یاداداشت ویژه
امنیت غذایی با شعار ساخته نمیشود؛ از ظرفیتهای بزرگ ایران تا سفرههای زیر فشار
به مناسبت ۱۶ اکتبر، روز جهانی غذا
غذا فقط یک نیاز روزمره نیست؛ زیربنای سلامت جامعه، موتور محرک اقتصاد، پشتوانه توسعه پایدار و یکی از مهمترین مؤلفههای امنیت ملی است. کشوری که نتواند غذای کافی، سالم و قابلدسترس برای مردم خود تأمین کند، حتی با برخورداری از منابع عظیم طبیعی و اقتصادی نیز در مسیر توسعه با چالشهای بنیادین مواجه خواهد شد.
امروز در جهان، غذا دیگر صرفاً محصول مزرعه یا کارخانه نیست، بلکه به یکی از راهبردیترین ابزارهای قدرت اقتصادی، سیاسی و حتی ژئوپلیتیکی کشورها تبدیل شده است. بحرانهای اقلیمی، جنگها، تحریمها، اختلال در زنجیرههای تأمین، افزایش قیمت نهادهها و نوسانات بازارهای جهانی نشان دادهاند که امنیت غذایی تا چه اندازه میتواند شکننده باشد.
شانزدهم اکتبر، روز جهانی غذا، فرصتی است تا فراتر از پیامهای تبریک و برنامههای تشریفاتی، به این پرسش اساسی پاسخ دهیم: ایران با این حجم از ظرفیتهای کشاورزی، منابع انسانی، تنوع اقلیمی و توان صنعتی، چرا همچنان با چالشهای جدی در تولید پایدار، تأمین مواد اولیه و دسترسی اقتصادی مردم به غذای سالم و کافی مواجه است؟
پاسخ به این پرسش، بیش از آنکه در کمبود ظرفیتهای طبیعی و انسانی نهفته باشد، به نحوه مدیریت منابع، سیاستگذاری اقتصادی، ساختار تولید و کیفیت حکمرانی زنجیره غذا بازمیگردد.
جهان گرسنه؛ وقتی تولید غذا بهتنهایی کافی نیست
بر اساس گزارش وضعیت امنیت غذایی و تغذیه جهان در سال ۲۰۲۶ که توسط سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو) و دیگر نهادهای تخصصی سازمان ملل منتشر شده است، در سال ۲۰۲۵ حدود ۶۴۵ میلیون نفر در جهان با گرسنگی مواجه بودهاند.
همچنین نزدیک به ۲ میلیارد و ۱۰۰ میلیون نفر با ناامنی غذایی متوسط یا شدید روبهرو بودهاند و حدود ۲ میلیارد و ۶۹۰ میلیون نفر توان مالی لازم برای تهیه یک رژیم غذایی سالم را نداشتهاند.
این آمارها بیانگر واقعیتی مهم هستند: مسئله جهان امروز فقط تولید غذای بیشتر نیست؛ مسئله اصلی، دسترسی عادلانه و پایدار به غذای کافی، سالم، مغذی و مقرونبهصرفه است.
ممکن است کشوری از نظر حجم تولید محصولات کشاورزی عملکرد مناسبی داشته باشد، اما بخشی از جامعه آن به دلیل تورم، فقر یا ضعف نظام توزیع، توانایی تأمین یک سبد غذایی متعادل را نداشته باشد.
از این منظر، امنیت غذایی چهار رکن اساسی دارد: فراهم بودن غذا، دسترسی اقتصادی و فیزیکی به آن، کیفیت و قابلیت استفاده تغذیهای و در نهایت ثبات این شرایط در طول زمان.
بنابراین، افزایش تولید بهتنهایی نمیتواند شاخص موفقیت سیاستهای غذایی باشد؛ همانطور که انبارهای پر از کالا الزاماً به معنای سفرههای برخوردار نیستند.
ایران؛ سرزمین ظرفیتهای بزرگ و فرصتهای کمتر استفادهشده
ایران از نظر ظرفیتهای تولید غذا، کشوری کمبرخوردار محسوب نمیشود. تنوع اقلیمی، گستردگی سرزمین، وجود مناطق حاصلخیز کشاورزی، ظرفیتهای دامپروری، دسترسی به آبهای شمال و جنوب، نیروی انسانی متخصص و پیشینه طولانی کشاورزی، مجموعهای از مزیتها را در اختیار کشور قرار داده است.
از شالیزارهای شمال و دشتهای حاصلخیز خوزستان، گلستان و مغان گرفته تا باغهای پسته کرمان، مزارع زعفران خراسان، نخلستانهای جنوب و نخلستانهای شرق کشور، باغهای سیب، انگور و مرکبات، مراتع دامپروری و ظرفیتهای شیلاتی خلیج فارس، دریای عمان و دریای خزر، ایران از تنوع تولیدی قابلتوجهی برخوردار است.
بر اساس اعلام معاون امور زراعت وزارت جهاد کشاورزی در مهرماه ۱۴۰۵، مجموع تولیدات بخش کشاورزی کشور از ۱۳۷ میلیون تن عبور کرده است. هرچند این آمار نیازمند تفکیک دقیق گروههای محصول و بررسی میزان غذای قابلمصرف نهایی است، اما از گستردگی ظرفیت تولید در کشور حکایت دارد.
از سوی دیگر، ایران در تولید برخی محصولات مانند زعفران، پسته و خرما دارای جایگاه شناختهشده جهانی است و میتواند علاوه بر تأمین نیاز داخلی، در بازارهای صادراتی نیز نقشآفرینی کند.
اما سؤال مهم اینجاست: چه میزان از این ظرفیت به ارزش افزوده واقعی، درآمد پایدار کشاورزان، توسعه صنایع غذایی و حضور قدرتمند در بازارهای جهانی تبدیل شده است؟
واقعیت آن است که هنوز در بخشهایی از کشاورزی ایران، فاصله معناداری میان ظرفیت بالقوه و عملکرد اقتصادی وجود دارد.
خامفروشی برخی محصولات، ضعف در فرآوری، بستهبندی نامناسب، ناکارآمدی بعضی حلقههای توزیع، محدودیت زیرساختهای صادراتی و نبود برندسازی حرفهای باعث شده است بخشی از ارزش واقعی تولیدات کشور در اختیار تولیدکننده ایرانی قرار نگیرد.
ایران میتواند در بسیاری از زنجیرههای غذایی، نهفقط تأمینکننده مواد خام، بلکه تولیدکننده محصولات فرآوریشده با ارزش افزوده بالا و برندهای معتبر منطقهای و جهانی باشد.
صنعت غذا؛ پیشران اقتصادی که نباید به حاشیه برود
صنایع غذایی یکی از مهمترین حلقههای اتصال کشاورزی به اقتصاد ملی است. این صنعت علاوه بر تأمین غذای موردنیاز جامعه، در ایجاد اشتغال، جلوگیری از ضایعات، توسعه صادرات غیرنفتی، تقویت تولید داخلی و رونق مناطق روستایی نقش اساسی دارد.
از صنایع لبنی، آرد و نان و روغن نباتی گرفته تا فرآوردههای گوشتی، شیرینی و شکلات، کنسرو، نوشیدنی، خشکبار و محصولات بستهبندیشده، مجموعه بزرگی از فعالیتهای اقتصادی به زنجیره غذا وابستهاند.
مزیت مهم صنعت غذا آن است که ارزش اقتصادی محصول را از مرحله تولید اولیه فراتر میبرد.
برای مثال، فرآوری و بستهبندی اصولی میوه، سبزی، خرما یا محصولات پروتئینی میتواند ماندگاری محصول را افزایش دهد، از ضایعات جلوگیری کند و بازارهای جدیدی در اختیار تولیدکننده قرار دهد.
بااینحال، صنعت غذای ایران در سالهای اخیر با مجموعهای از مشکلات ساختاری روبهرو بوده است؛ از افزایش هزینه مواد اولیه و نوسانات نرخ ارز تا مشکلات تأمین سرمایه در گردش، ناترازی انرژی، محدودیتهای تجاری و بیثباتی سیاستهای اقتصادی.
کارخانهای که نتواند درباره تأمین مواد اولیه، هزینه انرژی، نرخ ارز و مقررات صادراتی خود چشمانداز قابلپیشبینی داشته باشد، چگونه میتواند برای توسعه ظرفیت تولید و حضور بلندمدت در بازارهای خارجی سرمایهگذاری کند؟
واقعیت این است که صنعت غذا بیش از حمایتهای مقطعی، به ثبات اقتصادی، فضای رقابتی سالم و سیاستگذاری قابلپیشبینی نیاز دارد.
بحران آب؛ بزرگترین هشدار برای آینده تولید غذا
شاید بتوان مهمترین تهدید بلندمدت امنیت غذایی ایران را بحران آب دانست.
ایران در منطقهای خشک و نیمهخشک قرار دارد و تغییرات اقلیمی، کاهش بارندگی، افزایش دما، افت سفرههای زیرزمینی و تشدید پدیده فرونشست زمین، آینده تولید کشاورزی را با مخاطرات جدی مواجه کردهاند.
برآوردهای مؤسسه منابع جهانی نشان میدهد ایران در گروه کشورهای دارای تنش آبی بسیار شدید قرار دارد و بخش کشاورزی سهم عمدهای از مصرف آب کشور را به خود اختصاص میدهد.
این شرایط یک واقعیت اجتنابناپذیر را پیش روی سیاستگذاران قرار میدهد: دیگر نمیتوان افزایش تولید غذا را صرفاً بر پایه مصرف بیشتر آب دنبال کرد.
امنیت غذایی پایدار نیازمند بازنگری در الگوی کشت، افزایش بهرهوری آب، حفاظت از منابع خاک، توسعه فناوریهای نوین و اصلاح شیوه مدیریت منابع طبیعی است.
تولید بیشتر به هر قیمتی، اگر به تخلیه سفرههای زیرزمینی، تخریب خاک و نابودی منابع پایه منجر شود، نمیتواند دستاوردی پایدار برای امنیت غذایی باشد.
در چنین شرایطی، معیار موفقیت بخش کشاورزی نباید فقط تعداد تن محصول تولیدشده باشد؛ بلکه باید میزان ارزش اقتصادی و غذایی تولیدشده به ازای هر مترمکعب آب، وضعیت پایداری منابع و درآمد واقعی کشاورزان نیز مورد توجه قرار گیرد.
ایران به کشاورزی پربازده، دانشبنیان و سازگار با شرایط اقلیمی نیاز دارد؛ کشاورزیای که توسعه تولید را با حفاظت از منابع نسلهای آینده پیوند بزند.
نهادههای تولید؛ نقطه آسیبپذیر امنیت غذایی
یکی دیگر از چالشهای اساسی زنجیره تأمین غذا در ایران، مسئله نهادههای کشاورزی و دامی است.
بذر، کود، سموم، خوراک دام و طیور، تجهیزات، ماشینآلات و سایر ملزومات تولید، پایههای اصلی استمرار فعالیت کشاورزان و تولیدکنندگان مواد غذایی هستند.
اختلال در تأمین هر یک از این نهادهها میتواند به کاهش تولید، افزایش قیمت تمامشده و در نهایت فشار بیشتر بر مصرفکننده منجر شود.
وابستگی به واردات برخی نهادههای راهبردی، مشکلات تخصیص و انتقال ارز، محدودیتهای ناشی از تحریمها، افزایش هزینه حملونقل و تصمیمات متغیر تجاری از جمله عواملی هستند که ریسک تولید غذا را افزایش میدهند.
گزارش خردادماه ۲۰۲۶ فائو درباره ایران نیز نشان میدهد نیاز کشور به واردات غلات و بهویژه ذرت مورد استفاده در خوراک دام و طیور همچنان قابلتوجه است.
نکته مهم اینکه وابستگی غذایی صرفاً به واردات محصول نهایی محدود نمیشود. ممکن است یک کشور در تولید گوشت مرغ، تخممرغ یا محصولات لبنی ظرفیت گستردهای داشته باشد، اما بخشی از خوراک دام و طیور یا سایر نهادههای لازم برای این تولید را از بازارهای خارجی تأمین کند.
در چنین شرایطی، هرگونه شوک ارزی یا اختلال تجاری میتواند مستقیماً به هزینه تولید و قیمت مصرفکننده منتقل شود.
ازاینرو، توسعه تولید داخلی نهادههای دارای مزیت اقتصادی، تنوعبخشی به مبادی واردات، تقویت ذخایر راهبردی و ایجاد سازوکارهای تأمین مالی پایدار باید در اولویت سیاستهای امنیت غذایی قرار گیرد.
البته خودکفایی نیز نباید به معنای اصرار بر تولید هر محصول در هر شرایط اقلیمی و به هر هزینهای باشد. خودکفایی هوشمندانه، افزایش تابآوری و کاهش آسیبپذیری زنجیره تأمین باید جایگزین نگاه صرفاً آماری به تولید شوند.
تورم غذا؛ وقتی امنیت غذایی پشت ویترین فروشگاه متوقف میشود
یکی از نگرانکنندهترین ابعاد مسئله غذا در ایران، کاهش قدرت خرید خانوارها و افزایش هزینه دسترسی به مواد غذایی است.
امنیت غذایی زمانی تحقق پیدا میکند که مردم نهفقط به نان و سایر اقلام اصلی، بلکه به مجموعه متنوعی از مواد غذایی سالم و مغذی دسترسی داشته باشند.
سبد غذایی مطلوب باید شامل منابع کافی پروتئین، لبنیات، میوه، سبزیجات، غلات و سایر مواد مغذی موردنیاز بدن باشد.
اما افزایش هزینههای زندگی و فشار تورمی میتواند خانوارها را ناچار به تغییر الگوی مصرف کند.
در چنین شرایطی، ممکن است مصرف برخی مواد غذایی ارزشمند مانند گوشت، لبنیات، میوه و سایر منابع پروتئینی کاهش یابد و خانوارها برای مدیریت هزینهها به غذاهای ارزانتر با تنوع تغذیهای کمتر روی بیاورند.
پیامد این مسئله تنها اقتصادی نیست؛ بلکه در بلندمدت میتواند سلامت عمومی، رشد کودکان، کیفیت تغذیه سالمندان و حتی بهرهوری نیروی انسانی کشور را تحت تأثیر قرار دهد.
نباید فراموش کرد که هرگونه کاهش کیفیت تغذیه جامعه، میتواند هزینههایی بهمراتب سنگینتر در حوزه سلامت و درمان به اقتصاد ملی تحمیل کند.
از سوی دیگر، کاهش قدرت خرید مردم، تولیدکنندگان را نیز با چالش مواجه میکند. کاهش تقاضای مؤثر برای محصولات غذایی ممکن است فروش واحدهای تولیدی را محدود کرده و فشار مالی بر کشاورزان، دامداران و صنایع غذایی را افزایش دهد.
به این ترتیب، اقتصاد غذا با یک چرخه نگرانکننده مواجه میشود: افزایش هزینه تولید، رشد قیمت مصرفکننده، کاهش توان خرید خانوار، افت تقاضا و تضعیف دوباره تولید.
شکستن این چرخه نیازمند مجموعهای هماهنگ از سیاستهای کنترل تورم، حمایت هدفمند از مصرفکنندگان آسیبپذیر، ارتقای بهرهوری و کاهش هزینههای غیرضروری زنجیره تأمین است.
امنیت غذایی فقط به معنای توانایی کشور برای تولید غذا نیست؛ بلکه به معنای توانایی مردم برای خرید و مصرف آن نیز هست.
ضایعات غذایی؛ منابعی که پیش از رسیدن به سفره از دست میروند
در شرایطی که ایران با محدودیت منابع آبی و افزایش هزینه تولید روبهروست، اتلاف محصولات کشاورزی و مواد غذایی موضوعی است که نمیتوان از کنار آن بهسادگی عبور کرد.
بخشی از محصولات کشاورزی در مراحل برداشت، حملونقل، نگهداری، فرآوری، توزیع و مصرف نهایی از چرخه استفاده خارج میشوند.
ضعف تجهیزات برداشت، نبود زیرساخت کافی برای سردخانه و نگهداری، مشکلات بستهبندی و ناکارآمدی شبکه توزیع از جمله عواملی هستند که میتوانند به افزایش ضایعات منجر شوند.
هر کیلوگرم محصولی که بدون مصرف مفید از بین میرود، تنها هدررفت یک ماده غذایی نیست؛ بلکه بخشی از آب، خاک، انرژی، نیروی کار، سرمایه و زمان صرفشده برای تولید آن نیز از دست میرود.
از این منظر، کاهش ضایعات غذایی را باید نوعی افزایش تولید بدون فشار بیشتر بر منابع طبیعی دانست.
سرمایهگذاری در صنایع تبدیلی و تکمیلی، توسعه زنجیره سرد، آموزش تولیدکنندگان، بهبود بستهبندی و استفاده از سامانههای هوشمند مدیریت عرضه میتواند نقش مؤثری در کاهش این اتلاف داشته باشد.
در واقع، امنیت غذایی صرفاً در مزارع شکل نمیگیرد؛ بلکه در تمام مسیر انتقال محصول از مزرعه تا سفره ساخته یا تضعیف میشود.
سلامت غذا؛ حلقهای که نباید قربانی افزایش تولید شود
افزایش تولید غذا زمانی ارزشمند است که محصول نهایی از سلامت و کیفیت مناسب برخوردار باشد.
کنترل باقیمانده سموم کشاورزی، مصرف اصولی کودها و داروهای دامپزشکی، رعایت استانداردهای بهداشتی، کیفیت مواد اولیه، نظارت بر فرآیند تولید و رهگیری محصولات غذایی، از ارکان اساسی امنیت غذایی هستند.
غذای ناسالم نهتنها سلامت مصرفکننده را تهدید میکند، بلکه میتواند به اعتبار تولیدکنندگان داخلی و جایگاه صادراتی کشور نیز آسیب بزند.
بازارهای جهانی بیش از گذشته به استانداردهای ایمنی غذا، قابلیت رهگیری محصول، اصالت کالا و الزامات محیطزیستی توجه دارند.
بنابراین، سرمایهگذاری در آزمایشگاههای تخصصی، ارتقای نظام کنترل کیفیت، آموزش کشاورزان و توسعه استانداردهای تولید باید بهعنوان یک ضرورت اقتصادی و بهداشتی شناخته شود.
ایران برای حضور مؤثر و پایدار در بازارهای جهانی غذا، نیازمند حرکت از تولید کمّی به سمت تولید باکیفیت، استاندارد و قابلرقابت است.
بخش خصوصی؛ بازیگری که باید در تصمیمسازی حضور داشته باشد
یکی از ضعفهای ساختاری اقتصاد غذا در ایران، فاصله میان تصمیمگیری دولتی و واقعیتهای روزمره تولید است.
بخش خصوصی، تشکلهای تخصصی، اتحادیههای تولیدی، اتاقهای بازرگانی و فعالان زنجیره تأمین غذا، به دلیل ارتباط مستقیم با بازار و تولید، شناخت عملیاتی ارزشمندی از مشکلات این حوزه دارند.
بااینحال، تغییرات ناگهانی مقررات، بخشنامههای غیرقابلپیشبینی، محدودیتهای صادراتی و وارداتی و مداخلات غیرکارشناسی در قیمتگذاری، در مقاطع مختلف توان برنامهریزی بلندمدت فعالان اقتصادی را کاهش داده است.
تولید غذا فعالیتی نیست که بتوان آن را با تصمیمات کوتاهمدت و آزمونوخطای مستمر اداره کرد.
کشاورز برای انتخاب محصول و خرید نهاده، دامدار برای حفظ گله، مرغدار برای جوجهریزی و کارخانه برای تأمین مواد اولیه و توسعه بازار، به ثبات و قابلیت پیشبینی نیاز دارند.
ازاینرو، دولت باید نقش خود را از مداخلهگری مستمر در جزئیات بازار به سمت سیاستگذاری شفاف، نظارت مؤثر، تضمین رقابت سالم و پشتیبانی از زیرساختهای تولید تغییر دهد.
حضور واقعی تشکلهای اقتصادی در فرآیند تصمیمسازی، کاهش مقررات زائد، تسهیل سرمایهگذاری و توسعه ابزارهای تأمین مالی زنجیرهای میتواند بخشی از مشکلات موجود را برطرف کند.
دولت باید امنیت و ثبات سیاستگذاری را فراهم کند و بخش خصوصی بتواند با اتکا به دانش، سرمایه و رقابت، ظرفیت تولید و صادرات را توسعه دهد.
نوآوری؛ حلقه مفقوده جهش پایدار در تولید غذا
شعار روز جهانی غذا در سال ۲۰۲۶، «امروز نوآوری کنیم، فردا را تغذیه کنیم»، حامل پیامی روشن برای تمام کشورها و بهویژه ایران است.
آینده امنیت غذایی را نمیتوان صرفاً با روشهای گذشته تضمین کرد.
استفاده از هوش مصنوعی در مدیریت مزارع، سنجش از دور، کشاورزی دقیق، سامانههای هوشمند آبیاری، اصلاح ارقام مقاوم به خشکی، بهبود بهرهوری دام و طیور و توسعه فناوریهای نوین فرآوری غذا میتواند ظرفیتهای تازهای برای اقتصاد کشاورزی ایران ایجاد کند.
در کنار فناوریهای جدید، دانش بومی کشاورزان و تجربه تاریخی مدیریت منابع در مناطق مختلف کشور نیز سرمایهای ارزشمند است.
اما نوآوری زمانی به تحول اقتصادی منجر میشود که میان دانشگاه، شرکتهای دانشبنیان، کشاورزان، صنایع غذایی و بازار ارتباط مؤثر برقرار شود.
فناوری نباید تنها در نمایشگاهها، همایشها و طرحهای آزمایشی باقی بماند؛ بلکه باید به ابزاری قابلاستفاده و اقتصادی برای تولیدکننده تبدیل شود.
شرکتهای دانشبنیان زمانی میتوانند نقش واقعی خود را ایفا کنند که مسئله مشخصی از تولید را حل کنند؛ از کاهش مصرف آب و انرژی گرفته تا کنترل آفات، کاهش ضایعات، بهبود کیفیت محصول و افزایش بهرهوری.
ایران برای توسعه امنیت غذایی، بیش از هر زمان دیگری به پیوند دانش، سرمایه و تولید نیاز دارد.
از خودکفایی آماری تا امنیت غذایی واقعی؛ چه باید کرد؟
روز جهانی غذا باید فرصتی برای بازنگری جدی در سیاستهای کشاورزی و صنایع غذایی کشور باشد.
نخستین گام، تدوین یک راهبرد ملی و بلندمدت برای امنیت غذایی است؛ راهبردی که تولید کشاورزی، مدیریت منابع آب، تجارت خارجی، صنایع غذایی، سلامت جامعه و قدرت خرید خانوارها را بهصورت یکپارچه در نظر بگیرد.
در این راهبرد، افزایش بهرهوری باید بر توسعه کمّی و پرهزینه تولید اولویت داشته باشد.
اصلاح الگوی کشت متناسب با منابع آبی، توسعه کشاورزی قراردادی، کاهش ضایعات، تقویت زنجیرههای ارزش، حمایت از سرمایهگذاری بخش خصوصی و افزایش سهم فناوری در تولید باید به برنامههایی مشخص و قابلاندازهگیری تبدیل شوند.
در حوزه تجارت خارجی نیز لازم است سیاستهای وارداتی و صادراتی بر پایه امنیت عرضه و مزیتهای واقعی اقتصادی تنظیم شوند. ممنوعیتهای ناگهانی و تصمیمات مقطعی، هرچند ممکن است در کوتاهمدت با هدف تنظیم بازار اتخاذ شوند، در بلندمدت میتوانند اعتماد تجاری، سرمایهگذاری و موقعیت صادراتی کشور را تضعیف کنند.
همچنین تأمین مالی تولیدکنندگان، توسعه بیمه کشاورزی، کاهش ریسک سرمایهگذاری، تسهیل دسترسی به نهادهها و اصلاح زیرساختهای انرژی باید با جدیت دنبال شود.
در کنار همه این اقدامات، حمایت هوشمند و هدفمند از مصرفکنندگان نیز ضروری است تا افزایش هزینههای تولید و نوسانات اقتصادی به حذف تدریجی مواد غذایی ضروری از سفره خانوارها منجر نشود.
معیارهای ارزیابی موفقیت نیز باید تغییر کنند. علاوه بر میزان تولید، لازم است شاخصهایی مانند بهرهوری آب، درآمد واقعی کشاورزان، سهم صنایع تبدیلی، میزان ضایعات، پایداری تأمین نهادهها و توان خانوارها برای خرید سبد غذایی سالم بهصورت مستمر سنجیده و منتشر شوند.
سخن پایانی؛ آینده ایران از امنیت سفرههای مردم میگذرد
ایران برای تبدیلشدن به یکی از بازیگران مهم منطقه در تولید، فرآوری و تجارت غذا، از ظرفیتهای قابلتوجهی برخوردار است.
موقعیت جغرافیایی، تنوع تولیدات کشاورزی، بازار بزرگ داخلی، دسترسی به کشورهای همسایه، تجربه تولید صنعتی و سرمایه انسانی متخصص، فرصتهایی هستند که در صورت برنامهریزی صحیح میتوانند به موتور محرک رشد اقتصادی و توسعه صادرات غیرنفتی تبدیل شوند.
اما این آینده با تکرار شعارهای خودکفایی، افزایش آمار تولید یا برگزاری مراسم مناسبتی محقق نخواهد شد.
امنیت غذایی پایدار نیازمند شجاعت در اصلاح سیاستهای ناکارآمد، حفاظت از منابع طبیعی، حمایت واقعی از تولیدکنندگان، مشارکت بخش خصوصی، سرمایهگذاری در نوآوری و مهمتر از همه توجه به قدرت خرید و سلامت مردم است.
نباید فراموش کرد که کشاورز زیانده، صنعتگر گرفتار در بیثباتی اقتصادی و مصرفکنندهای که توان خرید غذای سالم را ندارد، هر سه نشانههای ضعف در یک زنجیره واحد هستند.
نمیتوان از امنیت غذایی سخن گفت، اما نسبت به کاهش منابع آب، فرسایش خاک، افزایش هزینه تولید، مشکلات تأمین نهادهها و کوچکشدن سبد غذایی خانوار بیتفاوت بود.
روز جهانی غذا یادآور یک مسئولیت ملی است: تولید غذا باید اقتصادی باشد، مصرف غذا باید برای مردم امکانپذیر باشد و منابع تولید غذا باید برای نسلهای آینده حفظ شوند.
شاید مهمترین پیام این روز برای سیاستگذاران ایرانی همین باشد:
امنیت غذایی نه در آمارهای تولید خلاصه میشود، نه در انبارهای مملو از کالا؛ امنیت غذایی زمانی معنا پیدا میکند که تولیدکننده از ادامه فعالیت خود اطمینان داشته باشد، صنعت غذا توان توسعه و رقابت پیدا کند و هیچ خانوادهای به دلیل مشکلات اقتصادی، از داشتن یک سفره سالم، کافی و باکیفیت محروم نماند.
آینده ایران تنها به میزان غذایی که تولید میکنیم وابسته نیست؛ به این بستگی دارد که چگونه تولید میکنیم، چگونه منابع خود را حفظ میکنیم و چگونه ثمره تولید را به سفره مردم میرسانیم.
دیدگاه تان را بنویسید