یادداشت ویژه
زعفران ایرانی، سود جهانی؛ سهم ایران از طلای سرخ کجاست؟
به مناسبت پنجم آبانماه، روز ملی زعفران
یادداشتی از عطاالله اشرفی اصفهانی عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران
پنجم آبانماه، روز ملی زعفران، فرصتی است تا فراتر از مراسم نمادین و سخن گفتن از جایگاه تاریخی ایران در تولید طلای سرخ، به یک پرسش اساسی پاسخ دهیم: چرا کشوری که یکی از مهمترین تولیدکنندگان زعفران جهان است، هنوز نتوانسته به اندازه ظرفیت تولیدی خود از تجارت جهانی، ارزآوری، فرآوری و ارزش افزوده این محصول بهرهمند شود؟
زعفران برای اقتصاد ایران صرفاً یک محصول کشاورزی نیست؛ یک مزیت رقابتی ملی، فرصتی برای توسعه صادرات غیرنفتی، بستری برای اشتغال پایدار روستایی و ظرفیتی ارزشمند برای حضور قدرتمند ایران در بازارهای جهانی است.
با این حال، واقعیت آن است که در بسیاری از حلقههای زنجیره ارزش زعفران، از مزرعه تا بازار مصرف جهانی، هنوز فاصله قابلتوجهی میان ظرفیتهای بالقوه و دستاوردهای اقتصادی کشور وجود دارد.
ما در تولید زعفران صاحب جایگاه هستیم، اما در تجارت جهانی آن هنوز به جایگاهی متناسب با این مزیت دست نیافتهایم.
زعفران؛ مزیت بزرگ اقتصادی با ارزآوری کمتر از ظرفیت
در شرایطی که اقتصاد ایران با محدودیت منابع ارزی، تحریمهای بینالمللی و ضرورت توسعه صادرات غیرنفتی مواجه است، زعفران میتواند یکی از محصولات راهبردی در سبد صادرات کشاورزی کشور باشد.
این محصول به دلیل ارزش اقتصادی بالا در مقایسه با وزن و حجم صادراتی، قابلیت حضور در بازارهای متنوع و امکان توسعه صنایع فرآوری، از ویژگیهایی برخوردار است که آن را برای اقتصاد صادراتمحور ایران ارزشمند میکند.
با این وجود، آمارهای تجارت خارجی نشان میدهد که ارزش صادرات زعفران هنوز فاصله زیادی با ظرفیت بالقوه این صنعت دارد.
براساس آمار اعلامشده از سوی گمرک جمهوری اسلامی ایران، در سال ۱۴۰۳ حدود ۲۱۴ تن زعفران به ارزش ۱۸۴ میلیون و ۷۰۰ هزار دلار صادر شده است؛ رقمی که در مقایسه با ظرفیت تولید و قابلیتهای توسعه بازار این محصول، ضرورت بازنگری در سیاستهای صادراتی را آشکار میکند.
البته نباید فراموش کرد که ارزآوری بیشتر صرفاً از مسیر افزایش حجم صادرات محقق نمیشود. آنچه اهمیت بیشتری دارد، افزایش ارزش صادراتی هر واحد محصول، گسترش بازارهای مستقیم و تصاحب سهم بیشتری از سود نهایی زعفران در بازار مصرف است.
اقتصاد زعفران ایران باید از مرحله افتخار به میزان تولید عبور کند و به مرحله رقابت بر سر ارزش افزوده، سهم بازار و قدرت برند برسد.
تعهدات ارزی؛ چالشی جدی در مسیر صادرات رسمی
یکی از مهمترین مشکلاتی که صادرکنندگان زعفران طی سالهای گذشته با آن مواجه بودهاند، سیاستهای مربوط به بازگشت ارز حاصل از صادرات و شیوه رفع تعهدات ارزی است.
از نگاه بخش خصوصی، اصل بازگشت ارز صادراتی به چرخه اقتصادی کشور ضرورتی انکارناپذیر است؛ بهویژه در شرایطی که کشور با محدودیت منابع ارزی روبهروست. اما پرسش اساسی این است که آیا سازوکارهای اجرایی فعلی، صادرات رسمی را تقویت میکنند یا هزینه فعالیت صادرکنندگان شناسنامهدار را افزایش میدهند؟
صادرکننده زعفران در شرایط تحریمی با مجموعهای از هزینهها و ریسکها مواجه است؛ از دشواری نقلوانتقالات بانکی و محدودیت دریافت وجوه صادراتی گرفته تا هزینه واسطههای مالی، مشکلات بیمه و حملونقل، نوسانات نرخ ارز و ریسک تسویه با خریداران خارجی.
اگر به این مشکلات، الزام به رفع تعهد ارزی با نرخی نامتناسب با واقعیت هزینههای تجارت افزوده شود، حاشیه سود صادرکننده رسمی کاهش پیدا میکند و توان رقابتی او در برابر شرکتهای خارجی آسیب میبیند.
نتیجه چنین وضعیتی میتواند کاهش انگیزه صادرات رسمی، گسترش فعالیت واسطههای غیرشفاف و افزایش خطر خروج غیررسمی محصول از کشور باشد.
نباید شرایط بهگونهای رقم بخورد که صادرکننده قانونی، بیش از فعالان غیررسمی متحمل هزینه و محدودیت شود.
ضروری است بانک مرکزی، وزارت صنعت، معدن و تجارت، سازمان توسعه تجارت و اتاق بازرگانی با مشارکت تشکلهای تخصصی زعفران، سازوکاری شفاف، قابل اجرا و متناسب با شرایط واقعی تجارت این محصول تدوین کنند.
بازگشت ارز باید تضمین شود، اما این هدف نباید به قیمت تضعیف صادرات، کاهش حضور برندهای ایرانی و از دست رفتن بازارهای خارجی تمام شود.
صادرات زعفران ایرانی با برند دیگران؛ حلقه گمشده تجارت
یکی از تلخترین واقعیتهای تجارت زعفران ایران آن است که بخشی از محصول تولیدشده در مزارع کشور، پس از ورود به بازارهای خارجی، در زنجیره توزیع و بستهبندی شرکتهای دیگر قرار میگیرد و گاه با نام و نشان تجاری غیرایرانی به مصرفکننده نهایی عرضه میشود.
کشورهایی مانند اسپانیا و امارات متحده عربی از مقاصد مهم زعفران صادراتی ایران هستند و بخشی از تجارت جهانی این محصول از طریق شبکههای بازرگانی و توزیعی مستقر در این کشورها انجام میشود.
این مسئله نشان میدهد که صرف برخورداری از مزیت تولید، برای تسلط بر بازار جهانی کافی نیست.
در تجارت امروز، تولیدکننده لزوماً بیشترین سود را به دست نمیآورد؛ بلکه بنگاهی که به شبکه توزیع، برند معتبر، مشتری نهایی و ابزارهای بازاریابی دسترسی دارد، میتواند سهم بیشتری از ارزش محصول را در اختیار بگیرد.
باید میان صادرات عمده و خامفروشی نیز تفاوت قائل شد. صادرات فلهای در برخی بازارهای صنعتی و تجاری امری طبیعی است و الزاماً به معنای زیان اقتصادی نیست. مسئله اصلی زمانی شکل میگیرد که ایران تنها تأمینکننده ماده اولیه باقی بماند و سهم محدودی از فرآوری، بستهبندی نهایی، بازاریابی و ارزش برند داشته باشد.
چرا نباید مصرفکننده اروپایی، آسیایی یا عربی بتواند زعفران ممتاز ایرانی را با یک برند معتبر ایرانی، بستهبندی استاندارد، اطلاعات قابل رهگیری و تضمین کیفیت خریداری کند؟
چرا سهم بیشتری از تجارت زعفران ایران نباید مستقیماً به فروشگاههای زنجیرهای، تولیدکنندگان صنایع غذایی و شرکتهای معتبر بینالمللی اختصاص پیدا کند؟
پاسخ این پرسشها را باید در ضعف سرمایهگذاری در برندهای صادراتی، محدودیت شبکه توزیع بینالمللی، دشواری حضور مستقیم در بازارهای هدف و نبود سیاستهای پایدار حمایت از توسعه تجارت جستوجو کرد.
فرآوری زعفران؛ فرصتی فراتر از بستهبندی
یکی از مهمترین مسیرهای افزایش ارزآوری زعفران، توسعه صنایع فرآوری و دانشبنیان مرتبط با این محصول است.
متأسفانه در بسیاری از برنامههای توسعهای، مفهوم فرآوری زعفران صرفاً به پاکسازی، درجهبندی و بستهبندی محدود میشود؛ در حالی که ظرفیت اقتصادی این محصول بسیار فراتر از این مراحل است.
زعفران دارای ترکیبات ارزشمندی مانند کروسین، پیکروکروسین و سافرانال است که میتوانند در توسعه فرآوردههای تخصصی و صنایع مختلف مورد استفاده قرار گیرند.
تولید عصارههای استاندارد، ترکیبات رنگدهنده و طعمدهنده طبیعی، مواد اولیه صنایع غذایی و نوشیدنی، محصولات آرایشی و بهداشتی و فرآوردههای تخصصی مبتنی بر ترکیبات زعفران، از جمله حوزههایی هستند که ظرفیت سرمایهگذاری دارند.
البته ورود به بازارهای دارویی و سلامتمحور مستلزم تحقیقات علمی معتبر، کنترل کیفیت، اخذ مجوزهای تخصصی و رعایت استانداردهای بازار مقصد است؛ اما همین الزامات میتوانند فرصتی برای توسعه صنایع دانشبنیان و ایجاد مزیت رقابتی پایدار باشند.
اگر قرار است زعفران نقش جدیتری در اقتصاد غیرنفتی ایران ایفا کند، باید زنجیره ارزش آن از مزرعه و واحد خشککنی تا آزمایشگاه، کارخانه فرآوری، شرکت دانشبنیان و شبکه فروش بینالمللی توسعه یابد.
حمایت از سرمایهگذاری در فناوریهای استحصال، استانداردسازی عصارهها، تجهیزات نوین خشککنی و بستهبندی پیشرفته میتواند ارزش افزوده بیشتری در داخل کشور ایجاد کند.
آینده اقتصاد زعفران تنها در افزایش سطح زیر کشت نیست؛ در تبدیل دانش، کیفیت و نوآوری به محصول صادراتی رقابتپذیر است.
تحریمها؛ هزینه پنهان بر دوش صادرکنندگان
تجارت زعفران ایران جدا از شرایط عمومی اقتصاد کشور و محدودیتهای ناشی از تحریمها نیست.
حتی زمانی که برای صادرات یک محصول کشاورزی ممنوعیت مستقیم وجود ندارد، محدودیت در خدمات بانکی، بیمه، نقلوانتقال پول، ارتباط با شرکتهای بینالمللی و دسترسی به خدمات تجاری میتواند هزینه صادرات آن را افزایش دهد.
در چنین شرایطی، صادرکننده ایرانی گاهی ناچار است از واسطههای تجاری و مالی بیشتری استفاده کند؛ موضوعی که هم هزینه تمامشده را افزایش میدهد و هم ارتباط مستقیم صادرکننده با مشتری نهایی را دشوارتر میکند.
این محدودیتها در بلندمدت ممکن است به تضعیف جایگاه برند ایرانی و تقویت نقش شرکتهای واسطه منجر شود.
البته تحریمها تنها عامل مشکلات صادرات زعفران نیستند. بخشی از موانع موجود، ریشه در تصمیمات داخلی، بیثباتی مقررات، تعدد بخشنامهها و نبود هماهنگی میان دستگاههای تصمیمگیر دارد.
از همین رو، اصلاح سیاستهای داخلی میتواند حتی در شرایط تداوم محدودیتهای خارجی، بخشی از فشار واردشده بر صادرکنندگان را کاهش دهد.
تولیدکننده؛ حلقهای که نباید در حاشیه بماند
توسعه صادرات زعفران زمانی موفق خواهد بود که منافع آن به کشاورزان و مناطق تولیدکننده نیز منتقل شود.
کشاورزان زعفرانکار، بهویژه در استانهای خراسان رضوی و خراسان جنوبی، با چالشهایی مانند افزایش هزینه نهادهها و نیروی کار، کمبود منابع آب، تغییرات اقلیمی، نوسانات قیمت و محدودیت نقدینگی روبهرو هستند.
ماهیت فصلی برداشت زعفران نیز سبب میشود بخشی از کشاورزان برای تأمین هزینههای زندگی و تولید، ناچار به فروش محصول در دورههایی شوند که قدرت چانهزنی محدودی دارند.
در چنین فضایی، واسطهگری غیرمولد و نبود دسترسی کافی به منابع مالی میتواند سهم کشاورز از ارزش نهایی محصول را کاهش دهد.
راهکار اصولی، حذف همه واسطهها نیست؛ چراکه شبکه جمعآوری، تأمین مالی، انبارداری و توزیع در هر زنجیره اقتصادی ضروری است. آنچه باید اصلاح شود، واسطهگری غیرشفاف و فعالیتهایی است که بدون ایجاد ارزش اقتصادی متناسب، بخش قابلتوجهی از سود را جذب میکنند.
توسعه قراردادهای خرید، ایجاد زیرساختهای استاندارد نگهداری، گسترش ابزارهای تأمین مالی، تقویت تشکلهای تولیدی و فراهم کردن امکان فروش شفاف میتواند قدرت اقتصادی کشاورزان را افزایش دهد.
در کنار این اقدامات، افزایش بهرهوری در واحد سطح و سازگاری شیوههای تولید با شرایط اقلیمی باید جایگزین نگاه صرفاً مبتنی بر توسعه سطح زیر کشت شود.
جای خالی دیپلماسی اقتصادی و برندسازی ملی
بازار جهانی زعفران منتظر تصمیمات داخلی ما نمیماند.
در دنیای امروز، موفقیت صادراتی تنها به کیفیت محصول وابسته نیست، بلکه مستلزم شناخت سلیقه مصرفکننده، توسعه شبکه فروش، ایجاد اعتماد و حضور مستمر در بازارهای هدف است.
ایران برای افزایش سهم خود از ارزش تجارت زعفران به یک برنامه منسجم بازاریابی و دیپلماسی اقتصادی نیاز دارد.
حضور هدفمند در نمایشگاههای تخصصی صنایع غذایی، حمایت از ثبت و توسعه برندهای ایرانی در بازارهای خارجی، تقویت ارتباط با خریداران عمده، توسعه تجارت الکترونیکی و ایجاد دفاتر بازاریابی مشترک از جمله اقداماتی است که میتواند به صادرات مستقیم کمک کند.
همچنین استانداردسازی محصول، آزمایشهای معتبر، کنترل اصالت، رهگیری مبدأ تولید و انطباق با استانداردهای بینالمللی مانند ISO 3632 باید از ارکان رقابت جهانی زعفران ایران باشند.
اعتبار زعفران ایرانی یک سرمایه ملی است و حفاظت از این اعتبار، مسئولیتی مشترک میان تولیدکنندگان، صادرکنندگان، تشکلهای اقتصادی و دستگاههای نظارتی به شمار میرود.
نقش اتاق بازرگانی؛ از بیان مشکلات تا ارائه راهحل
اتاق بازرگانی بهعنوان نماینده بخش خصوصی باید نقشی فعالتر در سیاستگذاری زنجیره ارزش زعفران ایفا کند.
مطالبهگری برای اصلاح مقررات صادراتی ضروری است، اما کافی نیست. اتاق بازرگانی میتواند با تشکیل کارگروههای تخصصی، شناسایی موانع تجاری، مطالعه بازارهای هدف و ارائه پیشنهادهای اجرایی، میان فعالان اقتصادی و تصمیمگیران ارتباط مؤثرتری برقرار کند.
پیشنهاد میشود برنامهای جامع با مشارکت وزارت جهاد کشاورزی، سازمان توسعه تجارت، بانک مرکزی، اتاق بازرگانی، اتحادیههای تخصصی و شرکتهای صادرکننده تدوین شود که محور آن افزایش ارزش صادراتی زعفران باشد، نه صرفاً افزایش تناژ صادرات.
این برنامه باید بر اصلاح سازوکار رفع تعهدات ارزی، ثبات مقررات، کاهش هزینههای تجارت رسمی، تسهیل سرمایهگذاری در صنایع فرآوری، توسعه برندهای ایرانی، انتشار منظم آمار صادرات و حمایت از حضور مستقیم در بازارهای هدف متمرکز باشد.
همچنین ارزیابی عملکرد این برنامه نباید فقط با میزان تولید یا وزن صادرات انجام شود؛ بلکه شاخصهایی مانند ارزش صادرات به ازای هر کیلوگرم، تعداد برندهای فعال ایرانی در بازارهای خارجی، میزان صادرات محصولات فرآوریشده و سهم کشاورزان از ارزش نهایی محصول باید مورد توجه قرار گیرد.
سخن پایانی؛ طلای سرخ به سیاستگذاری طلایی نیاز دارد
روز ملی زعفران نباید تنها فرصتی برای تجلیل از محصولی ارزشمند و کشاورزانی پرتلاش باشد؛ بلکه باید به فرصتی برای بازنگری در سیاستهای اقتصادی و تجاری این صنعت تبدیل شود.
ایران برای افزایش ارزآوری زعفران، بیش از آنکه به افزایش بیبرنامه تولید نیاز داشته باشد، به اصلاح ساختار تجارت، سرمایهگذاری در فرآوری، توسعه برند و ثبات در سیاستهای اقتصادی نیازمند است.
نمیتوان از یکسو صادرکننده را به حضور در بازارهای بینالمللی تشویق کرد و از سوی دیگر، با مقررات پرهزینه و غیرقابل پیشبینی، قدرت رقابت او را کاهش داد.
نمیتوان به جایگاه ممتاز ایران در تولید زعفران افتخار کرد، اما نسبت به سهم محدود برندهای ایرانی از فروش نهایی این محصول در جهان بیتفاوت بود.
و نمیتوان از توسعه اقتصادی مناطق روستایی سخن گفت، اما برای افزایش سهم کشاورز از ارزش افزوده محصول برنامهای مؤثر نداشت.
زعفران ایران فقط طلای سرخ مزارع خراسان نیست؛ سرمایهای ملی است که میتواند به یکی از نمادهای موفق صادرات غیرنفتی، صنعت دانشبنیان و تجارت بینالمللی کشور تبدیل شود.
به شرط آنکه به جای تمرکز صرف بر تولید بیشتر، برای فروش بهتر، فرآوری پیشرفتهتر و کسب سهم بیشتر از ارزش واقعی بازار جهانی برنامهریزی کنیم.
مسئله امروز زعفران ایران، تنها تولید طلای سرخ نیست؛ مسئله این است که چه کسی ارزش واقعی این طلا را در بازار جهانی به دست میآورد.
پنجم آبان باید روز پاسخگویی به همین پرسش باشد.
دیدگاه تان را بنویسید