سربازان نان؛ ژنرال‌های همیشگی امنیت غذایی ایران

هر کودی که به زمین می‌رسد، یک گلوله است که به سوی دشمن گرسنگی شلیک می‌شود!

اشرفی+اصفهانی

عطاء‌اله اشرفی اصفهانی – عضو هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی ایران و نایب رئیس کمیسیون کشاورزی اتاق تهران

بر اساس گزارش‌های منتشرشده از منابع معتبر، درگیری‌های اخیر ناشی از جنگ تحمیلی به جمهوری اسلامی ایران و بسته شدن تنگه هرمز، تأثیرات گسترده‌ای بر زنجیره تأمین جهانی مواد غذایی به‌ویژه در بخش کودهای شیمیایی و پیامدهای آتی آن بر نرخ مواد غذایی تولیدی جهان داشته است. تا جایی که این تحولات، پیامدهای فراتر از عرصه نظامی داشته و مستقیماً بر معیشت کشاورزان و مصرف‌کنندگان نهایی در سراسر جهان تأثیر گذاشته و خواهد گذاشت.

بر اساس داده‌های جدید منتشر شده در منابع رسانه‌ای بین‌المللی، سهم ایران از تجارت جهانی کود حدود ۲۰ درصد و سهم تنگه هرمز در تجارت جهانی کود ۱.۳۳ میلیون تن (به صورت ماهانه) است. حال اگر وابستگی کشاورزی آمریکا به واردات کود در ماه‌های مارس-آوریل را حدود ۲۵ درصد لحاظ کنیم، این ارقام نشان می‌دهد که ایران با وجود انواع چالش‌های طی شده طی سال‌های گذشته، به‌عنوان یکی از قطب‌های اصلی تولید اوره، آمونیاک و کودهای شیمیایی، نقشی غیرقابل‌جایگزین در امنیت غذایی جهانی ایفا می‌کند.

این بحران نشان می‌دهد که کشاورزی و امنیت غذایی، جزو حقوق انسانی بنیادین هستند و نباید تحت تأثیر تنش‌های ژئوپلیتیک قرار گیرند. فعالان بخش کشاورزی ایران با حمایت سیاست‌گذاران هوشمند، می‌توانند این چالش را به فرصتی برای توسعه، نوآوری و تقویت تولید ملی تبدیل کنند.

در واقع بحران‌ها الزاما همیشه عامل زوال نیستند؛ بلکه بسترهایی برای رشد، یادگیری و بازسازی هستند. فعالان بخش کشاورزی با هوشمندی، همکاری و پایداری، می‌توانند امنیت غذایی جهان را در زمانه‌های سخت حفظ کنند.

در این راستا در نقشه‌های استراتژیک جامعه، امنیت غذایی را نه با خط‌کش، بلکه با چشم‌انداز ژنرالی می‌سنجند. آن‌ها که فرماندهی سپاه تغذیه و سلامت را به عهده دارند، میدان‌های نبرد را بر روی بشقاب‌های شهرها ترسیم می‌کنند.

کوه‌های گندم در انبارهای استراتژیک، نه انبار، که قلعه‌های دفاعی ما هستند. اگر دیوارهای این دژها سست باشد، دشمن خاموش از دروازه‌های گرسنگی نفوذ می‌کند و شهرها را محاصره می‌کند. هر بوشل گندم، هر کیسه برنج، یک گلوله استراتژیک در انبار تدارکاتی است.

تصور کنید کودهای نیتروژنی را نه به عنوان مواد شیمیایی، بلکه به عنوان سوخت‌های حیاتی ارتش کشاورزی ببینید. وقتی این سوخت‌ها قطع می‌شود، موتورهای مزرعه خاموش می‌مانند و برداشت، مانند سربازان بدون مهمات، در میدان رها می‌شوند.

و با همین تعابیر تنگه‌ها را می‌توان رگ‌های حیاتی تمدن دانست. وقتی آب‌بندی می‌شود، مانند قلبی است که نبضش قطع شده. هر کشتی حامل کود، یک سلول خون در بدن اقتصاد کشاورزی است. بدون این جریان، اعضای بدن خشک می‌شوند.

در این سناریو، ژنرال‌های امنیت غذایی به ناوگان دریایی نگاه می‌کنند که حامل مواد اولیه است. هر کشتی مسدود، یک قطعه از پازل تغذیه جهانی که جا می‌ماند.

بهداشت جامعه مانند سپرهای نامرئی در برابر طاعون‌های خاموش است. وقتی استانداردها سست می‌شوند، مثل دژی است که درهایش باز می‌ماند. عفونت‌ها مانند ارتش‌های مخفی از درزهای سیستم تغذیه نفوذ می‌کنند.

«کودهای کشاورزی مانند داروهایی هستند که گیاهان را تقویت می‌کنند. مصرف بی‌رویه یا در مقابل آن قطع شدن این مصرف، مانند این است که به ارتشی دارو ندهید؛ سربازان ضعیف، مانند گیاهان خشک‌شده، در برابر آفات بی‌دفاع می‌مانند.

هر «کشاورز»، یک سرباز جبهه غذاست. مزارع، پادگان‌های پراکنده در روستاها و شهرهاست. وقتی کود به مزرعه نمی‌رسد، مانند این است که مهمات به پایگاه نرسد. برداشت محصولات هم، پیروزی‌های میدانی است. وقتی کشاورزان محروم از برداشت می‌شوند، مانند سربازانی می‌شوند که بدون اسلحه هستند!

تورم مانند توفانی است که غلات را در آغوش می‌گیرد. ژنرال‌های امنیت غذایی می‌دانند که این توفان، اگر مهار نشود، مانند سیل، خانه‌های مردم را درنوردیده و امنیت را می‌خراشد.

استراتژی جنگی امروز، با کشاورزی پایدار گره خورده است. مانند ارتشی که برای سال‌ها جنگ آماده می‌شود، نه فقط برای یک نبرد! «تنوع کشت» مانند داشتن سلاح‌های متنوع در انبار است. اگر فقط یک نوع سلاح داشته باشید، دشمنان مقاوم در برابر آن پیروز می‌شوند.

در این عرصه «آب» مانند اکسیژن جنگ است. هر قطره، جان بخشیدن به گیاه و جان بخشیدن به ارتش امنیت غذایی است. وقتی منابع آبی کم می‌شود، مانند این است که اکسیژن کم شود و نیروهای این اردوگاه مهم خسته و بی‌حال شوند.

«بهداشت عمومی»، مانند ستون فقرات ارتش آن است. اگر ستون فقرات معیوب باشد، بدن نمی‌تواند فرماندهی کند. سلامت جامعه، سربازان سالم است که می‌توانند کار و کشت کنند و غذا تولید نمایند.

وقتی تغذیه سالم باشد، مانند این است که ارتش با بهترین سوخت کار کند. وقتی بیماری‌ها گسترش می‌یابند، مانند این است که ویروس در پایگاه نفوذ کند.

جنگ‌های نظامی در کوتاه مدت یا میان مدت تمام می‌شوند؛ اما «امنیت غذایی»، مانند جنگی است که هرگز به پایان نمی‌رسد. ژنرال‌های واقعی این میدان، کسانی هستند که در میادین کشاورزی اعم از زراعی، باغی و آبزی‌پروری یا دامداری و مرغداری، در خطوط تولید صنایع غذایی، انبارهای نگهداری، کارخانه‌های کود و شبکه‌های بهداشتی نظیر دامپزشکی و سازمان غذا و دارو، سربازان نامرئی این نبرد را می‌بینند.

هر بشقاب غذا، یک پیروزی است. هر سفره پر، یک پیروزی است. هر کودی که به زمین می‌رسد، یک گلوله است که به سوی دشمن گرسنگی شلیک می‌شود.

آینده، مانند زمین‌های کشاورزی است که باید کاشته شود. ژنرال‌های امنیت غذایی می‌دانند که برداشت‌های آینده، امروز کاشته می‌شوند.

 

 

دیدگاه تان را بنویسید

 

پربازدیدترین ها

d