی درس‌آموز در خود دارند:

دیدگاه‌های انتقادی و گزنده

  • برخی کاربران روایت مسعود حافظی را نوعی «فرافکنی» دانستند و تأکید کردند که همیشه در ساختار مدیریتی، تقصیر به گردن مردم و ضعف بیان آن‌ها انداخته می‌شود.

  • آنها بر این باورند که مشکل اصلی، «عقل‌کل‌پنداری مدیران»، «نبود سیستم ارزیابی درست» و «نگاه از بالا به پایین» است؛ نه اینکه فرد ارائه‌دهنده ایده، زبان شیوایی نداشته است.

  • در برخی نظرات حتی لحن تند و توهین‌آمیز به چشم می‌خورد که ناشی از خشم انباشته نسبت به ناکارآمدی ساختارهای تصمیم‌گیری و رانت‌خواری‌های رایج بود.

 دیدگاه‌های موافق و تحسین‌آمیز

  • گروهی از کاربران شجاعت مسعود حافظی در اعتراف به خطا را ستودند و آن را حرکتی «فرهنگ‌ساز» دانستند.

  • آنها تأکید کردند که اعتراف به اشتباهات، کاری کمیاب در فضای مدیریتی ایران است و باید به‌عنوان الگویی مثبت دیده شود.

  • برخی هم روایت او را تلنگری مهم برای توجه دوباره به ظرفیت‌های طبیعت در مدیریت بحران آب دانستند.

 دیدگاه‌های میانه و تحلیلی

  • کاربرانی هم ضمن پذیرش نیت مثبت حافظی، بر این نکته انگشت گذاشتند که مسأله اصلی ضعف بیان ایده‌ها نیست، بلکه «سیستم» است که ساده‌ترین طرح‌ها را نادیده می‌گیرد و تنها ایده‌های پرزرق‌وبرق یا دارای پشتوانه سیاسی/ رسمی مجال دیده‌شدن پیدا می‌کنند.

  • برخی هم تأکید کردند که برای پرهیز از برخورد سطحی با ایده‌ها، نیاز به زیرساخت‌های ارزیابی و بلوغ ایده‌ها از پایین به بالا داریم، چیزی که در کشور وجود ندارد.

نگاه کاربردی و الهام‌گیرنده

  • عده‌ای از کاربران هم روی اصل ایده تمرکز کردند و گفتند حتی اگر در مقیاس کوچک هم باشد، جمع‌آوری رطوبت از ابرها و شبنم می‌تواند راهکاری کاربردی برای مقابله با خشکسالی باشد.

  • بعضی حتی تجربه‌های شخصی یا نمونه‌های خارجی را ذکر کردند تا نشان دهند ایده مشابه قبلاً عملیاتی شده است.

تحلیل تلویزیون اینترنتی کشاورزپلاس

این مجموعه واکنش‌ها نشان می‌دهد که جامعه ما در مواجهه با روایت‌های مدیریتی، ترکیبی از بی‌اعتمادی عمیق به ساختار تصمیم‌گیری و تشنگی برای فرهنگ اعتراف و شفافیت را بروز می‌دهد.

  • مخالفان تند زبان، نمادی از زخمی قدیمی هستند: بارها ایده‌ها و استعدادها در ایران به دلیل نگاه «از بالا به پایین» تحقیر یا سرکوب شده‌اند.

  • موافقان، این اعتراف را فرصتی برای فرهنگ‌سازی شجاعت در پذیرش خطا می‌بینند.

  • و نگاه‌های تحلیلی یادآوری می‌کنند که مشکل فردی یا زبانی نیست؛ مسأله اصلی، فقدان سازوکارهای نهادی برای پرورش و حمایت از ایده‌های خام است.

درس امروز

روایت حافظی – با تمام نقدها و حتی تمسخرهایی که برانگیخت – یک حقیقت کلیدی را روشن می‌کند:
هنوز هم در ایران بسیاری از ایده‌ها، فقط به دلیل ساده‌انگاری مدیران یا قالب‌بندی غیررسمی ارائه‌دهندگان، کنار گذاشته می‌شوند. در حالی که شاید در دل همین ایده‌های به ظاهر خام، راه‌حل‌های نجات‌بخش بحران‌های ملی نهفته باشد.

 

دیدگاه تان را بنویسید

 

پربازدیدترین ها