آخرین اخبار
پسته؛ طلای سبزی که سهم بازارش را نباید واگذار کنیم
تولید برای صادرات؛ نقشه راه بازگشت ایران به قلب بازار جهانی پسته
یادداشت | عطاالله اشرفی اصفهانی، نائیب رییس کمیسیون کشاورزی اتاق بازرگانی تهران
به مناسبت روز ملی پسته، شاید مهمترین پرسشی که باید از خودمان بپرسیم این نباشد که امسال چند تن پسته تولید کردهایم؛ پرسش مهمتر این است که از هر کیلو پستهای که با مصرف آب، سرمایه، نیروی انسانی و سالها انتظار باغدار تولید میشود، چه میزان ارزش اقتصادی و ارز برای کشور ایجاد میکنیم؟
پسته برای ایران یک محصول معمولی کشاورزی نیست. یکی از معدود محصولات کشاورزی است که نام ایران با آن در بازار جهانی شناخته شده، شبکهای گسترده از باغدار، کارگر، واحد فرآوری، صادرکننده، آزمایشگاه، حملونقل و تجارت را به هم متصل کرده و در سالهای خوب میتواند بیش از یک میلیارد دلار ارز وارد اقتصاد کشور کند.
طبق آمار گمرک، ارزش صادرات انواع پسته ایران در سال ۱۴۰۳ حدود ۱.۵ میلیارد دلار بوده است؛ در همان سال کل صادرات محصولات کشاورزی کشور حدود ۵.۲ میلیارد دلار اعلام شد. همین نسبت نشان میدهد پسته چه وزن بزرگی در سبد صادرات کشاورزی ایران دارد. (Khabar Farsi)
اما واقعیت دیگری نیز وجود دارد: بازار جهانی منتظر ایران نمیماند.
رقبای ما در حال توسعه باغ، افزایش بهرهوری، سرمایهگذاری در بازاریابی، قراردادهای بلندمدت با خریداران، استانداردسازی و ساخت شبکه توزیع هستند. اگر سیاست ما همچنان صرفاً «تولید محصول و سپس جستوجوی خریدار» باشد، ممکن است همچنان پسته تولید کنیم اما سهم بیشتری از بازار جهانی را از دست بدهیم.
زمانی ایران معیار بازار جهانی بود؛ امروز آمریکا بازیگر مسلط است
آمار تاریخی انجمن پسته ایران تصویر بسیار روشنی ارائه میکند. تولید پسته خشک ایران از ۵۲ هزار تن در سال محصولی ۲۰۱۸ به ۱۹۵ هزار تن در ۲۰۱۹، ۲۴۳ هزار تن در ۲۰۲۰، ۱۳۵ هزار تن در ۲۰۲۱، ۹۲ هزار تن در ۲۰۲۲، ۱۶۸ هزار تن در ۲۰۲۳، ۲۱۷ هزار تن در ۲۰۲۴ و ۲۲۵ هزار تن در ۲۰۲۵ رسیده است.
این اعداد در درجه نخست یک واقعیت را نشان میدهند: تولید ایران بسیار پرنوسان است. در مقابل، آمریکا طی همین سالها ظرفیت تولید خود را به شکل قابل توجهی افزایش داده و در سال ۲۰۲۵ تولید آن بر اساس آمار انجمن پسته ایران به حدود ۷۱۳ هزار تن رسیده؛ بیش از سه برابر محصول ایران.
روند صادرات نیز همین تغییر موازنه را نشان میدهد. صادرات ایران طبق سری تاریخی انجمن پسته، از ۴۵ هزار تن در ۲۰۱۸ به ۱۴۰ هزار تن در ۲۰۱۹ و ۲۰۶ هزار تن در ۲۰۲۰ رسید، اما در سالهای ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ به ترتیب به ۸۸ و ۵۶ هزار تن کاهش یافت. سپس در ۲۰۲۳ به ۱۱۰ هزار و در ۲۰۲۴ به حدود ۱۶۲ هزار تن بازگشت. در مقابل، آمریکا در سال ۲۰۲۴ حدود ۳۱۸ هزار تن صادرات داشته است.
این جدول کوچک عمق تحول را بهتر نشان میدهد:
| سال محصولی | تولید ایران | صادرات ایران |
|---|---|---|
| ۲۰۱۸ | ۵۲ هزار تن | ۴۵ هزار تن |
| ۲۰۱۹ | ۱۹۵ هزار تن | ۱۴۰ هزار تن |
| ۲۰۲۰ | ۲۴۳ هزار تن | ۲۰۶ هزار تن |
| ۲۰۲۱ | ۱۳۵ هزار تن | ۸۸ هزار تن |
| ۲۰۲۲ | ۹۲ هزار تن | ۵۶ هزار تن |
| ۲۰۲۳ | ۱۶۸ هزار تن | ۱۱۰ هزار تن |
| ۲۰۲۴ | ۲۱۷ هزار تن | ۱۶۲ هزار تن |
| ۲۰۲۵ | ۲۲۵ هزار تن | سال تجاری در حال تکمیل |
منبع دادههای این جدول انجمن پسته ایران است و اعداد بر مبنای سال محصولی و هزار تن گزارش شدهاند.
بنابراین مسئله فقط یک یا دو سال کممحصول نیست. رقیب اصلی ایران یک زیرساخت تولید و صادرات بسیار بزرگ ساخته است.
USDA نیز گزارش کرده تولید پسته آمریکا در ۲۰۲۵ به رکورد ۱.۵۸ میلیارد پوند رسیده و سطح باغهای بارده این کشور طی دو دهه تقریباً پنج برابر شده است. آمریکا اکنون دهمین سال متوالی است که جایگاه نخست صادرات جهانی پسته را در اختیار دارد.
برای بخش خصوصی ایران، این آمار باید یک زنگ هشدار باشد؛ سابقه تاریخی، کیفیت محصول و شهرت «پسته ایرانی» مزیت هستند، اما مزیت تاریخی بدون سرمایهگذاری مداوم به سهم بازار تبدیل نمیشود.
سال ۱۴۰۵؛ خطر افت تولید دوباره جدی شده است
موضوع نگرانکنندهتر، چشمانداز محصول جدید است. انجمن پسته ایران پیشبینی کرده تولید پسته خشک کشور در سال ۱۴۰۵ به حدود ۱۱۸ هزار تن برسد؛ یعنی پس از محصول ۲۲۵ هزار تنی سال قبل، با یک سال کممحصول جدی مواجه هستیم. برآورد انجمن حاکی از آن است که حدود ۶۵ درصد محصول جدید از ارقام کشیده و ۳۵ درصد از ارقام گرد خواهد بود.
البته «سالآوری و سالناآوری» بخشی از زیستشناسی درخت پسته است، اما همه نوسان را نمیتوان به طبیعت نسبت داد.
کاهش منابع آب، شوری آب، گرما و خشکسالی، سرمازدگی، قطعی برق و اختلال در آبیاری، افزایش هزینه نهادهها و پایین بودن بهرهوری بخشی از واقعیت امروز باغهای پسته کشور است. وزارت جهاد کشاورزی نیز سطح باغهای پسته را در سال ۱۴۰۳ حدود ۶۵۰ هزار هکتار اعلام کرده است. نکته مهم اینجاست که افزایش سطح باغ الزاماً به معنی افزایش پایدار تولید نیست؛ آنچه اهمیت دارد عملکرد اقتصادی هر هکتار و ارزش ایجادشده از هر مترمکعب آب است.
از نگاه بخش خصوصی، سیاست توسعه پسته نباید مسابقه افزایش سطح زیرکشت باشد. در بسیاری از مناطق، آب دیگر اجازه چنین سیاستی را نمیدهد.
هدف باید تغییر کند: پسته بیشتر با آب بیشتر نه؛ پسته صادراتیتر با آب کمتر.
سال گذشته نشان داد پسته هنوز توان ارزآوری بزرگ دارد
سال ۱۴۰۳ را میتوان یکی از سالهای قابل توجه تجارت پسته ایران دانست. بر اساس اعلام گمرک، حدود ۱.۵ میلیارد دلار پسته صادر شد. همچنین وزارت جهاد کشاورزی اعلام کرده بود در دوره بعد، حدود ۱۰۰ هزار تن پسته و فرآوردههای آن فقط طی ۹ ماه به ارزش ۷۳۰ میلیون دلار به ۶۷ کشور صادر شده است.
اما در سال تجاری جاری سرعت صادرات کاهش یافته است. گزارش انجمن پسته ایران نشان میدهد تا پایان ماه دهم سال محصولی ۲۰۲۵/۲۶، یعنی تا ۲۲ ژوئیه ۲۰۲۶، صادرات معادل پسته خشک در پوست به حدود ۱۳۰ هزار تن رسیده که حدود ۳۰ درصد کمتر از مدت مشابه سال قبل است. فقط در تیرماه ۱۴۰۵ صادرات حدود پنج هزار تن بوده، در حالی که در تیر سال قبل ۱۲ هزار تن صادر شده بود. مشکلات مسیرهای حملونقل و محدودیتهای عملیاتی از دلایل این کاهش عنوان شدهاند.
این تجربه یک درس مهم دارد: تولید بدون مسیر مطمئن صادرات، خودش میتواند به بحران تبدیل شود.
اگر باغدار محصول تولید کند ولی صادرکننده نتواند در زمان مناسب ارز جابهجا کند، حمل انجام دهد، مجوز بگیرد یا قرارداد خارجی را اجرا کند، فشار بازار در نهایت به باغدار منتقل خواهد شد.
بازار پسته ایران کجاست؟
ساختار بازارهای صادراتی ایران نیز در حال تغییر است.
در محصول ۲۰۲۴، بر اساس آمار انجمن پسته ایران، حدود ۲۷ درصد صادرات ایران به بازارهای صادرات مجدد مانند ترکیه و امارات، ۱۹ درصد به شرق دور، ۱۸ درصد به کشورهای CIS، حدود ۱۷ درصد به شبهقاره هند، ۱۱ درصد به خاورمیانه، ۶ درصد به اتحادیه اروپا و ۲ درصد به سایر بازارها اختصاص داشته است.
اما برای تدوین سیاست صادراتی، همه این بازارها را نباید یکسان دید.
چین؛ بازاری که ایران نباید در آن عقبنشینی کند
چین یکی از بزرگترین بازارهای پسته جهان است. در سال ۲۰۲۴ این کشور حدود ۱۳۳.۷ هزار تن پسته وارد کرد. آمریکا حدود ۹۰.۷ هزار تن و ایران حدود ۴۰.۷ هزار تن از این بازار را تأمین کردند. یعنی ایران هنوز بازیگر بسیار مهمی در چین است، اما آمریکا فاصله معناداری ایجاد کرده است.
از طرف دیگر، USDA برآورد میکند مصرف پسته چین حدود ۹۰ تا ۱۱۰ هزار تن باشد و تولید داخلی آن در برابر مصرف بسیار ناچیز است. بنابراین چین همچنان یک بازار استراتژیک برای ایران باقی خواهد ماند.
مسئله این است که در سال تجاری ۲۰۲۵/۲۶ سهم شرق دور از صادرات ایران بهشدت کاهش پیدا کرده است. انجمن پسته ایران میگوید محدودیتهای مجوزهای تجاری و ضمانتنامهها باعث شد بخشی از صادرکنندگان فرصت ارسال محصول پیش از سال نوی چین را از دست بدهند و سهم شرق دور تا مقطعی به حدود ۷ درصد صادرات سال جاری کاهش یابد.
از نگاه من، از دست دادن «پنجره فروش» در بازاری مانند چین به دلیل یک تصمیم اداری داخلی قابل دفاع نیست.
بازار صادراتی تقویم دارد؛ مشتری خارجی منتظر اصلاح بخشنامه ما نمیماند.
هند؛ بازاری که ایران هنوز در آن مزیت جدی دارد
هند شاید مهمترین فرصت رشد پسته ایران در سالهای آینده باشد.
در سال ۲۰۲۴ هند حدود ۴۰.۲ هزار تن پسته وارد کرد که ایران با بیش از ۲۰.۳ هزار تن بزرگترین تأمینکننده آن بود؛ آمریکا حدود ۱۷.۶ هزار تن در رتبه بعد قرار داشت.
جمعیت بزرگ، افزایش درآمد طبقه متوسط، توسعه صنعت شیرینی و بستنی و افزایش مصرف خشکبار، هند را به بازاری تبدیل کرده که نباید تنها به فروش سنتی پسته در آن اکتفا کرد.
در این بازار، فروش مغز، پودر، خلال و مواد اولیه صنایع غذایی میتواند حتی مهمتر از فروش پسته در پوست باشد.
روسیه و آسیای میانه؛ فرصت نزدیک جغرافیایی
کشورهای مشترکالمنافع در محصول ۲۰۲۴ حدود ۱۸ درصد مقصد صادرات ایران بودند. فقط روسیه بیش از ۸.۶ هزار تن و قزاقستان بیش از ۹ هزار تن از صادرات ثبتشده آن دوره را جذب کردند.
اجراییشدن توافق تجارت آزاد ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا از مه ۲۰۲۵ نیز میتواند برای بسیاری از کالاهای ایرانی دسترسی تعرفهای بهتری ایجاد کند. این فرصت باید از یک توافق سیاسی روی کاغذ به قرارداد واقعی بین صادرکننده ایرانی و شبکههای توزیع روسیه، قزاقستان، بلاروس، ارمنستان و قرقیزستان تبدیل شود.
اروپا؛ بازار دشوار اما گرانقیمت
نباید صرفاً به دلیل سختگیریهای اروپا از آن عقب نشست.
بازار اروپایی پسته بین سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ بهطور متوسط سالانه حدود ۹.۸ درصد رشد حجمی داشته است. اما آمریکا در بخش بزرگی از این بازار دست بالا را پیدا کرده؛ برای مثال ۸۵ درصد واردات آلمان در ۲۰۲۵ از آمریکا تأمین شده و سهم مستقیم ایران تنها حدود شش درصد بوده است.
دلیل فقط تحریم نیست.
اروپا روی آفلاتوکسین، باقیمانده سموم، ردیابی محصول، آلودگی میکروبی و استانداردهای ایمنی غذایی بسیار حساس است و پسته ایران و ترکیه تحت کنترلهای ویژه قرار دارند.
اگر میخواهیم دوباره سهم بالاتری از اروپا بگیریم، باید بپذیریم که محصول صادراتی اروپا از روز برداشت در پایانه شروع نمیشود؛ از باغ شروع میشود.
باغدار باید بداند محصولش برای کدام بازار تولید میشود، چه سمی قابل استفاده است، دوره کارنس چیست، محصول چگونه برداشت و خشک میشود و هر محموله باید امکان ردیابی تا باغ را داشته باشد.
صادرات فلهای؛ هنوز یکی از فرصتهای ازدسترفته ایران
آمار انجمن پسته ایران نکته مهم دیگری دارد.
در ساختار صادرات پسته، پسته خندان در پوست حدود ۶۵ درصد وزن صادرات را تشکیل میدهد اما حدود ۵۱ درصد ارزش را ایجاد میکند. در مقابل، مغز طبیعی با تنها ۲۱ درصد وزن، حدود ۳۶ درصد ارزش صادرات را به خود اختصاص میدهد. مغز سبز نیز حدود دو درصد وزن اما حدود پنج درصد ارزش را تشکیل میدهد.
این اعداد یک پیام روشن دارد:
اگر هدف ارزآوری است، فقط نباید درباره تن صادرات صحبت کنیم؛ باید درباره دلار حاصل از هر کیلو محصول صحبت کنیم.
اتفاق مثبتی نیز در سال گذشته رخ داده است. انجمن پسته ایران گزارش کرده سهم مغز و مغز سبز از صادرات، پس از تبدیل به معادل خشک در پوست، به حدود ۴۷ درصد رسیده در حالی که متوسط پنج سال قبل ۳۶ درصد بوده است. رشد تقاضای صنایع شیرینی، بستنی و شکلات برای مغز پسته، یکی از عوامل این تغییر است.
موج جهانی محصولاتی مانند «شکلات دبی» نیز نشان داد پسته دیگر فقط یک آجیل نیست؛ یک ماده اولیه صنعتی با ارزش افزوده بالا است. بازار اروپا نیز افزایش تقاضا برای مغز سبز، خمیر پسته، خلال و مواد اولیه صنایع شکلات و شیرینی را تأیید میکند.
در این نقطه، ایران یک فرصت استثنایی دارد.
چرا باید بخشی از محصول ما به ترکیه یا امارات برود، در آنجا فرآوری یا مجدداً صادر شود و بخش بیشتری از ارزش افزوده و حتی اعتبار برند نصیب واسطه شود؟
هدف بلندمدت باید حرکت از «صادرات پسته» به «صادرات صنعت پسته» باشد.
مشکل کجاست؟ همه تقصیر دولت نیست
منصفانه نیست اگر تمام عقبماندگی صادرات پسته را به دولت، تحریم یا مقررات ارزی نسبت دهیم.
بخش خصوصی نیز مسئولیت دارد.
هنوز بخشی از محصول به صورت غیرقراردادی و بدون استاندارد یکنواخت تولید میشود؛ در برخی مناطق فرآوری سنتی وجود دارد؛ سرمایهگذاری در برند ایرانی در بازار مقصد محدود است؛ شرکتهای ایرانی به اندازه رقبای آمریکایی در بازاریابی مصرفکننده نهایی سرمایهگذاری نمیکنند و بسیاری از صادرکنندگان، طبیعی است که به دلیل ریسکهای موجود، به فروش کوتاهمدت و بازارهای واسطهای متمایل شوند.
رئیس پژوهشکده پسته نیز به صراحت به بهرهوری پایین آب، عملکرد کم در هکتار، هزینه بالای تولید، کیفیت نهادهها و مشکلات بازار داخلی و صادراتی به عنوان چالشهای صنعت اشاره کرده است.
در طرف مقابل، آمریکا فقط پسته بیشتری تولید نکرده؛ یک سیستم صادراتی ساخته است: تولید در مقیاس، کیفیت یکنواخت، لجستیک قابل پیشبینی، بازاریابی جمعی، حضور دائمی در بازارهای مقصد و سرمایهگذاری روی ایمنی غذایی.
رقابت با چنین ساختاری فقط با تکیه بر جمله «پسته ایران خوشطعمتر است» ممکن نیست.
دولت برای بازپسگیری سهم بازار چه باید بکند؟
به اعتقاد من، دولت نباید صادرکننده پسته شود و نباید قیمت و بازار را به جای فعال اقتصادی تعیین کند. وظیفه دولت باید کاهش ریسک و هزینه تجارت باشد. اگر بخواهیم سیاست «تولید برای صادرات» جدی شود، حداقل هشت اقدام ضروری است:
-
ثبات مقررات ارزی و صادراتی: صادرکنندهای که برای شش ماه آینده قرارداد میبندد باید بداند نحوه بازگشت ارز، ضمانتنامه، مجوز و مقررات صادرات چگونه خواهد بود. بخشنامه ناگهانی در فصل فروش یعنی تحویل بازار به رقیب.
-
ایجاد مسیر ویژه تعهد ارزی برای محصولات کشاورزی: پسته محصول صنعتی با گردش نقدی ماهانه نیست. زمان خرید از باغدار، انبارش، فروش و وصول ارز متفاوت است. مقررات باید با چرخه واقعی تجارت محصول هماهنگ باشد.
-
دیپلماسی فعال تجاری در چین، هند، روسیه و اروپا: رایزن تجاری نباید فقط گزارش تهیه کند. باید مسئله تعرفه، استاندارد، ثبت محصول، مجوزهای بهداشتی و حل اختلافات را پیگیری کند و صادرکننده ایرانی را به خریدار عمده متصل سازد.
-
ایجاد نظام ملی ردیابی پسته صادراتی: هر محموله صادراتی ممتاز باید از مقصد تا پایانه، فرآوری و باغ قابل ردیابی باشد. شبکه آزمایشگاههای معتبر برای آفلاتوکسین و باقیمانده سموم باید در قطبهای تولید توسعه یابد و نتایج آن برای خریداران خارجی قابل استناد باشد.
-
سرمایهگذاری روی بهرهوری به جای توسعه بیمحابای سطح باغ: تسهیلات دولت باید به اصلاح باغهای کمبازده، آبیاری هوشمند، پایههای مقاوم به شوری و خشکی و فناوریهایی اختصاص یابد که محصول صادراتی بیشتری از هر مترمکعب آب ایجاد میکنند. توسعه باغ در منطقه فاقد آب، سیاست صادراتی نیست.
-
تأمین مالی صادرات و انبارداری: باغدار نباید مجبور باشد در زمان برداشت محصول را زیر قیمت بفروشد و صادرکننده نیز نباید برای خرید محصول گرفتار کمبود سرمایه در گردش باشد. انبارهای استاندارد، گواهی سپرده، اعتبار صادراتی و بیمه قراردادهای خارجی میتواند قدرت چانهزنی را افزایش دهد.
-
مشوق برای ارزش افزوده، نه صرفاً افزایش وزن صادرات: مغز سبز، خلال، پودر و خمیر پسته، محصولات مورد استفاده در شکلات و بستنی و بستهبندیهای مصرفکننده نهایی باید در سیاست صنعتی و صادراتی جایگاه ویژه داشته باشند.
-
ساخت برند مشترک «Pistachio of Iran»: شرکتها برند خود را خواهند داشت، اما ایران نیز به یک برنامه بازاریابی جمعی نیاز دارد؛ حضور مستمر در CIIE چین، Anuga، SIAL، Gulfood و نمایشگاههای تخصصی هند و اروپا، همراه با تبلیغ ویژگیهای واقعی و قابل اثبات پسته ایرانی.
صادرات مجدد؛ موفقیت است اما هدف نهایی نیست
اینکه ترکیه و امارات از بزرگترین مسیرهای صادراتی پسته ایران هستند، هم فرصت است و هم هشدار.
در محصول ۲۰۲۴ حدود ۲۷ درصد صادرات به بازارهای صادرات مجدد رفته است.
وجود هاب تجاری ضروری است و نمیتوان آن را منفی دانست؛ اما اگر سهم بسیار بزرگی از محصول ایرانی از مسیر واسطهها وارد بازار نهایی شود، اطلاعات مشتری، حاشیه سود، بستهبندی و برند در اختیار دیگران قرار میگیرد.
ما باید بتوانیم بخشی بیشتری از محصول را مستقیماً به کارخانه شکلات در آلمان، عمدهفروش هند، زنجیره غذایی چین یا توزیعکننده روسیه بفروشیم.
این همان جایی است که خدمات دیپلماسی تجاری و تشکلهای صادراتی معنا پیدا میکند.
آینده بازار؛ مغز پسته میتواند برگ برنده ایران باشد
رقابت در بازار پسته در پوست بهشدت وابسته به مقیاس است و آمریکا در مقیاس تولید مزیت بزرگی پیدا کرده است.
اما ایران مزیتهایی دارد که هنوز قابل تبدیل به پول بیشتری هستند: تنوع ارقام، درصد مغز بالا، رنگ و طعم، پستههای کشیده و خصوصاً توانایی حضور در بازار مغز طبیعی و مغز سبز.
درست در همین بخش است که رشد جهانی صنایع شکلات، بستنی، شیرینی و محصولات پریمیوم فرصت جدیدی ایجاد کرده است.
بنابراین شاید استراتژی ما نباید این باشد که با آمریکا صرفاً بر سر «تن پسته در پوست» رقابت کنیم؛ باید بخشی از رقابت را به زمینی منتقل کنیم که ارزش هر کیلو مهمتر از وزن هر محموله است.
سال ۱۴۰۵؛ آزمون واقعی سیاست تولید برای صادرات
پیشبینی محصول ۱۱۸ هزار تنی امسال را نباید صرفاً یک خبر منفی دانست.
این عدد باید سیاستگذار را وادار کند که به نوسان تولید به عنوان یک مسئله ساختاری نگاه کند.
در سال محصولی قبل ۲۲۵ هزار تن محصول داشتیم و اکنون پیشبینی تقریباً نصف آن مطرح شده است. بازاری که یک سال با عرضه فراوان و سال بعد با افت شدید روبهرو باشد، قدرت عقد قراردادهای بلندمدت خود را از دست میدهد.
صادرکننده آمریکایی میتواند به خریدار بزرگ درباره حجم تحویل سالهای آینده اطمینان بیشتری بدهد. صادرکننده ایرانی برای رقابت باید پشت سر خود یک زنجیره تولید قابل پیشبینی داشته باشد.
این یعنی کشاورزی قراردادی، آمار دقیق پیش از برداشت، مدیریت موجودی، استاندارد واحد و ارتباط دائمی تولیدکننده و صادرکننده دیگر موضوعات لوکس نیستند؛ لازمه حفظ بازارند.
پسته را باید از ابتدا برای صادرات تولید کنیم
سالهاست در اقتصاد ایران ابتدا تولید میکنیم و بعد میپرسیم محصول را کجا بفروشیم.
این الگو باید برعکس شود.
ابتدا باید مشخص کنیم بازار چین چه اندازه و چه رقمی میخواهد؛ صنعت شکلات اروپا چه مغزی نیاز دارد؛ خریدار هندی چه سایز و قیمتی میپسندد؛ روسیه چه بستهبندی و استانداردی میطلبد؛ سپس باغ، فرآوری و تجارت را با همان هدف هماهنگ کنیم.
تولید برای صادرات یعنی بازار قبل از محصول دیده شود.
این نگاه نه تنها ارزآوری را افزایش میدهد، بلکه به باغدار هم کمک میکند؛ زیرا محصول استاندارد و دارای خریدار مشخص، نسبت به محصولی که پس از برداشت باید برای آن بازار پیدا کرد، ارزش اقتصادی بالاتری دارد.
پسته ایران هنوز بازی را نباخته است
با وجود تمام مشکلات، من با نگاه بدبینانه به آینده پسته ایران موافق نیستم.
ایران در ۲۰۲۴ حدود ۱۶۲ هزار تن پسته صادر کرده، در هند یکی از اصلیترین تأمینکنندگان است، سهم قابل توجهی از بازار چین دارد، در روسیه و آسیای میانه جایگاه تاریخی دارد و برای مغز و مغز سبز ایرانی بازار رو به رشدی وجود دارد.
اما باید یک واقعیت را بپذیریم:
اسم ایران به تنهایی تضمینکننده فروش پسته ایران نیست.
بازار جهانی امروز محصولی میخواهد که کیفیت آن پایدار باشد، آزمایش آن قابل اعتماد باشد، تحویل آن بهموقع انجام شود، قراردادش قابل اجرا باشد و صادرکننده بتواند سال بعد نیز همان کیفیت را عرضه کند.
اگر دولت زیرساخت، ثبات مقررات، دیپلماسی و استاندارد را فراهم کند و بخش خصوصی نیز کیفیت، برند، قرارداد و بازاریابی را جدی بگیرد، رسیدن دوباره به ارزآوری بالاتر از ۱.۵ میلیارد دلار نه یک شعار، بلکه هدفی قابل دستیابی است.
اما راه رسیدن به آن از افزایش سطح زیرکشت نمیگذرد؛ از افزایش بهرهوری، ارزش افزوده و سهم بازار میگذرد.
پسته را نباید فقط تولید کنیم؛ باید برای جهان تولید کنیم
روز ملی پسته فرصتی است تا سیاست این محصول را از نو تعریف کنیم. پسته یک کالای داخلی با مازاد قابل صادرات نیست؛ در منطق اقتصادی، پسته ایران باید از ابتدا یک محصول صادراتمحور باشد.
یعنی باغدار برای استاندارد بازار مقصد تولید کند، واحد فرآوری برای صادرات تجهیز شود، نظام بانکی در خدمت تجارت قرار گیرد، دولت هزینه مبادله را کاهش دهد و صادرکننده نیز به جای فروش مقطعی، برای ساخت بازار و برند سرمایهگذاری کند.
اگر این اتفاق بیفتد، پسته میتواند همچنان یکی از قدرتمندترین ابزارهای کشاورزی ایران برای ارزآوری، اشتغال، توسعه مناطق کویری و حضور در تجارت جهانی باقی بماند.
در غیر این صورت، ممکن است بزرگترین خسارت صنعت پسته نه کاهش یک سال تولید، بلکه واگذاری آرام بازارهایی باشد که بازپسگرفتن آنها بسیار دشوارتر از احداث یک باغ جدید است.
پسته ایران هنوز مزیت دارد؛ آنچه کم داریم، یک سیاست منسجم «تولید برای صادرات» است.
دیدگاه تان را بنویسید