یادداشت ویژه
از مزرعه تا سفره؛ امنیت غذایی ایران در میان ظرفیتهای بزرگ و چالشهای عمیق
عطاالله اشرفی اصفهانی عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی تهران در یادداشتی به مناسبت روز جهانی غذابه ظرفیتهای تولید و صادرات، مشکلات صنایع غذایی و ضرورت مقابله با هدررفت غذا پرداخته است
در جهانی که میلیونها انسان همچنان با گرسنگی و سوءتغذیه دستوپنجه نرم میکنند، سالانه حجم عظیمی از مواد غذایی در مراحل تولید، نگهداری، توزیع و مصرف از بین میرود. این تناقض تلخ، یکی از مهمترین چالشهای جهان معاصر است؛ جهانی که از یکسو توانایی تولید حجم گستردهای از محصولات کشاورزی و غذایی را دارد و از سوی دیگر، هنوز نتوانسته دسترسی عادلانه و پایدار همه انسانها به غذای کافی و سالم را تضمین کند.
روز جهانی غذا که هر سال در ۱۶ اکتبر، برابر با ۲۴ مهرماه سال ۱۴۰۵، گرامی داشته میشود، فرصتی است برای بازاندیشی در یکی از بنیادیترین مسائل جوامع بشری؛ مسئلهای که دیگر صرفاً به کشاورزی یا تولید مواد غذایی محدود نمیشود، بلکه با اقتصاد، سلامت، محیطزیست، تجارت جهانی، عدالت اجتماعی و حتی امنیت ملی پیوندی مستقیم دارد.
شعار روز جهانی غذا در سال ۲۰۲۶، «امروز نوآوری کنیم، فردا را تغذیه کنیم»، یادآور این واقعیت است که آینده امنیت غذایی تنها با افزایش سطح زیر کشت یا تولید بیشتر تضمین نمیشود؛ بلکه نیازمند مدیریت هوشمندانه منابع، توسعه فناوری، تقویت زنجیره ارزش و کاهش ضایعات غذایی است.
برای کشوری مانند ایران که از ظرفیتهای متنوع اقلیمی، کشاورزی، دامپروری و صنایع غذایی برخوردار است، این مناسبت باید فرصتی برای طرح یک پرسش اساسی باشد: چرا با وجود توانمندیهای قابل توجه در تولید غذا، همچنان بخشهایی از زنجیره تأمین و تجارت محصولات غذایی کشور با مشکلات ساختاری روبهرو هستند؟
امنیت غذایی؛ موضوعی فراتر از تولید محصول
امنیت غذایی زمانی محقق میشود که همه افراد جامعه، در تمام اوقات، به غذای کافی، سالم، مغذی و متناسب با نیازهای خود دسترسی فیزیکی و اقتصادی داشته باشند.
بنابراین، امنیت غذایی صرفاً به معنای پر بودن انبارهای غلات یا افزایش تولید محصولات کشاورزی نیست. ممکن است کشوری از نظر تولید برخی محصولات در وضعیت مناسبی قرار داشته باشد، اما افزایش قیمتها، کاهش قدرت خرید خانوارها، اختلال در شبکه توزیع یا نابرابری اقتصادی باعث شود بخش قابل توجهی از جامعه نتواند از یک رژیم غذایی مناسب برخوردار شود.
براساس گزارش سال ۲۰۲۶ سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد و دیگر نهادهای بینالمللی، در سال ۲۰۲۵ حدود ۶۴۵ میلیون نفر در جهان با گرسنگی مواجه بودهاند و نزدیک به ۲ میلیارد و ۷۰۰ میلیون نفر توانایی مالی تأمین یک رژیم غذایی سالم را نداشتهاند.
این ارقام نشان میدهد که مسئله گرسنگی فقط کمبود غذا نیست؛ بلکه فقر، نابرابری، جنگ، بحرانهای اقتصادی، تغییرات اقلیمی و ناکارآمدی نظامهای تولید و توزیع نیز در شکلگیری آن نقش دارند.
در ایران نیز امنیت غذایی باید فراتر از شاخصهای تولید مورد ارزیابی قرار گیرد. دسترسی اقشار مختلف جامعه به پروتئین، لبنیات، میوه، سبزیجات و دیگر مواد غذایی ضروری، بهاندازه حجم تولید گندم، برنج یا محصولات باغی اهمیت دارد.
جامعهای که در آن خانوارها ناچار شوند به دلیل مشکلات اقتصادی، مصرف مواد غذایی مغذی را کاهش دهند، حتی در صورت برخورداری از ظرفیت تولید مناسب، با تهدیدهایی جدی در حوزه امنیت غذایی مواجه خواهد بود.
ایران؛ سرزمینی با ظرفیتهای کمنظیر تولید غذا
ایران به واسطه تنوع اقلیمی، گستردگی جغرافیایی، تجربه تاریخی کشاورزی و وجود نیروی انسانی متخصص، از ظرفیتهای ارزشمندی برای تولید محصولات کشاورزی و غذایی برخوردار است.
تولید انواع غلات، میوهها، سبزیجات، محصولات باغی، گیاهان دارویی، محصولات دامی، لبنی، طیور و آبزیان، نشاندهنده تنوع کمنظیر سبد تولید غذای کشور است.
از زعفران خراسان و پسته کرمان گرفته تا خرمای جنوب، مرکبات شمال، محصولات گلخانهای، صنایع لبنی، تولیدات دام و طیور و ظرفیتهای شیلاتی سواحل شمالی و جنوبی، همگی بخشهایی از توان اقتصادی ایران در تأمین غذا هستند.
اما مزیت ایران فقط در تولید محصولات خام خلاصه نمیشود. وجود کارخانههای صنایع غذایی، واحدهای فرآوری محصولات کشاورزی، صنایع بستهبندی، شرکتهای دانشبنیان و نیروی انسانی متخصص میتواند ایران را به یکی از بازیگران مهم منطقه در تجارت محصولات غذایی تبدیل کند.
بر اساس آمار اعلامشده از سوی گمرک، ارزش صادرات محصولات کشاورزی ایران در سال ۱۴۰۳ به حدود ۵ میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار رسید؛ رقمی که بیانگر ظرفیت ارزآوری این بخش است، هرچند همچنان فاصله قابل توجهی میان ظرفیت بالقوه و عملکرد صادراتی کشور وجود دارد.
با این حال، برای استفاده از این توانمندیها باید نگاه سیاستگذاران از افزایش صرف تولید به سمت افزایش بهرهوری، تکمیل زنجیره ارزش و ایجاد بازارهای پایدار تغییر کند.
ایران برای تبدیل شدن به قدرت منطقهای در حوزه غذا، بیش از آنکه به توسعه بیبرنامه سطح زیر کشت نیاز داشته باشد، به ارتقای بهرهوری منابع، توسعه فناوری، کاهش هزینه تمامشده و ایجاد ارزش افزوده نیازمند است.
صادرات غذا؛ فرصتی که نباید در خامفروشی گرفتار شود
محصولات کشاورزی و صنایع غذایی یکی از ظرفیتهای مهم ایران برای توسعه صادرات غیرنفتی و ارزآوری پایدار محسوب میشوند.
بازار کشورهای همسایه، کشورهای حوزه خلیج فارس، آسیای مرکزی، قفقاز، چین، هند و برخی کشورهای آفریقایی میتواند فرصتهای مناسبی برای توسعه صادرات محصولات غذایی ایران فراهم کند.
با این حال، پرسش مهم آن است که سهم ایران از ارزش واقعی این بازارها چقدر است؟
صادرات محصول خام یا فلهای، اگرچه درآمد ارزی ایجاد میکند، اما معمولاً بخش مهمی از ارزش افزوده نهایی را در اختیار شرکتهای فرآوری، بستهبندی و برندهای خارجی قرار میدهد.
زعفران ایرانی زمانی که با بستهبندی، نشان تجاری و شبکه توزیع یک شرکت خارجی وارد بازار جهانی میشود، نمونهای روشن از فرصتهایی است که در مسیر تبدیل محصول به برند و کالای نهایی از دست میرود.
این موضوع درباره خرما، پسته، میوههای خشک، کنسانترهها، فرآوردههای لبنی و بسیاری دیگر از محصولات کشاورزی نیز قابل بررسی است.
آینده صادرات غذایی ایران باید بر فروش محصولات فرآوریشده، توسعه برندهای معتبر، افزایش ماندگاری محصولات، رعایت استانداردهای بینالمللی و حضور مستقیم در شبکههای توزیع جهانی استوار باشد.
البته دستیابی به این هدف بدون اصلاح زیرساختهای تجارت خارجی امکانپذیر نیست.
محدودیتهای بانکی ناشی از تحریمها، مشکلات انتقال ارز، هزینه بالای حملونقل و بیمه، نوسانات نرخ ارز، پیچیدگی تعهدات ارزی، تغییر مکرر مقررات و تصمیمات ناگهانی درباره ممنوعیت صادرات، قدرت رقابت صادرکنندگان ایرانی را کاهش میدهد.
از سوی دیگر، صادرات پایدار مستلزم رعایت استانداردهای بهداشتی و قرنطینهای، کنترل باقیمانده سموم، قابلیت ردیابی محصولات، بستهبندی استاندارد و ثبات کیفیت است.
بازار جهانی منتظر تصمیمات متغیر داخلی نمیماند. وقتی صادرکننده نتواند به تعهدات بلندمدت خود پایبند بماند، خریدار خارجی به سراغ تأمینکنندهای خواهد رفت که از ثبات و قابلیت اطمینان بیشتری برخوردار باشد.
بنابراین، توسعه صادرات مواد غذایی نیازمند سیاستگذاری بلندمدت، تعامل مؤثر اقتصادی با جهان و سپردن نقش پررنگتر به بخش خصوصی است.
در عین حال، صادرات نباید با تضعیف امنیت غذایی داخلی یا برداشت ناپایدار از منابع آب و خاک همراه شود. صادرات موفق زمانی ارزشمند است که بر پایه تولید پایدار، بهرهوری و تأمین مطمئن نیازهای داخلی شکل گرفته باشد.
تولید غذا زیر فشار کمآبی، افزایش هزینهها و بیثباتی اقتصادی
با وجود ظرفیتهای قابل توجه، تولید غذا در ایران با مجموعهای از چالشهای ساختاری مواجه است که ادامه آنها میتواند پایداری تولید را تهدید کند.
مهمترین این چالشها، بحران آب است.
کاهش منابع آب تجدیدپذیر، افت سطح آبهای زیرزمینی، فرونشست زمین، تداوم خشکسالی در بخشهایی از کشور و تغییر الگوی بارش، آینده کشاورزی ایران را با مخاطرات جدی روبهرو کرده است.
در چنین شرایطی، تداوم سیاستهای مبتنی بر توسعه سطح زیر کشت بدون توجه به ظرفیت منابع آب، نهتنها امنیت غذایی را تقویت نمیکند، بلکه ممکن است زمینه تخریب منابع تولید برای نسلهای آینده را فراهم سازد.
امنیت غذایی پایدار مستلزم عبور از کشاورزی پرمصرف به کشاورزی بهرهور است؛ کشاورزیای که با استفاده از سامانههای نوین آبیاری، دادههای اقلیمی، ارقام مقاوم، کشت گلخانهای مناسب، مدیریت خاک و فناوریهای هوشمند، بتواند با مصرف منابع کمتر، محصول اقتصادی بیشتری تولید کند.
در کنار بحران آب، افزایش هزینه نهادههای کشاورزی، کود، سم، بذر، انرژی، ماشینآلات و دستمزد، فشار سنگینی بر تولیدکنندگان وارد کرده است.
وابستگی بخشی از زنجیره تولید دام و طیور به واردات نهادههای خوراک، بهویژه ذرت و کنجاله سویا، یکی دیگر از نقاط آسیبپذیر امنیت غذایی کشور است.
گزارش خرداد ۲۰۲۶ فائو، واردات غلات ایران در سال بازاریابی ۲۰۲۵ تا ۲۰۲۶ را حدود ۲۲ میلیون تن برآورد کرده است؛ موضوعی که ضرورت تقویت تابآوری زنجیره تأمین نهادههای اساسی را نشان میدهد.
اختلال در تخصیص ارز، تأخیر در تأمین نهادهها و افزایش هزینههای تولید میتواند به سرعت بر قیمت محصولات پروتئینی و غذایی در بازار داخلی تأثیر بگذارد.
از سوی دیگر، قطعی برق، محدودیت تأمین انرژی، دشواری دسترسی به تسهیلات بانکی، کمبود سرمایه در گردش و تأخیر در پرداخت مطالبات تولیدکنندگان، ریسک فعالیت اقتصادی در بخش کشاورزی را افزایش داده است.
کشاورزی که از قیمت فروش محصول، زمان دریافت مطالبات و هزینه تأمین نهادههای فصل آینده اطمینان ندارد، چگونه میتواند برای توسعه تولید سرمایهگذاری کند؟
بدون ایجاد ثبات اقتصادی و اطمینان برای تولیدکننده، تحقق امنیت غذایی پایدار دشوار خواهد بود.
صنایع تبدیلی و غذایی؛ حلقهای حیاتی که نیازمند حمایت واقعی است
یکی از مهمترین بخشهای زنجیره تأمین غذا، صنایع تبدیلی و تکمیلی است؛ بخشی که میتواند محصولات کشاورزی را از کالایی فسادپذیر و فصلی، به محصولی ماندگار، باارزش و قابل عرضه در بازارهای گسترده تبدیل کند.
صنایع کنسروسازی، خشککردن و فرآوری میوهها، تولید کنسانتره، صنایع لبنی، فرآوری گوشت و آبزیان، صنایع آرد و نان، بستهبندی و سردخانهداری، نقشی تعیینکننده در کاهش ضایعات، افزایش ارزش افزوده و ایجاد اشتغال دارند.
با وجود این اهمیت، بسیاری از فعالان صنایع غذایی با چالشهایی مواجهاند که از ظرفیت توسعه و رقابتپذیری آنها میکاهد.
افزایش قیمت مواد اولیه، نوسان نرخ ارز، دشواری واردات ماشینآلات و قطعات، فرسودگی بخشی از تجهیزات، هزینههای بالای بستهبندی، مشکلات سرمایه در گردش و محدودیتهای صادراتی، از مهمترین موانع این صنعت هستند.
ناترازی انرژی و اختلال در تأمین برق و گاز نیز میتواند علاوه بر توقف تولید، کیفیت و سلامت محصولات فسادپذیر را در معرض خطر قرار دهد.
یکی دیگر از مشکلات، ارتباط ناکافی و گاه نامنظم میان تولیدکنندگان محصولات کشاورزی و واحدهای فرآوری است.
در برخی مناطق، همزمان با فصل برداشت و افزایش عرضه، بخشی از محصولات به دلیل نبود ظرفیت کافی برای نگهداری، فرآوری یا دسترسی به بازار، با افت شدید قیمت مواجه میشوند و حتی ممکن است برداشت یا عرضه آنها صرفه اقتصادی نداشته باشد.
در مقابل، همان محصولات در ماههای دیگر سال با افزایش قیمت وارد بازار میشوند.
این وضعیت نشان میدهد که مسئله تنها کمبود تولید نیست؛ بلکه ضعف در برنامهریزی، زنجیره سرد، حملونقل تخصصی، فرآوری و ارتباط میان کشاورز و صنعت نیز اهمیت دارد.
توسعه صنایع تبدیلی در نزدیکی قطبهای تولید، گسترش قراردادهای خرید تضمینشده میان کارخانهها و کشاورزان، حمایت از واحدهای کوچک و متوسط و تسهیل سرمایهگذاری در تجهیزات نوین میتواند بخش قابل توجهی از این مشکلات را کاهش دهد.
باید پذیرفت که صنایع غذایی صرفاً مصرفکننده محصولات کشاورزی نیستند؛ بلکه یکی از ارکان اصلی امنیت غذایی، توسعه روستایی، اشتغال و صادرات غیرنفتی کشور به شمار میروند.
هدررفت غذا؛ فاجعهای خاموش در کنار گرسنگی جهان
شاید یکی از تکاندهندهترین واقعیتهای نظام غذایی جهان، حجم عظیم غذایی باشد که هر سال بدون مصرف مؤثر از زنجیره تأمین خارج میشود.
براساس گزارش «شاخص ضایعات غذایی ۲۰۲۴» برنامه محیطزیست سازمان ملل متحد، در سال ۲۰۲۲ حدود یک میلیارد و ۵۰ میلیون تن مواد غذایی و پسماند غذایی در بخش خردهفروشی، خدمات غذا و خانوارها هدر رفته است.
این میزان معادل حدود ۱۹ درصد غذایی است که در اختیار مصرفکنندگان قرار میگیرد.
برآوردهای فائو نیز نشان میدهد که حدود ۱۳ درصد از مواد غذایی در مراحل پس از برداشت تا پیش از خردهفروشی از دست میرود.
این دو آمار، به مراحل متفاوت زنجیره غذا مربوطاند، اما در کنار یکدیگر تصویری نگرانکننده از ناکارآمدی نظام جهانی غذا ارائه میکنند.
نکته قابل تأمل آن است که طبق گزارش برنامه محیطزیست سازمان ملل، تنها در سطح خانوارها، معادل دستکم یک میلیارد وعده غذای قابل مصرف در هر روز دور ریخته میشود.
این اتفاق در جهانی رخ میدهد که صدها میلیون نفر با گرسنگی مواجهاند.
هدررفت غذا صرفاً به معنای دور ریختن یک محصول نیست؛ بلکه به معنای اتلاف تمام منابعی است که برای تولید آن مصرف شدهاند.
وقتی یک کیلوگرم میوه، نان یا گوشت هدر میرود، بخشی از آب، انرژی، زمین، نیروی کار، سرمایه و هزینه حملونقل صرفشده برای تولید آن نیز عملاً بدون دستیابی به هدف اصلی مصرف شده است.
در کشوری مانند ایران که با محدودیت جدی منابع آب مواجه است، این موضوع اهمیتی دوچندان پیدا میکند.
به بیان ساده، هر محصول کشاورزی که بدون مصرف مؤثر از بین میرود، بخشی از منابع محدود کشور را نیز با خود هدر میدهد.
از سوی دیگر، اتلاف مواد غذایی آثار زیستمحیطی قابل توجهی دارد و در افزایش انتشار گازهای گلخانهای، آلودگی و فشار بر منابع طبیعی نقش ایفا میکند.
به همین دلیل، کاهش ضایعات باید بخشی از سیاست ملی امنیت غذایی باشد، نه صرفاً موضوعی فرهنگی در سطح خانوارها.
آیا کاهش دورریز غذا میتواند به مهار گرسنگی کمک کند؟
پاسخ مثبت است؛ اما تحقق آن نیازمند سیاستگذاری و اقدام هماهنگ در سراسر زنجیره غذاست.
اگر بخشی از غذایی که امروز در مزارع، انبارها، شبکه توزیع، فروشگاهها، رستورانها و منازل از بین میرود، حفظ و به مصرف مؤثر برسد، میتوان بدون افزایش متناسب سطح زیر کشت یا فشار بیشتر بر منابع طبیعی، عرضه قابل استفاده غذا را افزایش داد.
این موضوع از چند مسیر به کاهش گرسنگی کمک میکند؛ افزایش غذای قابل دسترس، کاهش هزینههای ناشی از اتلاف، بهبود بهرهوری منابع و فراهم شدن امکان توزیع غذای سالم و مازاد میان گروههای نیازمند.
با این حال، کاهش ضایعات بهتنهایی قادر به پایان دادن به گرسنگی یا قحطی نیست. فقر، جنگ، بحرانهای انسانی، اختلال در توزیع و نبود قدرت خرید نیز باید همزمان مورد توجه قرار گیرند.
برای ایران، مدیریت هدررفت غذا باید از مزرعه آغاز شود.
بهبود شیوه برداشت، استفاده از بستهبندی مناسب، توسعه ناوگان حملونقل یخچالدار، ایجاد سردخانههای استاندارد، گسترش صنایع تبدیلی و مدیریت هوشمند عرضه محصولات میتواند از نابودی بخشی از تولیدات کشاورزی جلوگیری کند.
در سطح بازار نیز اصلاح استانداردهای ظاهری غیرضروری برای محصولات، مدیریت موجودی فروشگاهها، عرضه محصولات نزدیک به پایان دوره مصرف در چارچوب ضوابط بهداشتی و توسعه سازوکارهای اهدای غذای سالم مازاد میتواند مؤثر باشد.
در سطح خانوار نیز آموزش درباره خرید متناسب با نیاز، نگهداری صحیح مواد غذایی، شناخت تفاوت تاریخ مصرف و تاریخ حداقل ماندگاری و مدیریت پسماند اهمیت دارد.
همچنین غذاهایی که دیگر قابلیت مصرف انسانی ندارند، در صورت رعایت الزامات بهداشتی و قانونی، میتوانند در برخی موارد برای خوراک دام، تولید کمپوست یا بازیابی انرژی مورد استفاده قرار گیرند.
البته اولویت باید همواره پیشگیری از ضایعات و حفظ غذا برای مصرف انسانی باشد.
باید این واقعیت را جدی گرفت که صرفهجویی در غذا، به اندازه تولید غذا اهمیت دارد و جلوگیری از نابودی محصول، خود نوعی افزایش ظرفیت مؤثر تولید است.
امنیت غذایی؛ مسئولیتی مشترک میان دولت، تولیدکننده و جامعه
تحقق امنیت غذایی پایدار، نیازمند یک برنامه ملی منسجم است که تمام حلقههای زنجیره غذا را در بر گیرد.
در این برنامه، دولت باید به جای مداخلات مقطعی و تصمیمات غیرقابل پیشبینی، بر ثبات سیاستها، توسعه زیرساختها، مدیریت منابع، تأمین مالی تولید و نظارت مؤثر بر کیفیت و سلامت غذا تمرکز کند.
بخش خصوصی نیز باید فرصت بیشتری برای سرمایهگذاری در تولید، فرآوری، لجستیک، صادرات و نوآوری داشته باشد.
اتحادیهها و تشکلهای تخصصی کشاورزی و صنایع غذایی میتوانند با مشارکت در سیاستگذاری، شناسایی گلوگاههای تولید و ایجاد ارتباط میان فعالان زنجیره ارزش، نقش مهمی در بهبود عملکرد این بخش ایفا کنند.
دانشگاهها و شرکتهای دانشبنیان نیز باید از حاشیه پژوهشهای صرفاً دانشگاهی خارج شوند و راهکارهای کاربردی برای افزایش بهرهوری، کاهش مصرف آب، بهبود ماندگاری محصولات و مدیریت هوشمند تولید ارائه دهند.
استفاده از هوش مصنوعی، کشاورزی دقیق، سامانههای پیشبینی تولید و تقاضا، فناوریهای نوین بستهبندی و ابزارهای ردیابی محصولات میتواند به کاهش هزینهها و ضایعات کمک کند.
در کنار تمام این اقدامات، حمایت از قدرت خرید خانوارها و دسترسی اقشار آسیبپذیر به غذای سالم و مغذی باید در مرکز سیاستهای امنیت غذایی قرار گیرد.
امنیت غذایی زمانی معنا پیدا میکند که ثمره تولید و توسعه صنایع غذایی، در نهایت در سفره مردم نیز دیده شود.
سخن پایانی؛ امنیت غذایی از حفظ تولید آغاز میشود و به سفره مردم میرسد
روز جهانی غذا نباید تنها مناسبتی برای انتشار پیامهای تبریک، برگزاری همایشها و تکرار آمارهای تولید باشد.
این روز باید فرصتی برای پاسخ به پرسشهایی اساسی باشد: چه میزان از ظرفیت تولید غذای ایران به بهرهبرداری اقتصادی و پایدار رسیده است؟ چه سهمی از ارزش صادرات محصولات کشاورزی نصیب تولیدکنندگان ایرانی میشود؟ چرا صنایع تبدیلی و غذایی با وجود اهمیت راهبردی خود، همچنان با مشکلات تأمین مالی، انرژی و تجارت خارجی مواجهاند؟ و مهمتر از همه، چه مقدار از غذایی که با مصرف منابع ارزشمند تولید میکنیم، پیش از رسیدن به سفره مردم از بین میرود؟
ایران برای تقویت امنیت غذایی، به مجموعهای هماهنگ از اصلاحات نیاز دارد؛ از مدیریت پایدار آب و خاک و حمایت از تولیدکننده گرفته تا توسعه صنایع غذایی، تسهیل صادرات، افزایش قدرت خرید مردم و کاهش ضایعات.
نگاه به غذا باید از یک کالای صرفاً اقتصادی فراتر رود. غذا با سلامت جامعه، رفاه خانوارها، اشتغال روستایی، پایداری محیطزیست و استقلال اقتصادی کشور پیوند خورده است.
در دنیایی که میلیونها انسان از گرسنگی رنج میبرند، دور ریختن غذای قابل مصرف صرفاً یک رفتار نادرست فردی نیست؛ نشانهای از ناکارآمدی در مدیریت منابع و زنجیره تأمین نیز هست.
شاید مهمترین پیام روز جهانی غذا برای ایران این باشد که امنیت غذایی تنها با تولید بیشتر ساخته نمیشود؛ باید آنچه را تولید میکنیم، بهتر مدیریت کنیم، با ارزش افزوده بالاتر به بازار برسانیم و امکان دسترسی عادلانه مردم به غذای سالم را فراهم سازیم.
آینده امنیت غذایی ایران نه فقط در افزایش تولید، بلکه در حفظ منابع، حمایت از تولیدکننده، تقویت صنایع غذایی، توسعه صادرات پایدار و جلوگیری از هدررفت محصولاتی است که برای تولید هر کیلوگرم از آنها، آب، خاک، انرژی، سرمایه و تلاش انسانی صرف شده است.
و شاید لازم باشد این جمله را بیش از همیشه به خاطر بسپاریم:
«جهانی بدون گرسنگی، فقط به غذای بیشتر نیاز ندارد؛ به مدیریت بهتر غذا و توزیع عادلانهتر آن نیاز دارد.»
دیدگاه تان را بنویسید