کشاورزی در سایه بحران: آیندهای مبهم برای مناسبات ایران و ونزوئلا
تأکید مادورو بر سیاستهایی مانند «صفر کردن واردات غذایی»، «احیای همه اراضی دولتی»، «بازپسگیری مزارع واگذارشده ناموفق» و «بازسازی نظام سنتی کونوکو» نشان میدهد که کشاورزی در ونزوئلا بیش از هر زمان دیگری در حال ایدئولوژیزه شدن بوده است

علیرضا صفاخو – تحلیلگر رسانهای و مدیر تلویزیون اینترنتی کشاورزپلاس
تحولات ناگهانی و پرابهام بامداد امروز شنبه در ونزوئلا، فارغ از روایتهای متضاد پیرامون سرنوشت سیاسی نیکلاس مادورو که در حوزه تخصصی و موضوعی کشاورزپلاس هم نیست، اما یک واقعیت انکارناپذیر را برجسته کرده است: ورود روابط خارجی این کشور به مرحلهای از عدم قطعیت حداکثری.
در چنین شرایطی، مناسبات ایران و ونزوئلا نیز ــ بهویژه در حوزههایی مانند کشاورزی که ذاتاً بلندمدت، سرمایهبر و وابسته به ثبات هستند ــ بیش از سایر بخشها در معرض بازتعریف، تعلیق یا فرسایش قرار میگیرند.
کشاورزی؛ حوزهای حساستر از نفت و سیاست
برخلاف همکاریهای انرژی یا نظامی که میتوانند در چارچوب تصمیمهای کوتاهمدت و متمرکز دولتی پیش بروند، کشاورزی نیازمند امنیت زمین، تداوم سیاستها، تضمین مالکیت، زیرساخت پایدار و افق زمانی قابل پیشبینی است. به همین دلیل، هرگونه تزلزل در ساخت قدرت سیاسی ونزوئلا، پیش از هر چیز، پروژههای کشاورزی مشترک یا بالقوه را تحت تأثیر قرار میدهد.
این حساسیت زمانی پررنگتر میشود که توجه کنیم دولت مادورو کشاورزی را نه صرفاً یک بخش اقتصادی، بلکه یک پروژه ایدئولوژیک و هویتی تعریف کرده است. نیکلاس مادورو در بهمن ۱۴۰۳ (فوریه ۲۰۲۵)، همزمان با انتصاب خولیو لئون اِردیا بهعنوان وزیر «کشاورزی مولد و اراضی» ونزوئلا، صراحتاً از ضرورت شکلدهی به «مفهوم ونزوئلایی باززایی مولد زمین» سخن گفت؛ مفهومی که بر کشاورزی بوممحور، باززاینده، ارگانیک و کاهش کامل وابستگی به واردات غذا تأکید دارد.
عکس: «نیکولاس مادورو » رئیس جمهوری ربوده شده ونزوئلا و«خولیو لئون اِردیا» وزیر «کشاورزی مولد و اراضی» ونزوئلا، در یک کمپین انتخاباتی
نیمهنهادی بودن همکاریها در برابر ایدئولوژی پررنگ
در سالهای گذشته، مناسبات کشاورزی ایران و ونزوئلا عمدتاً در سطح گفتوگوهای راهبردی، تفاهمنامهها، انتقال دانش و طرحهای پیشنهادی باقی مانده و کمتر به پروژههای عملیاتی گسترده و تثبیتشده تبدیل شده است. همین «نیمهنهادی بودن» همکاریها باعث میشود که اکنون، در فضای بحران، این حوزه آسیبپذیرتر از بخشهایی باشد که پیشتر به مرحله اجرا رسیدهاند.
از سوی دیگر، تأکید مادورو بر سیاستهایی مانند «صفر کردن واردات غذایی»، «احیای همه اراضی دولتی»، «بازپسگیری مزارع واگذارشده ناموفق» و «بازسازی نظام سنتی کونوکو» نشان میدهد که کشاورزی در ونزوئلا بیش از هر زمان دیگری در حال ایدئولوژیزه شدن است. چنین رویکردی، در شرایط ثبات، میتواند زمینه همکاریهای خاص و هدفمند را فراهم کند؛ اما در شرایط بیثباتی سیاسی، عملاً ریسک همکاری خارجی را افزایش میدهد.
ابهام سیاسی، ریسک اقتصادی
برای ایران، هرگونه مشارکت کشاورزی در ونزوئلا ــ از کشت فراسرزمینی تا سرمایهگذاری در زنجیره تأمین غذا ــ مستلزم حداقلی از قطعیت حقوقی و سیاسی است. تحولات اخیر این پرسشها را پررنگتر کرده است:
-
آیا تعهدات و تفاهمهای پیشین از سوی ساخت قدرت آینده ونزوئلا به رسمیت شناخته خواهند شد؟
-
وضعیت مالکیت و بهرهبرداری از زمینهای کشاورزی، آنگونه که مادورو بر «بازپسگیری و بازتولید» آنها تأکید دارد، در صورت تغییر معادلات سیاسی چه خواهد شد؟
-
ریسک تحریمها، بیمه، حملونقل و بازگشت سرمایه تا چه حد افزایش مییابد؟
این ابهامات، حتی بدون توقف رسمی همکاریها، میتوانند به انجماد تدریجی پروژهها منجر شوند؛ وضعیتی که در آن نه لغو آشکاری رخ میدهد و نه پیشرفتی ملموس.
کشاورزی بهعنوان شاخص اعتماد متقابل
در تحلیل رسانهای، کشاورزی اغلب «حاشیهای» تلقی میشود، اما در عمل، یکی از دقیقترین شاخصهای سنجش اعتماد متقابل بین کشورهاست. اگر مناسبات کشاورزی ایران و ونزوئلا در ماهها یا سالهای آینده وارد فاز رکود یا سکوت شوند، این امر بیش از آنکه ناشی از اختلافات فنی باشد، بازتابی از کاهش قابلیت پیشبینی در روابط دوجانبه خواهد بود؛ بهویژه در کشوری که سیاست کشاورزی آن بهطور مستقیم با گفتمان سیاسی حاکم گره خورده است.
چشمانداز محتمل: تعلیق خاموش
در شرایط کنونی، محتملترین سناریو برای مناسبات کشاورزی ایران و ونزوئلا، نه گسترش پرشتاب و نه قطع ناگهانی، بلکه «تعلیق خاموش» است؛ وضعیتی که در آن:
-
اسناد و تفاهمها بهطور رسمی ملغی نمیشوند،
-
اما تصمیمگیریهای اجرایی به آیندهای نامعلوم موکول میگردند،
-
و کشاورزی، با وجود جایگاه ایدئولوژیک آن در گفتمان مادورو، در عمل و در سطح همکاریهای بینالمللی به اولویتهای پایینتر رانده میشود.
در مجموع تحولات اخیر ونزوئلا، کشاورزی را به یکی از نخستین قربانیان فضای بیثباتی تبدیل میکند؛ نه به دلیل اهمیت کمتر آن، بلکه دقیقاً بهخاطر وابستگی عمیقش به ثبات، زمان، اعتماد و پیوستگی سیاستها.
در این چشمانداز مبهم، مناسبات کشاورزی ایران و ونزوئلا بیش از آنکه صحنه تقابل یا همپیمانی باشد، به آینهای از وضعیت کلی روابط دو کشور بدل میشود؛ آینهای که فعلاً، با وجود شعارهای بلندپروازانه، تصویر روشنی از آینده در آن دیده نمیشود.
دیدگاه تان را بنویسید