گزارش خبری

کشت فراسرزمینی؛ راهبردی برای امنیت غذایی ایران یا راهکاری موقت در عصر بحران آب؟

بررسی ابعاد اقتصادی، سیاسی و زیست‌محیطی توسعه کشاورزی خارج از مرزها


کشاورزپلاس2

تهران- در جهانی که امنیت غذایی به یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های امنیت ملی تبدیل شده است، کشورها بیش از هر زمان دیگری به دنبال راهکارهایی برای تضمین دسترسی پایدار به منابع غذایی هستند. افزایش جمعیت، تغییرات اقلیمی، کاهش منابع آب شیرین، جنگ‌ها و اختلال در زنجیره‌های تأمین جهانی، سیاست‌گذاران را وادار کرده تا فراتر از مرزهای جغرافیایی خود به دنبال تأمین نیازهای غذایی باشند.

در این میان، «کشت فراسرزمینی» به عنوان یکی از مهم‌ترین راهبردهای نوین تأمین غذا در دهه‌های اخیر مطرح شده است؛ راهبردی که بسیاری از کشورهای جهان از جمله چین، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، هند، ژاپن و کره جنوبی برای تضمین امنیت غذایی خود به آن روی آورده‌اند.

در ایران نیز با تشدید بحران آب و افزایش نگرانی‌ها درباره پایداری تولید محصولات کشاورزی، کشت فراسرزمینی به یکی از محورهای مهم سیاست‌گذاری در حوزه کشاورزی و امنیت غذایی تبدیل شده است.

اما آیا این راهبرد می‌تواند پاسخگوی چالش‌های پیش روی بخش کشاورزی ایران باشد؟

 

 امنیت غذایی؛ دغدغه مشترک جهان

تا چند دهه قبل، امنیت غذایی عمدتاً به توان تولید داخلی کشورها محدود می‌شد، اما امروز این مفهوم ابعاد گسترده‌تری یافته است.

همه‌گیری کرونا، جنگ روسیه و اوکراین، افزایش هزینه‌های انرژی، خشکسالی‌های بی‌سابقه و محدودیت صادرات مواد غذایی از سوی برخی کشورها نشان داد که بازار جهانی غذا تا چه اندازه می‌تواند آسیب‌پذیر باشد.

بحران غلات ناشی از جنگ اوکراین موجب شد بسیاری از کشورها در تأمین گندم، ذرت و روغن‌های خوراکی با چالش مواجه شوند. در همین دوره، قیمت جهانی مواد غذایی به بالاترین سطوح چند دهه اخیر رسید و زنگ خطر برای کشورهای وابسته به واردات غذا به صدا درآمد.

کارشناسان معتقدند در چنین شرایطی، امنیت غذایی دیگر صرفاً یک موضوع اقتصادی نیست؛ بلکه بخشی از امنیت ملی و راهبردی کشورها محسوب می‌شود.

 

 کشت فراسرزمینی چیست؟

کشت فراسرزمینی به فعالیت‌های کشاورزی گفته می‌شود که توسط دولت‌ها، شرکت‌ها یا سرمایه‌گذاران خصوصی در خارج از مرزهای ملی انجام می‌شود.

در این مدل، سرمایه‌گذار با اجاره یا خرید زمین در کشور میزبان، اقدام به تولید محصولات کشاورزی می‌کند و سپس محصول را به کشور خود منتقل یا در بازارهای جهانی عرضه می‌کند.

هدف اصلی این سیاست عبارت است از:

* تأمین پایدار محصولات استراتژیک

* کاهش وابستگی به واردات سنتی

* مدیریت منابع آب و خاک

* افزایش امنیت غذایی

* کاهش هزینه‌های تولید

این رویکرد پس از بحران جهانی غذا در سال‌های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ به طور گسترده در جهان مورد توجه قرار گرفت.

 

 بحران آب؛ مهم‌ترین عامل گرایش ایران به کشت فراسرزمینی

ایران در منطقه خشک و نیمه‌خشک جهان قرار دارد و طی دهه‌های گذشته با کاهش بارندگی، افزایش دما و افت منابع آب زیرزمینی روبه‌رو بوده است.

بخش کشاورزی بزرگ‌ترین مصرف‌کننده آب در کشور محسوب می‌شود و بیش از ۸۰ درصد منابع آب تجدیدپذیر در این بخش مصرف می‌شود. در بسیاری از دشت‌های کشور نیز افت سطح آب‌های زیرزمینی، فرونشست زمین و کاهش کیفیت منابع آبی به یک چالش جدی تبدیل شده است.

کارشناسان هشدار می‌دهند ادامه روند فعلی می‌تواند ظرفیت تولید برخی محصولات کشاورزی را در سال‌های آینده با محدودیت‌های جدی مواجه کند.

در چنین شرایطی، انتقال تولید محصولات آب‌بر به کشورهایی که از منابع آبی و اراضی حاصلخیز بیشتری برخوردارند، به عنوان یکی از گزینه‌های سیاستی مطرح شده است.

 

 آب مجازی؛ مفهومی کلیدی در اقتصاد کشاورزی

یکی از مهم‌ترین دلایل حمایت کارشناسان از کشت فراسرزمینی، مفهوم «آب مجازی» است.

آب مجازی به میزان آبی گفته می‌شود که برای تولید یک کالا مصرف شده است. زمانی که کشوری محصولی کشاورزی را وارد می‌کند، در واقع آب مصرف‌شده برای تولید آن محصول را نیز به صورت غیرمستقیم وارد کرده است.

برای مثال، تولید بسیاری از محصولات استراتژیک مانند برنج، ذرت، سویا و نیشکر نیازمند حجم بالایی از آب است.

از این منظر، تولید این محصولات در کشورهایی با منابع آبی فراوان‌تر و واردات آن به ایران می‌تواند به حفظ ذخایر آبی کشور کمک کند.

 تجربه جهانی؛ رقابت برای زمین‌های کشاورزی

امروزه کشت فراسرزمینی به یک رقابت جهانی تبدیل شده است.

چین طی دو دهه گذشته میلیاردها دلار در پروژه‌های کشاورزی کشورهای آفریقایی، آمریکای لاتین و آسیای مرکزی سرمایه‌گذاری کرده است.

عربستان سعودی نیز پس از محدودسازی کشت گندم در داخل کشور به دلیل نگرانی‌های آبی، سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در سودان، اوکراین، استرالیا و برخی کشورهای آفریقایی انجام داده است.

امارات متحده عربی، قطر، ژاپن و کره جنوبی نیز با هدف تأمین پایدار مواد غذایی وارد این عرصه شده‌اند.

برخی تحلیلگران این روند را «دیپلماسی غذا» می‌نامند؛ مفهومی که نشان‌دهنده پیوند مستقیم میان امنیت غذایی و قدرت ملی کشورهاست.

 

 ایران در مسیر توسعه کشت فراسرزمینی

موضوع کشت فراسرزمینی از اوایل دهه ۱۳۹۰ به صورت جدی در سیاست‌های کشاورزی ایران مطرح شد.

طی سال‌های گذشته، مذاکرات و توافق‌هایی با کشورهای مختلف برای توسعه این فعالیت‌ها انجام شده است.

قزاقستان، روسیه، ارمنستان، جمهوری آذربایجان، تاجیکستان، برزیل، ونزوئلا و برخی کشورهای آفریقایی از جمله مقاصد مورد توجه سرمایه‌گذاران ایرانی بوده‌اند.

محصولات هدف عمدتاً شامل:

* گندم

* جو

* ذرت

* سویا

* دانه‌های روغنی

* خوراک دام

بوده است.

هدف اصلی این طرح‌ها کاهش وابستگی به واردات و تأمین پایدار محصولات استراتژیک عنوان شده است.

 

 مزایای اقتصادی و راهبردی

کارشناسان حوزه کشاورزی و اقتصاد چند مزیت مهم برای این سیاست برمی‌شمارند.

 ۱. صرفه‌جویی در مصرف آب

انتقال تولید محصولات آب‌بر به خارج از کشور می‌تواند فشار بر منابع آب داخلی را کاهش دهد.

 ۲. تقویت امنیت غذایی

دسترسی مستقیم به منابع تولید غذا، وابستگی کشور به نوسانات بازار جهانی را کاهش می‌دهد.

 ۳. کاهش هزینه تولید

در برخی کشورها هزینه زمین، آب و نیروی کار کمتر از ایران است و این موضوع می‌تواند قیمت تمام‌شده محصولات را کاهش دهد.

۴. توسعه روابط اقتصادی

سرمایه‌گذاری کشاورزی می‌تواند زمینه گسترش همکاری‌های تجاری و اقتصادی با کشورهای میزبان را فراهم کند.

 ۵. دسترسی به فناوری‌های نوین

فعالیت در بازارهای بین‌المللی فرصت انتقال دانش فنی و فناوری‌های جدید کشاورزی را فراهم می‌کند.

 

 چالش‌های پیش روی کشت فراسرزمینی

با وجود مزایای متعدد، اجرای این سیاست با موانع مهمی همراه است.

 ریسک‌های سیاسی

تغییر دولت‌ها، تحولات سیاسی و تغییر قوانین در کشورهای میزبان می‌تواند امنیت سرمایه‌گذاری را تهدید کند.

 مشکلات حقوقی

موضوع مالکیت زمین، قراردادهای بلندمدت، تضمین حقوق سرمایه‌گذاران و حل اختلافات حقوقی از مهم‌ترین چالش‌ها محسوب می‌شود.

محدودیت‌های بانکی و مالی

تحریم‌ها و دشواری‌های نقل‌وانتقال پول، اجرای پروژه‌های برون‌مرزی را برای فعالان اقتصادی ایرانی پیچیده‌تر کرده است.

 ضعف زیرساخت‌های لجستیکی

حمل‌ونقل، ذخیره‌سازی، بیمه و انتقال محصولات از کشورهای میزبان به ایران نیازمند زیرساخت‌های گسترده و سرمایه‌گذاری قابل توجه است.

 ریسک‌های اقلیمی

تغییرات آب‌وهوایی و وقوع خشکسالی در کشورهای میزبان نیز می‌تواند بر عملکرد این پروژه‌ها تأثیر بگذارد.

 

 دیدگاه موافقان و منتقدان

حامیان کشت فراسرزمینی معتقدند بحران آب ایران ایجاب می‌کند بخشی از تولید محصولات آب‌بر به خارج از کشور منتقل شود. از نگاه آنان، این سیاست مکمل تولید داخلی و ابزاری برای افزایش تاب‌آوری کشور در برابر بحران‌های جهانی است.

در مقابل، منتقدان هشدار می‌دهند که تمرکز بیش از حد بر سرمایه‌گذاری خارجی نباید موجب غفلت از ظرفیت‌های داخلی شود. آنان بر ضرورت افزایش بهره‌وری آب، توسعه سامانه‌های نوین آبیاری، اصلاح الگوی کشت و کاهش ضایعات کشاورزی تأکید دارند.

 

 الزامات موفقیت کشت فراسرزمینی در ایران

کارشناسان معتقدند موفقیت این سیاست به چند پیش‌شرط اساسی وابسته است:

* تدوین راهبرد ملی کشت فراسرزمینی

* حمایت مالی و بانکی از سرمایه‌گذاران

* توسعه دیپلماسی اقتصادی و کشاورزی

* انعقاد توافقات بلندمدت با کشورهای میزبان

* ایجاد زیرساخت‌های حمل‌ونقل و لجستیک

* استفاده از فناوری‌های نوین کشاورزی

* مشارکت فعال بخش خصوصی

بدون تحقق این الزامات، دستیابی به اهداف مورد انتظار دشوار خواهد بود.

 

 جمع‌بندی

کشت فراسرزمینی در جهان امروز دیگر یک انتخاب صرف اقتصادی نیست، بلکه به بخشی از راهبردهای امنیت غذایی کشورها تبدیل شده است. برای ایران نیز که با محدودیت شدید منابع آب و افزایش نیاز به محصولات استراتژیک مواجه است، این سیاست می‌تواند فرصتی برای مدیریت پایدار منابع و کاهش وابستگی به بازارهای جهانی باشد.

با این حال، تجربه جهانی نشان می‌دهد موفقیت در این مسیر نیازمند برنامه‌ریزی بلندمدت، حمایت‌های حقوقی و مالی، توسعه دیپلماسی اقتصادی و مشارکت مؤثر بخش خصوصی است.

در نهایت، کشت فراسرزمینی نه جایگزین کشاورزی داخلی، بلکه مکملی برای آن محسوب می‌شود؛ ابزاری که در صورت اجرای صحیح می‌تواند به یکی از ارکان امنیت غذایی ایران در دهه‌های آینده تبدیل شود و نقش مهمی در مقابله با بحران آب و تأمین پایدار غذا ایفا کند.

کشاورزپلاس

دیدگاه تان را بنویسید

 

پربازدیدترین ها

d